تولید در بحران + فایل صوتی
دکتر هاشم اورعی*
در اقتصاد ایران درجا زدن پدیده جدیدی نیست. سالهاست اقتصاد کشور از رشد بیبهره بوده و از سال۱۳۹۷ موتور اقتصاد بهدلیل کاهش سرمایهگذاری، تحریم، بیثباتی و افزایش نااطمینانی خاموش شده است. در سال ۱۴۰۳ کیک اقتصاد ایران به اندازه سال ۱۳۸۶ بازگشته و با توجه به افزایش جمعیت، سهم هر ایرانی کوچکتر شده است. البته با کاهش رشد اقتصادی در سال جاری دیگر به سختی میتوان از واژه کیک اقتصادی استفاده کرد.
از سال۱۳۹۷ اقتصاد ایران از مرحله تورم بالا عبور کرده و به مرحله تورمهای فزاینده وارد شده است. بهرغم گذشت نزدیک به یک دهه شاهد آنیم که وضعیت اقتصادی کشور هر روز بحرانیتر میشود. طبق گزارش شهریورماه شاخص مدیران خرید که دماسنج شرایط تولید است رکوردهای تازهای ثبت شده است. بخش اقتصاد کلان برای هجدهمین ماه متوالی با رکود مواجه است که خود رکورد تازهای به شمار میرود. صنعت کشور نیز بر مبنای این گزارش برای یازدهمین ماه متوالی رشد منفی داشته که رکورد بیسابقهای است. آمار و دادهها خبر از شرایط دشوار پیشرو میدهند. میزان سفارشها، تولید، موجودی مواد اولیه و استخدام جملگی منفیاند و رکود شدیدی در بخش تولید کشور حاکم است. گویی تولید که باید منجی اقتصاد بحران زده کشور باشد، وارد مرحله زوال سیستماتیک شده است. شگفتا که در این شرایط تنها قیمت کالاها، خدمات و مواد اولیه روند صعودی دارند که خود موجب تعمیق رکود خواهد شد.
مرکز آمار ایران در آخرین گزارش خود نرخ رشد اقتصادی در پایان بهار را در مقایسه با دوره مشابه سال قبل منفی ۱۰.۱درصد اعلام کرد و تاسفبارتر اینکه رشد بخش صنعت به منفی ۱۴.۷درصد رسید و بدین ترتیب سیاهترین بهار اقتصاد ایران رقم خورد. این مرکز نرخ تورم در ماه گذشته را ۷۶.۸درصد یعنی ۳درصد بیشتر از ماه قبل از آن اعلام کرده و بالاترین نرخ رسمی تورم از سال ۱۳۲۲ به ثبت رسید. تورم نقطه به نقطه نیز یعنی سطح قیمتها نسبت به مهر سال قبل ۸۸.۷درصد اعلام شد. نکتهای که کمتر مورد توجه قرار گرفت این است که طبق اعلام مرکز آمار ایران نرخ تورم در روستاها، شهرهای کوچک و برای قشر کمدرآمد بیشتر از کلانشهرها و دهکهای بالای درآمدی بوده است. به این ترتیب معدل جامعه نه تنها هر روز فقیرتر میشود، بلکه اختلاف بین فقیر و غنی نیز هر روز بیشتر شده و زمان به سرعت به زیان صبر اجتماعی سپری میشود.
صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی رشد اقتصاد کشور در سال جاری را به ترتیب منفی ۷.۶ و منفی ۷.۸درصد پیشبینی میکنند که حاصل آن اضافه شدن نزدیک به ۳میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر است. سوال اصلی آن است که وقتی طی یک سال بخش مولد اقتصاد کشور یعنی صنعت نزدیک به ۱۵درصد کوچک شده، ۶۳۰هزار نفر از سهم ۳۳درصدی شاغلان کشور در این بخش کاسته شده و همه مولفهها منفی و در انتظار شکسته شدن رکورد رکود دیگری هستیم، چگونه میتوان در این مسیر ادامه داد و در انتظار معجزه نشست. این آمار بیانگر فرسایش اقتصادی ساختاری است و نه یک شوک موقت که بتوان آن را به جنگ و تحریم نسبت داد. جنگ علت اصلی بیماری اقتصاد ایران نیست، بلکه آینهای است که ضعفهای ساختاری را نمایان میکند. سایه جنگ نمیتواند برای همیشه جلوی اصلاحات ساختاری اقتصاد را بگیرد. به نظر میرسد اقتصاد ایران در بنبست قرار گرفته است. چشمانداز مطلوبی از افق آینده دیده نمیشود و جامعه بدون روایت آینده ممکن است؛ دوام بیاورد ولی قطعا رشد نمیکند.
مخلص کلام اینکه اقتصاد کشور بهویژه بخش تولید، بهرغم همه شعارها، در سراشیبی تحلیل قرار دارد. وقت آن رسیده که طرحی نو دراندازیم. باید همین امروز بانک مرکزی آستین بالا زده و به جای آنکه نظارهگر واسطهگری بانکها در خرید و فروش سکه و دلار باشد، نقدینگی را در اختیار واحدهای تولیدی برای تامین سرمایه در گردش قرار دهد. باید دولت به سازمانهای امور مالیاتی، تامین اجتماعی و سایر دستگاهها تکلیف کند که حداقل برای مدت یکسال دست از سر تولیدکننده بردارند و بسیاری بایدهای دیگر تا تولیدکنندگان با انگیزه مضاعف به فعالیت ادامه دهند. در غیر این صورت تنها باید شاهد تداوم سیر نزولی شاخصهای کیفی اقتصاد ایران، یعنی کوچکتر شدن باقیمانده کیک اقتصادی بوده و با شکستن رکوردهای جدید رکود به دنبال راه چاره باشیم!
* عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: