دانستنىهاى روزمره اقتصادى
آیا دولت از افزایش نرخ ارز سود مىبرد؟
اگر دولت ارز متعلق به خود را با نرخ بالاتر بفروشد، از نظر حسابدارى تردیدى نیست که درآمد بیشترى کسب مىکند یا گویى سود مىکند و بخشى از نیاز مالى دولت را مرتفع مىکند.
اما آیا دولت عمدا این کار را انجام مىدهد؟ در حد شناختى که از دولتها در ایران داشتهام، با احتمال بالا و قریب به یقین مىدانم که به ویژه روساىجمهور نه تنها علاقهاى به افزایش نرخ ارز نداشتهاند، بلکه بسیار از آن ناخشنود بودهاند. اما علم اقتصاد به ما مىآموزد که همان رئیسجمهور واقعا بیزار از افزایش نرخ ارز ناچار است در یک زمانى به تورم ناشى از صدور دستور خرجها و افزایش نرخ ارز (که موضوع واحدى هستند) تن دهد.
اصل مساله آن است که دولتها در طول زمان دستور خرجهاى خود را افزایش مىدهند و باید منابع مالى آن را از جایى بیاورند. اگر این منابع مالى از محل مالیات تامین نشود (درآمد نفت هم نوعى مالیات است)، باید با ایجاد تورم و کاهش قدرت خرید ملت از محل مالیات تورمى تامین شود. حال این مالیات تورمى مىتواند با توسل به انتشار پول و بعد تورم حاصل شود که نهایتا افزایش نرخ ارز را اجتنابناپذیر مىکند یا مىتواند با تن دادن به افزایش نرخ ارز تامین شود و بعد همان افزایش نرخ ارز نیاز به انتشار پول را اجتنابناپذیر کند. لذا، سیلى گسترش دستور خرجهاى دولت در قالب تورم صورت ملت را حتما نوازش مىدهد و پس و پیش شدن مقدمات آن ماهیت مساله را عوض نمىکند.
قدرت انتشار پول و اوراق دولتها تقریبا در شکل نامحدود در دنیاى کنونى است که دولتها را قادر به صدور دستور خرجهایى مىکند تا نهایتا و بهطور اجتنابناپذیر افزایش قیمتها و از جمله نرخ ارز را بهعنوان روشى جایگزین مالیات براى حل و فصل نیاز مالى خود در پیش گیرند. قصد و عمد و توطئهاى در کار نیست فقط صدور سهل دستور خرج است که نهایتا افزایش نرخ ارز را اجتنابناپذیر مىکند.
* استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران