دستم را روی گلوی باران فشار دادم/ جنازه دخترم ۸ ماه در یخچال بود
ایران:
مادر باران در دومین جلسه بازجویی گفت:« شب حادثه وقتی از سرکار به خانه آمدم خیلی خسته بودم. شام خوردم و موادمخدر مصرف کردم و خوابیدم. صبح روز بعد دیدم که باران نفس نمیکشد. یک آینه پایین پایش و یک آینه بالا سرش بود. باران از آینه و رعد و برق میترسید. از افشین پرسیدم چه بلایی سر باران آمده اما او هم اظهار بیاطلاعی کرد.»