گوهر اعتبار در بازار عکس‌ها: مجتبی سرانجام‌پور - دنیای اقتصاد

جلال‌پور در این روایت‌ها تصویری از شیوه شکل‌گیری فعالیت‌های اقتصادی در دوره‌ای ارائه می‌کند که بسیاری از ابزارها و سازوکارهای مدرن امروزی وجود نداشت و بخش مهمی از مبادلات اقتصادی بر پایه اعتماد، اعتبار و روابط انسانی شکل می‌گرفت. «روزگار محسن» از این منظر تنها روایت زندگی یک فعال اقتصادی نیست، بلکه بازخوانی بخشی از فرهنگ کسب‌وکار و تجربه‌های اقتصادی نسل‌های گذشته است؛ تجربه‌هایی که می‌توانند برای درک مناسبات اقتصادی امروز نیز قابل تأمل باشند.


 

بسترسازی برای روایت از فعالان اقتصادی

علیرضا بختیاری، مدیر مسوول روزنامه «دنیای ‌قتصاد»، در این نشست اشاره کرد که فعالان اقتصادی به عنوان کسانی که باعث ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد شده‌اند، کاری را انجام می‌دهند که البته سیاستمداران به شکل‌های مختلف با سیاست‌های خود در انجام این فعالیت‌ها، چالش به وجود می‌آورند. او افزود: اگر فعالان اقتصادی کار مفیدی انجام ندهند، کسی نیز با آنها کاری ندارد. اما در شرایط امروزی، «کارآفرینی»، آن هم با این درجه از زلالی و شفافیت و بدون استفاده از رانت‌های مختلف دولتی و حکومتی، کاری است که از هر کسی برنمی‌آید.

01بختیاری copy

مدیر مسوول روزنامه «دنیای اقتصاد» در این نشست گفت: یک فعال اقتصادی شاخص، که آقای جلال‌پور یکی از آن نمونه‌های بسیار خوب آن هستند، باعث خلق این ارزش شده‌اند. به قول جناب صیدی کتاب آقای جلال‌پور، راوی شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی دوران تلاش ایشان بوده است. او افزود: این مراسم مصادف شده با پانزدهمین سالگرد آغاز فعالیت انتشارات دنیای‌اقتصاد. در این انتشارات تاکنون 470 عنوان کتاب منتشر شده و بیش از صدها نسخه از عناوین نیز تجدید چاپ شده است. تلاش این است که در این مجموعه شرایطی فراهم شود تا هم فعالان اقتصادی و کارآفرینان ارزشمندی که حضور دارند هم دیده شوند و هم تجربه‌ای برای آیندگان این کشور ارائه دهند. من به سهم خود، به آقای جلال‌پور دست‌مریزاد می‌گویم.


 

آدرس صحیح بخش خصوصی

موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان، تاکید کرد: دکتر طبیبیان می‌گوید ما همیشه از اقتصاد آزاد و بخش خصوصی دفاع می‌کردیم و دوستان چپ و مخالف می‌گفتند که بخش خصوصی کجاست؟ به ما نشان بدهید. واقعیت این است که ما بعضی وقت‌ها دچار مشکل می‌شدیم نشان بدهیم که بخش خصوصی واقعی که روی پای خودش ایستاده،  از رانت‌های دولتی تغذیه نمی‌شود و بر مبنای زدوبندهای سیاسی بنا نشده است. تا اینکه من با آقای جلال‌پور آشنا شدم و بعد از نزدیک شناخت پیدا کردم. فهمیدم که چنین بخشی وجود دارد و بارها هم در جاهای مختلف به آن اشاره کردم.

saranjampour (70) copy

این صاحب‌نظر اشاره کرد: هیچ برچسب منفی به آقای جلال‌پور نمی‌چسبد. پاکی، صداقت و وفای به عهدی که اینجا در این کتابشان توضیح دادند در بازار و اقتصاد وجود دارد، آن چیزی است که در کتاب «روزگار محسن» برای من اهمیت بسیاری دارد. این کتاب تعریف روزگار و فرهنگ ایرانی است. آقای جلال‌پور به‌خوبی فرهنگ ایرانی را توضیح دادند و اشاره کردند که در فرهنگ ایرانی می‌گویند ارزش تاجر به پولش نیست، بلکه به اعتبارش است و این اعتبار از سوی جامعه ارائه می‌شود. آقای جلال‌پور به روشنی در زندگی خودشان این امر را نشان دادند.

غنی‌نژاد اشاره کرد: در این کتاب آقای جلال‌پور، زندگی خودشان را تعریف نمی‌کنند، بلکه یک زمان و روزگار را تعریف می‌کنند. این روزگار شامل مقطع بسیار مهم سال  42 تا 57 و سال 57 تا امروز می‌شود. این اقتصاددان ادامه داد: سال 42 تا سال 57 یک مقطع بسیار مهم در تاریخ اقتصاد ایران است؛ هم معجزه اقتصادی دهه چهل و هم آن وقایع بعدی در این دوران رخ داد. در این مقطع، جامعه و آن اندیشه‌ها و اذهانی که وجود داشت  با پیشرفت مادی و اقتصادی که جامعه داشت، همخوانی نداشتند و در جهت عکس آن بودند. این مطالب، تا حدودی توضیح محتوای کتابی از خودم به نام «اقتصاد دولتی در ایران» است.


 

اهمیت دوران کودکی در توسعه

فرهاد نیلی، اقتصاددان، در مراسم رونمایی از کتاب «روزگار محسن» گفت: در این کتاب جمله‌ای دیدم که هر کسی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. محسن جلال‌پور نوشته است: «سال‌ها تجارت به من آموخته است که هیچ ترازنامه‌ای همه‌چیز را نشان نمی‌دهد. در ستون دارایی‌های زندگی، چیزهایی وجود دارد که نمی‌توان برایشان عدد گذاشت؛ خانواده، دوستی، اعتماد، آبرو، تجربه و آدم‌هایی که در لحظه‌ای از مسیر دستت را گرفته‌اند.» نیلی با اشاره به این بخش از کتاب گفت: سوال من این است که آیا می‌توان از یک زندگی‌نامه، یک مدل ساخت؟ من تلاش کردم در حد بضاعت خود از زندگی‌نامه آقای جلال‌پور مدلی بسازم.

03فرهاد نیلی copy

این استاد دانشگاه ادامه داد: به نظر من هر زندگی‌نامه را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش نخست، جایی است که انسان تقریبا هیچ نقشی در آن ندارد؛ اینکه کجا متولد شود، پدر و مادرش چه کسانی باشند، در چه زمانه و اقلیمی زندگی کند و چه فرهنگ و میراثی پیش از او شکل گرفته باشد. کتاب «روزگار محسن» در این زمینه بسیار غنی است. در بخش دوم زندگی، تصور می‌کنیم کنشگر هستیم؛ پشت فرمان نشسته‌ایم و می‌توانیم زندگی خود را بسازیم. اما سوال مهم این است که بخش نخست زندگی چه اثری بر بخش دوم دارد؟

به گفته نیلی، از نگاه زیست‌شناسی تکاملی، بزرگ‌ترین سرمایه انسان مغز اوست. انسان در بسیاری از توانایی‌های جسمانی از حیوانات دیگر ضعیف‌تر است و مزیت اصلی او در ظرفیت شناختی و قابلیت سازگاری مغز قرار دارد. با این حال، مغز انسان هنگام تولد هنوز به‌طور کامل رشد نکرده و به همین دلیل سال‌های نخست زندگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. او با اشاره به مطالعات علوم اعصاب و رشد کودک اظهار کرد: سال‌های ابتدایی زندگی، دوره‌ای حساس برای شکل‌گیری ظرفیت‌های مغز است. تغذیه، سلامت، مراقبت، امنیت و محیطی که کودک در آن رشد می‌کند، می‌تواند بر ظرفیت‌های آینده او اثر بگذارد. اگر نیازهای اساسی کودک در این دوره تامین نشود، بخشی از ظرفیت رشد او ممکن است تحت‌تاثیر قرار گیرد.

این اقتصاددان تاکید کرد: بنابراین نمی‌توان گفت انسان در بخش نخست زندگی کاملا منفعل است و بعد، ناگهان در بخش دوم به کنشگری کاملا آزاد تبدیل می‌شود. توانایی ما برای انتخاب، یادگیری و کنشگری، بر بستری شکل می‌گیرد که بخش مهمی از آن در سال‌های نخست زندگی ساخته شده است. او افزود: اگر کودکی در محیطی ناامن رشد کند، بخش بزرگی از ظرفیت ذهنی و روانی او ممکن است صرف بقا شود و در چنین شرایطی، توسعه تحت‌الشعاع بقا قرار می‌گیرد. بنابراین امنیت، حمایت و تغذیه مناسب، بخشی از سرمایه‌گذاری بر آینده انسان است. نیلی در پایان گفت: البته میانگین‌ها همه واقعیت را نشان نمی‌دهند و در کنار میانگین، قله‌هایی نیز وجود دارند؛ ستاره‌هایی که بسیار بالاتر از میانگین حرکت می‌کنند. خوشحالم که امروز به مناسبت بزرگداشت یکی از همین قله‌ها و ستاره‌ها، یعنی محسن جلال‌پور، دور هم جمع شده‌ایم.


 

 هر انسان یک روایت

هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده نامدار، در ادامه مراسم رونمایی کتاب «روزگار جلال» با اشاره به تجربه خود از نوشتن زندگی‌نامه، گفت که زندگی هر انسان روایتی از مسیری است که طی کرده است. او به گفته خودش منتقد و سخنران نیست و بیشتر با نوشته‌هایش زندگی می‌کند. مرادی کرمانی برای توضیح معنای زندگی‌نامه، خاطره‌ای از قدم‌زدن با پسرش در بهشت زهرا تعریف کرد. به گفته او، در میان کسانی که در آنجا دفن شده‌اند، افراد بسیاری وجود دارند که شاید می‌توانستند نویسندگان خوبی باشند، اما به دلایل مختلف فرصت نوشتن پیدا نکردند.

04مرادی کرمانی copy

او زندگی انسان را به برگی تشبیه کرد که از درخت جدا می‌شود و در جوی آب می‌افتد؛ برگی که پس از آن، آب آن را با خود می‌برد و در مسیر با آشغال، گل‌های زیبا، خانه‌ها و اتفاقات مختلف مواجه می‌شود. اگر این برگ را از آب بیرون بیاوریم و بررسی کنیم، می‌توانیم مسیر طی‌ شده را حدس بزنیم. زندگی انسان نیز چنین است و با نگاه به گذشته می‌توان دریافت چه اتفاقاتی او را به موقعیت امروز رسانده است. او برای توضیح مسیر شکل‌گیری نگاهش به زندگی‌نامه، به کتاب «روزها» نوشته دکتر اسلامی ندوشن اشاره کرد و آن را یکی از بهترین نمونه‌های زندگی‌نامه‌ای دانست که در ایران خوانده است.

به اعتقاد او، کتاب «روزگار محسن» نیز با نثری زیبا و نگاهی دقیق، تصویری از زندگی در بازار و تجربه یک کودک تاجرزاده ارائه می‌کند؛ تجربه‌ای که با زندگی کارمندی متفاوت است و در آن خلاقیت، تصمیم‌گیری و پذیرش احتمال شکست، بخشی از زندگی روزمره است. این تجربه با زندگی خود مرادی کرمانی فاصله زیادی داشته است. او در یک روستای کوچک در کرمان به دنیا آمده و تا حدود ۱۴ سالگی همان‌جا زندگی کرده است؛ تا آن سن حتی سوار ماشین نشده و تنها چند بار ماشین را از نزدیک دیده بود. به همین دلیل، زندگی شخصیت‌های آن کتاب را از پنجره تجربه متفاوت خود می‌دید. مرادی کرمانی در پایان تاکید کرد که اهمیت روایت زندگی در همین تفاوت زاویه نگاه است؛ اینکه هر فرد بتواند از جایی سخن بگوید که کمتر دیده شده و بخشی از جهان و درون انسان را از دریچه تجربه خود روایت کند. به باور او، آنچه انسان از زندگی می‌بیند، اگر روایت شود، می‌تواند در کتاب‌هایی باقی بماند که نامشان «زندگی‌نامه» است.


 

معیار سنجش موفقیت

محمد طبیبیان، اقتصاددان، گفت: «من هنگام مطالعه این کتاب گریستم؛ زیرا من هم مانند خود آقای جلال‌پور، مادر خود را در سنین پایین از دست داده‌ام.» او با اشاره به اینکه کتاب «قرار نیست شرح موفقیت‌های یک تاجر باشد» با خواندن مطلبی از کتاب گفت: مساله فقط این نیست که در زندگی ثروتمند شویم، قدرت یا مقام به دست بیاوریم یا به شهرت برسیم. سوال اساسی این است که موفقیت در زندگی چیست و چه چیزی باعث می‌شود در پایان مسیر بتوانیم بگوییم زندگی موفقی داشته‌ایم؟

