نقش شمس و مولانا در شرایط تاریک تاریخی

موحد با اشاره به حمله مغول و پیامدهای ویرانگر آن در قرن هفتم، گفت: مقصودم البته اشاره است به تاخت‌وتاز بی‌امان مغول در آسیا که در برخی جاها، مثل نیشابور، حتی بر سگ و گربه هم ابقا نکردند و فضای تاریک، غم‌آلود و نومیدانه‌ای که لاجرم بر آن روزگار حاکم بود و شباهت تام آن با کشت‌وکشتارها و ویرانگری‌های حاصل از بمباران‌ها در عصر ما، غزه و غریب و غوغای تهدید و نعره‌های مهیب آنان که مدام سر می‌دهند و جهان ما را به وحشت‌سرای پرمخافت و شومی مبدل ساخته‌اند.

این اندیشمند و مولاناپژوه با تاکید بر نقش شمس و مولانا در یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخی، تصریح کرد: آری، در قرن هفتم نیز مشابه چنین اوضاع و احوالی حاکم بود و درست در آن شرایط بود که شمس و مولانا سر برآوردند و سَلای مهر و محبت دادند و لوای عزت و امید برافراشتند. موحد سپس با بیان برداشتی شخصی و عاطفی از رونق دوباره اندیشه و آثار شمس و مولانا، گفت: اینک به چشم دل من چنان می‌نماید که شمس و مولانا دارند رجعت می‌کنند، زیرا در کنار آن جریان می‌بینم که بازار مولانا رونق شگفت‌انگیز می‌گیرد، مقالات شمس کشف می‌شود و نظر صاحبدلان را در شرق و غرب به خود جلب می‌کند. او افزود: نوسازی مزار شمس هم به چشم من از علایم آن رجعت حیرت‌انگیز است و جرقه‌ای هرچند کوچک در همان مسیر. موحد گفت این برداشت را نباید یک تبیین علمی و عقلانی از مسائل امروز تلقی کرد و گفت: این البته نگرشی است احساسی و عاطفی، نه عقلانی و علمی. منظور نیست که بگوییم بن‌بست‌های عظیم اقتصادی و سیاسی جهان امروز با رجوع به شمس و مولانا قابل حل است. توضیح این مقال از حوصله یادداشتی سردستی خارج است.

این پژوهشگر و نویسنده در ادامه با اشاره به سابقه توجه خود به وضعیت مزار شمس تبریزی، گفت: در نوشته‌های سابق من شکایت‌ها هست از وضع نابسامان مزار شمس پیش از این نوسازی.