هنر مذاکره در بازآفرینی شهری موفق
به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، معصومی به تحلیل دو تجربه کلیدی در توکیو پرداخت که الگوی مذاکره اجتماعی را بهخوبی تبیین میکنند. پروژه تایشیدو که در دهه ۱۹۷۰ میلادی، شهرداری با هدف کاهش خطرات ناشی از معابر کمعرض و ناایمن، طرح بازگشایی معابر را مطرح کرد. با مقاومت اهالی و برگزاری جلسات مستمر میان شهروندان و مسوولان محلی، رویکرد مداخلهگرایانه تغییر یافت و در نهایت در سال ۱۹۸۲، شهرداری این محله را به عنوان منطقهای که طرحهای نوسازی آن باید توسط خود شهروندان تعیین شود، به رسمیت شناخت. این تجربه، از نخستین شوراهای ماچیزوکوری در توکیو محسوب میشود که طرحهای داوطلبانه را جایگزین دستورالعملهای تحمیلی کرد.
تجربه دوم محله روپونگی است که در جریان طرح نوسازی این محله توسط شرکتهای توسعهگر، مواجهه با مقاومت محلی، فرآیند بازسازی را به مسیر گفتوگو هدایت کرد. در این پروژه، حفظ هستههای اجتماعی و میراث طبیعی (مانند برکه و درختان گیلاس) به عنوان اولویت مردم مطرح شد. دستاورد مهم این پروژه، شرط جلب رضایت ۹۰درصدی مالکان و ساکنان برای آغاز عملیات اجرایی بود؛ فرآیندی که پس از ۱۳ سال گفتوگو به نتیجه رسید.
تجربه شهرسازی ژاپن فقط به برجهای بلند و شهرهای متراکم خلاصه نمیشود؛ پشت بسیاری از پروژههای شهری این کشور، سالها گفتوگو با ساکنان، مشارکت جامعه محلی و تلاش برای حفظ پیوندهای اجتماعی قرار دارد.
معصومی در این نشست درباره امکانپذیری بومیسازی این رویکرد در شهرهای ایران گفت: بازآفرینی مردمنهاد مفهومی سیال و منعطف است، اگرچه بسترهای اجتماعی و فرهنگی ایران با ژاپن متفاوت است، اما ظرفیتهای محلی فراوانی در محلات ایران وجود دارد که میتواند با به رسمیت شناختن نظام حکمرانی، به الگوهای پایدار مشارکتی تبدیل شود.
پیششرط تحقق چنین رویکردی در ایران پذیرش نقش تسهیلگری برای شهرسازان، صبر در فرآیند مذاکره با ذینفعان و در نهایت، باور نظام مدیریتی به توانمندی شهروندان است و تبیین شد که قبل از ورود به هر مداخلهای در محله، شناخت دقیق مردم از کارشناسان و برعکس، اولین گام برای اعتمادسازی و شکلگیری یک توافق اجتماعی است. در نهایت، بازآفرینی شهری مردمنهاد نه به عنوان یک روش ثابت یا نسخهای واحد، بلکه به عنوان «هنر مذاکره» و مدیریت اختلافات برای ساخت آینده مکان معرفی شد که در آن تصمیمگیری درباره آینده شهر، فرآیندی یکسویه و صرفا اقتصادی نیست.