05طبیبیان copy

او افزود: موفقیت را نباید فقط با ثروت، شغل، مقام، قدرت یا شهرت سنجید. یک معیار مهم این است که اگر روزی در برابر آینه قرار گرفتیم و خود امروزمان را با خودِ سی‌سالگی یا سال‌های جوانی مقایسه کردیم، آیا از انسانی که در آینه می‌بینیم احساس غرور می‌کنیم یا شرمساری؟ اگر فرد برای پیشرفت خود روی دیگران پا گذاشته و برای پر کردن کیسه خود، رنج و درد ایجاد کرده باشد، نمی‌توان صرفا به دلیل ثروت یا قدرت، او را موفق دانست. طبیبیان همچنین گفت یکی از ویژگی‌های ارزشمند زندگی این است که «انسان پس از زمین خوردن دوباره بلند شود». در کتاب جلال‌پور همین روحیه تلاش و دوباره شروع کردن را  می‌توان دید. وی همچنین بر اهمیت کار، تلاش، مسوولیت‌پذیری، اعتماد و امانتداری تاکید کرد و گفت: اعتماد سرمایه است؛ سرمایه‌ای بزرگ که جامعه بدون آن نمی‌تواند به‌درستی کار کند.طبیبیان گفت: کتاب جلال‌پور مجموعه‌ای از تجربه‌ها و ارزش‌هایی است که می‌توان از آنها برای بازسازی فرهنگ تلاش، فعالیت، امانتداری و درستکاری در جامعه استفاده کرد.


 

الگویی برای جوانان امروز

مسعود نیلی، اقتصاددان، در این مراسم با اشاره به جلسه‌ای که پیش از این نشست با دانش‌آموزان المپیاد اقتصاد داشته است، گفت: «من امروز شانس آوردم که در دو جلسه شرکت کردم؛ یک جلسه درباره حال و آینده بود و جلسه دیگر درباره گذشته و حال. این جلسه، درباره سرگذشت فردی(جلال‌پور) است که اگر به دانش‌آموزان می‌گفتیم شما هم می‌توانید در جایگاه او قرار بگیرید، شاید با اطمینان بیشتری مسیر انتخاب‌شده خود را ادامه می‌دادند.»

06مسعود نیلی copy

او با اشاره به شخصیت اخلاق‌مدار جلال‌پور گفت: «سیر تحول جوامع از مرحله سنتی به سمت جامعه مدرن، به‌گونه‌ای بوده که هرچه به گذشته برمی‌گردیم، نقش اخلاق فردی پررنگ‌تر است و هرچه به سمت دنیای مدرن می‌آییم، نقش نهادها و فناوری بیشتر می‌شود. در واقع، نهادها و فناوری بخشی از نقشی که پیش‌تر بر عهده اخلاق فردی بود را، بر عهده می‌گیرند.» او ادامه داد: «در کشور ما این تحول به‌طور کامل اتفاق نیفتاده و نهادها آن‌گونه که باید رشد نکرده‌اند تا این نقش را به میزان قابل‌ توجهی بر عهده بگیرند. حتی در برخی موارد، شرایط معکوس شده است؛ یعنی افراد را به سمت روش‌هایی برای موفقیت سوق می‌دهد که آنها را از اصول انسانی و اخلاقی دور می‌کند.»

او با اشاره به رفتار جلال‌پور گفت: «آنچه من واقعا در آقای جلال‌پور دیدم این بود که با وجود همه این تغییرات در جامعه، ایشان بسیار بزرگوارانه از این مسیرها فاصله گرفت و یک زندگی پاک، درست و حرفه‌ای را در عرصه کارآفرینی رقم زد و به یک نمونه تبدیل شد.» نیلی در پایان تاکید کرد: «ویژگی‌های متعددی در جلال‌پور جمع شده که کمتر دیده‌ام همه آنها به این شکل در یک نفر وجود داشته باشد. از خدا می‌خواهم عمر طولانی‌تری به ایشان بدهد و همچنان بتوانند اثرگذار و موفق باشند و این قریحه زیبای نوشتن را نیز که در ایشان وجود دارد، ادامه دهند و تقویت کنند.»


