بست نشستن و حکایت چنار عباسعلی

شماره روزنامه: ۴۱۹۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۳۱۶۵۰۵ تاريخ و اقتصاد

یکی از خدمتکاران اندرون مرتکب خلافی شده و از آنجا که دانست مورد خشم و بازخواست خانم خود قرار خواهد گرفت شبانگاه فرار کرده در حضرت عبدالعظیم بست نشست. چون این خبر به گوش شاه رسید سخت به رقت آمد و به بانوی کنیز فراری گفت تا از تقصیر وی درگذرد.

بست نشستن و حکایت چنار عباسعلی

آنگاه برای آنکه اهل اندرون ملجأ و مامنی نزدیک‌تر داشته باشند و هنگام ضرورت به آن پناه برند در نهان به یکی از گیس سپیدان حرم دستور داد تا آواز دهد خواب نما شده و به وی گفته‌اند در پای چنار کهنسال که کنار مظهر قنات «مهر گرد» در اندرون واقع است امامزاده‌ای به نام عباسعلی مدفون است. گیس سفید گفته شاه را به کار بست و این خبر در اندرون انتشار یافت. اهل حرم شادی‌ها کردند و از شاه خواستند تا نرده‌ای دور درخت کشیده شود. شاه به نصب نرده امر کرد و آن‌را به رنگ سبز اندود کردند. از آن پس درخت مزبور به چنار عباسعلی معروف شد و اطرافش شمع‌های نقره کوبیده هر شب شمع‌ها در آن افروختند. رفته رفته چنار مزبور اهمیتی بسزا یافت و بستی محکم شد. به این گونه برای نیازمندان حرمسرا نقطه توجه و پناهگاهی نزدیک به‌وجود آمد.

منبع: یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین‌شاه نوشته دوستعلی‌خان معیرالممالک به نقل از تاریخ شفاهی.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن