تنشهای منطقهای، رویای فولاد ۳۰۰میلیون تنی هند را تهدید میکند
فولاد هند در محاصره تنشهای خاورمیانه
زیان شرکتهای کوچک و بزرگ
اختلال در تامین سوخت تنها به یک بخش از زنجیره فولاد محدود نمانده است. کمبود گاز طبیعی مایع (LNG) فعالیت واحدهای آهنسازی مبتنی بر گاز را تحتتاثیر قرار داده و همزمان کمبود گاز مایع (LPG) نیز فرآیندهای تولید فولاد ضدزنگ را مختل کرده است.
فولادسازان کوچک هند که به گاز طبیعی مایع وابستهاند، با تشدید محدودیت عرضه ناشی از درگیریها، ناچار به کاهش تولید شدهاند. برخی تولیدکنندگان هشدار دادهاند که در صورت عادی نشدن تامین سوخت، ممکن است تولید بهطور چشمگیری افت کند.
با این حال بحران فعلی تنها محدود به شرکتهای کوچک نیست. دادهها نشان میدهند که کمبود گاز، برخی واحدهای شرکت JSW Steel را نیز تحت فشار قرار داده و یکی از واحدهای این شرکت با خطر توقف فعالیت به دلیل محدودیت عرضه روبهرو شده است. این غول فولادی در چنین شرایطی از دولت هند خواسته برای رفع کمبود گاز در صنعت فولاد مداخله کند.
شرکت ArcelorMittal Nippon Steel India نیز به دلیل وابستگی گسترده به فناوری آهن اسفنجی مبتنی بر گاز (DRI) در معرض آسیب قرار دارد. حدود ۶۵ درصد از ظرفیت ۹میلیون تنی تولید فولاد این شرکت به واحدهای DRI گازمحور و کورههای قوس الکتریکی وابسته است.
در همین حال، Jindal Steel برای مدیریت کمبود گاز طبیعی و LPG، استفاده از گاز سنتز یا سینگس را در برخی کورههای خود آغاز کرده است. در عین حال، افزایش قیمت نفت نیز هزینه نهادههای تولید را بالا برده است. کارشناسان این صنعت معتقدند بحران فعلی میتواند موج تازهای از تورم هزینهای را به فولادسازان تحمیل کند، زیرا رشد قیمت نفت خام، هزینه سوخت و حملونقل را افزایش داده است. اختلال در تردد کشتیها از مسیر تنگه هرمز نیز عرضه سوختهای صنعتی و سایر مواد اولیه مورد نیاز صنعت فولاد را محدودتر کرده است.
دولت هند در واکنش به این شرایط، سهمیه LPG تجاری را افزایش داده و برای برخی صنایع اولویتدار از جمله فولاد، که امکان جایگزینی سوخت در آنها محدود است، تسهیلاتی در نظر گرفته است. با این حال، هنوز حمایت مشخص و ویژهای برای واحدهای وابسته به LNG ارائه نشده است.
بحرانهای پیاپی
تداوم درگیریها بار دیگر یکی از بزرگترین ریسکهای امنیت انرژی برای صنعت فولاد هند را آشکار کرده است: وابستگی سنگین این کشور به واردات زغالسنگ متالورژیکی یا ککشو.
هند حدود ۹۰ درصد نیاز خود به زغالسنگ ککشو را وارد میکند که بخش عمده آن از استرالیا تامین میشود. این وابستگی فولادسازان هندی را در معرض نوسانات جهانی عرضه و قیمت قرار داده است. به عبارتی بازاری که پیشتر نیز بیثبات بود، اکنون با تشدید درگیریها بیش از گذشته شکننده شده است.