 

اعتبار مهم‌تر از سرمایه

حجت‌الله صیدی، رئیس سازمان بورس در مراسم رونمایی از کتاب «روزگار محسن»، با اشاره به آشنایی خود با محسن جلال‌پور از سال۱۳۹۱ در دانشگاه کرمان، سخنانش را با ابیاتی از حافظ آغاز کرد و گفت: «رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند» او با اشاره به بیت «بر این رواق زبرجد نوشته‌اند به زر / که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند»، عنوان «رواق زبرجد» را که جلال‌پور نیز در شکل‌گیری آن نقش داشته، نامی بامسما دانست و گفت جلال‌پور از «اهل کرم» است و آثار نیکو از انسان‌ها باقی می‌ماند.

07صیدی copy

صیدی درباره کتاب «روزگار محسن» گفت: «لب‌ لباب این کتاب این است که اعتبار محسن در بازار از سرمایه باارزش‌تر است.» به گفته او، این اثر صرفا روایت زندگی شخصی جلال‌پور نیست، بلکه شرح روزگاری است که نویسنده در آن زیسته و بالیده است؛ روزگاری که در آن اعتماد، اخلاق و اعتبار سه رکن اصلی بازار بوده‌اند و اعتبار، حاصل تحقق دو رکن دیگر به شمار می‌رفته است. او افزود: «روزگار محسن» روایت بخشی از زندگی نسلی از ایرانیان است؛ نسلی که میان سنت و مدرنیته، تجارت و سیاست، امید و ناامیدی، خشکسالی و ترسالی و بخش خصوصی و دولت زندگی کرده‌اند. صیدی مسیر زندگی جلال‌پور را از فلکه مشتاق کرمان و بازار قدیمی این شهر تا کاروانسراها، شهرهای مختلف و پایتخت، سفری همراه با شکست و پیروزی توصیف کرد و گفت: او از پدرش آموخته که «بهترین استاد زندگی، کار است» و از مردم کریم کرمان آموخته که «هر قرانی زیر هزار من سنگ است».

او تاکید کرد که حکمت‌های کتاب در روایت‌های مربوط به خانواده، مدرسه، بازار، کاروانسرا و اتاق بازرگانی ایران جاری است و برای درک آنها باید کتاب را خواند و در سطرهای آن تامل کرد. صیدی همچنین نثر ساده و صمیمی کتاب و طراحی جلد آن را مورد توجه قرار داد و افزود که زندگی برخی افراد، علاوه بر روایت یک انسان، بخشی از تاریخ اجتماعی و اقتصادی یک کشور را نیز روایت می‌کند. او در پایان گفت: بازار، اگر درست فهمیده شود، فقط محل معامله نیست، بلکه مدرسه‌ای برای یادگیری اعتماد، مسوولیت، ریسک و آینده‌نگری است. زندگی حرفه‌ای نیز مسیری مستقیم نیست و موفقیت و شکست، امید و ناامیدی و تصمیم‌های درست و نادرست در آن کنار یکدیگر قرار دارند. آنچه اهمیت دارد، توانایی انسان برای آموختن از روزگار خویش و روزگار ایران و ایرانیان است.


 

تحسین نویسنده سرشناس

محمود دولت‌آبادی در نشست رونمایی از کتاب «روزگار محسن»، با اشاره به ابعاد شخصی و اجتماعی این اثر گفت: «این کتاب، سرگذشت شخصی و خانوادگی است، اما در عین حال جنبه اجتماعی هم دارد و ما را با دوره‌ای آشنا می‌کند که برای فردی با سن‌وسال من، قابل فهم و ملموس است.» او با بیان اینکه بخش‌هایی از کتاب برایش جذابیت ویژه‌ای داشته است، ادامه داد: «در این کتاب قسمتی دیدم که اگر در نوجوانی به آن مواجه شده بودم، شاید می‌توانستم از آن داستانی دربیاورم.»

08دولت‌آبادی copy

دولت‌آبادی سپس بخشی از خاطرات جلال‌پور را از دوران کودکی، درباره شخصی به نام «مسیو» قرائت کرد . جلال‌پور در بخشی از کتاب از ترس کودکی‌اش از مردی به نام «مسیو» می‌نویسد؛ مردی ژولیده در کوچه که خانواده خاله‌اش هر روز برای او غذا می‌بردند. در یکی از این دیدارها، مسیو پس از دریافت غذا، فندک طلایی‌اش، یکی از معدود دارایی‌هایش را به جلال‌پور می‌دهد؛ هدیه‌ای که کودک ابتدا از ترس نمی‌پذیرد، اما مسیو آن را در جیب او می‌گذارد و جلال‌پور با شتاب به خانه بازمی‌گردد. دولت‌آبادی پس از خواندن این بخش از کتاب، خطاب به محسن جلال‌پور گفت: «خسته نباشید آقای جلال‌پور. نثر خوبی هم دارد.» او در پایان برای جلال‌پور آرزو کرد که در روزهای بهتری برای اقتصاد، بار دیگر در کنار اهل اقتصاد و اندیشه دیده شود.