قیمت زغالسنگ ککشوی ممتاز استرالیا در ژانویه ۲۰۲۶ به بالاترین سطح در ۱۷ ماه گذشته رسید؛ آن هم در شرایطی که بارشهای شدید و سیلاب در ایالت کوئینزلند، عملیات معدنی را مختل کرد. از آنجا که استرالیا بازیگر مسلط بازار جهانی زغالسنگ متالورژیکی است، این اتفاق نشانهای از اختلال عرضه و افزایش فشار قیمتی در بازار جهانی بود. افزون بر این با تشدید جنگ در خاورمیانه، قیمت جهانی زغالسنگ ککشو در نیمه دوم مارس بار دیگر صعود کرد و فشار هزینهای بیشتری به فولادسازان وارد کرد.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که بخش عمده تولید فولاد هند و پروژههای جدید توسعه ظرفیت این کشور همچنان بر پایه کورهبلندهای زغالسنگمحور و حتی برخی واحدهای DRI مبتنی بر زغالسنگ بنا شدهاند. به همین دلیل درحالیکه هند قصد دارد ظرفیت تولید فولاد خود را تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰۰میلیون تن در سال برساند، وابستگی به زغالسنگ وارداتی و ریسکهای ناشی از آن نیز افزایش خواهد یافت.
این درگیریها هزینه این وابستگی را نیز بالاتر بردهاند. اگرچه جنگ در خاورمیانه مستقیما تولید زغالسنگ را مختل نکرده، اما ریسکهای پیرامون آن را تشدید کرده است؛ زیرا افزایش قیمت نفت هزینه حملونقل را بالا برده، مسیرهای کشتیرانی را غیرقابل پیشبینیتر کرده و حق بیمه حمل را افزایش داده است.
همچنین این دومین بار طی چهار سال اخیر است که یک درگیری نظامی به بحران سوختهای فسیلی منجر میشود. حمله روسیه به اوکراین نیز جهش شدید قیمت زغالسنگ را در پی داشت. این اتفاق حاشیه سود عملیاتی فولادسازان هندی را حدود پنج واحد درصد کاهش داد. این تجربه نشان میدهد که مانند گاز طبیعی، قیمت زغالسنگ ککشو نیز میتواند به شدت پرنوسان باشد و حاشیه سود شرکتها را تحت فشار قرار دهد.
در نهایت آنچه برای فولادسازان اهمیت دارد تنها قیمت معدن نیست، بلکه هزینه نهایی تحویل است. موسسه S&P Global گزارش داده که این درگیریها هزینه حمل دریایی را به شدت افزایش داده است؛ بهطوریکه نرخ حمل کشتیهای کیپسایز تنها در هفتههای ابتدایی مارس ۲۰۲۶ از ۹.۸ دلار به ۱۲.۲ دلار به ازای هر تن رسید. افزایش قیمت سوخت کشتیها و اختلال در تردد از مسیر تنگه هرمز از عوامل اصلی این جهش بودهاند. در نتیجه، هزینه واردات زغالسنگ ککشو و سنگآهن برای فولادسازان هندی افزایش یافته و آنها را ناچار کرده است برای حفظ حاشیه سود، قیمت فولاد در بازار داخلی را بالا ببرند.
زنجیره تامین فولاد سبز
پیامدهای جنگ علیه ایران تنها به سوختهای فسیلی محدود نشده و اکنون برخی از مهمترین نهادههای موردنیاز برای آینده کمکربن صنعت فولاد هند را نیز تحتتاثیر قرار داده است.
در شرایطی که هند به دنبال حرکت به سمت مسیرهایی با نیاز کمتر به کربن مانند فولادسازی مبتنی بر قراضه و آهنسازی مبتنی بر هیدروژن است، دسترسی به قراضه با کیفیت، سنگآهن پرعیار و گندلههای مناسب برای احیای مستقیم (DR-grade) اهمیت حیاتی پیدا میکند. با این حال درگیریهای اخیر آسیبپذیری زنجیره تامین این مواد اولیه را نیز آشکار کرده است.
این فشارها اکنون در بازار قراضه هند قابل مشاهده است؛ به طوری که واردات با کاهش سرعت مواجه شده، زیرا اختلالات ناشی از جنگ هزینه تحویل محمولهها را افزایش داده است. انجمن بازیافت مواد هند، Material Recycling Association of India، اعلام کرده حدود ۲۰ تا ۲۲ درصد، معادل نیممیلیون تن، از واردات قراضه فلزی هند از منطقه غرب آسیا که درگیر تنشهاست، مختل شده است.
همزمان پیشبینی میشود واردات سنگآهن هند در سال مالی ۲۰۲۵-۲۰۲۶ به بالاترین سطح در هفت سال گذشته برسد؛ زیرا فولادسازان داخلی به سنگآهن باکیفیتتری نیاز دارند که همیشه در داخل کشور در دسترس نیست. حدود ۷۰ درصد این واردات از برزیل و عمان تامین شده است. افزون بر این، واردات گندله سنگآهن نیز در فاصله آوریل ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶ به حدود ۱.۸۸میلیون تن رسیده و هند بخشی از گندله ارزانقیمت موردنیاز خود را از ایران تامین کرده است. این مسیر اکنون در معرض ریسک ناشی از درگیریها قرار دارد.
موسسه S&P Global نیز تاکید کرده کشورهای خاورمیانه بیش از ۳۸ درصد تولید جهانی آهن اسفنجی (DRI) را در اختیار دارند و تداوم درگیریها میتواند جریان عرضه گندلههای مناسب احیای مستقیم و همچنین سرمایهگذاری در فناوریهای آهنسازی کمکربن را مختل کند. علاوه بر این، جنگ میتواند نرخ حمل سنگآهن به آسیا را افزایش داده و هزینه نهایی تامین سنگآهن و سایر نهادههای مرتبط را بالا ببرد.
حلقه مفقوده فولاد هند
درس اصلی این بحران آن است که صنعت فولاد هند همچنان آسیبپذیر باقی مانده، زیرا رشد آن به نهادههای وارداتی وابسته بوده و در معرض نوسانات جهانی قرار دارد. از همین رو هند بیش از آنکه صرفا به استراتژی توسعه فولاد نیاز داشته باشد، به یک استراتژی امنیت انرژی برای فولاد احتیاج دارد.
در کوتاهمدت، این به معنای تقویت امنیت داخلی در حوزه انرژی، قراضه و سنگآهن و همچنین کاهش وابستگی به مسیرهای تجاری و سیستمهای سوختی است. یکی از پیامدهای احتمالی تنشهای منطقهای، بازنگری در اهمیت هیدروژن سبز تولید داخل از منظر امنیت انرژی خواهد بود. چین حالا بهوضوح نشان داده که هیدروژن سبز را یکی از ارکان اصلی راهبرد امنیت انرژی خود در سالهای آینده میداند.
هند نیز در کنار چین، از موقعیت مناسبی برخوردار است؛ چرا که به انرژی تجدیدپذیر ارزان، تقاضای داخلی رو به رشد و حمایت سیاستی در قالب ماموریت ملی هیدروژن سبز دسترسی دارد. این برنامه هدفگذاری تولید سالانه ۵میلیون تن هیدروژن سبز تا سال ۲۰۳۰ را دنبال میکند.
با این حال، در افق بلندمدت، هند باید وابستگی صنعت فولاد خود به نهادههای فسیلی وارداتی را بهطور اساسی کاهش دهد. این هدف از مسیرهایی همچون توسعه زنجیره داخلی تامین قراضه، بهبود فرآوری و گندلهسازی سنگآهن و استفاده راهبردی از هیدروژن سبز در فولادسازی داخلی قابل تحقق است. در نهایت، آینده صنعت فولاد هند تنها به میزان تولید این کشور وابسته نخواهد بود، بلکه به توانایی آن در تولید فولاد بدون گرفتار شدن در ریسکهای امنیت انرژی گره خورده است.