 

فعالیت اقتصادی در کنار خیراندیشی

سروش صحت در نشست رونمایی از کتاب «روزگار محسن» با اشاره به آشنایی خود با محسن جلال‌پور، از تجربه‌هایش در سفر به کرمان و دیدار با او گفت. صحت سخنانش را با خاطره‌ای از دعوت جلال‌پور به صبحانه آغاز کرد. صحت با اشاره به اینکه هفته گذشته به کرمان سفر کرده بود، گفت که همراه جلال‌پور از کارخانه پسته او بازدید کرده است. به گفته صحت، چیزی که بیش از همه توجه او را جلب کرد، حضور تعداد زیادی از زنان بالای ۵۰ و ۶۰سال در کارخانه بود که همگی زنان سرپرست خانوار بودند. صحت سپس به دستگاه بزرگی در کارخانه اشاره کرد که برای جداسازی پسته‌ها بر اساس رنگ خریداری شده بود؛ اما استفاده نمی‌شد؛ چراکه با روشن کردن آن دستگاه، خیل زیادی از کارکنان بیکار می‌شدند.

09سروش صحت copy

بخش دیگری از روایت صحت به دانشگاه کرمان مربوط می‌شد. او گفت در ادامه سفر، جلال‌پور پیشنهاد کرده است که از محل تحصیل سابقش در کرمان بازدید کنند. در این بازدید، رئیس دانشگاه کرمان به صحت گفته است یکی از بخش‌های مهم سرطان، خون و آنکولوژی ایران با کمک جلال‌پور در کرمان راه‌اندازی شده است. او سپس درباره دلیل اصلی سفرش به کرمان توضیح داد. به گفته صحت، در کرمان جنگلی وجود دارد که مردم خودشان درختان آن را کاشته‌اند و جلال‌پور مراسمی ترتیب داده بود تا مردم دوباره برای حفظ و گسترش این جنگل تشویق شوند. صحت در پایان سخنانش، تجربه خود را از حضور در کرمان به تصویری گسترده‌تر از شخصیت جلال‌پور پیوند زد و گفت: «در کرمان احساس می‌کردم هر جا می‌رویم، فقیر و غنی، مقام دولتی و غیردولتی، آدم پولدار و مفلس، همه عاشق محسن جلال‌پور هستند. این چیزی است که ایران به آن احتیاج دارد؛ آدمی که فکر می‌کنم وحدت‌بخش باشد؛ آدمی که همه قبولش داشته باشند.»


 

پیوند اخلاق و اقتصاد است

محمد نهاوندیان، اقتصاددان و رئیس پیشین اتاق بازرگانی، آشنایی خود را با محسن جلال‌پور از سال‌های جوانی او و در جریان رسیدگی به زلزله بم روایت کرد؛ جایی که نخستین تصویرش از جلال‌پور، نه به‌عنوان یک فعال اقتصادی، بلکه در قامت فردی بود که درگیر امور خیر و امدادرسانی بود. به گفته او، از آن زمان جلال‌پور را همواره در ترکیبی از «اخلاق و اقتصاد» دیده است؛ ویژگی‌ای که در دوره همکاری در هیات‌رئیسه اتاق بازرگانی نیز خود را نشان داد و او را به «یار صادق و همیشه مثبت» تبدیل کرد.

10نهاوندیان copy

نهاوندیان در ادامه به دوره مذاکرات برجام اشاره کرد؛ دوره‌ای که به موازات مذاکرات سیاسی، گفت‌وگوهایی میان فعالان اقتصادی ایران و چهره‌های اقتصادی اروپا و حتی آمریکا شکل گرفت. به اعتقاد او، این مذاکرات با معرفی ظرفیت‌ها و فرصت‌های اقتصادی ایران، می‌توانست چشم‌اندازی از یک نتیجه برد-برد برای تیم سیاسی ایجاد کند. او با اشاره به استقبال گسترده هیات‌های خارجی از ارتباط با ایران در آن مقطع، ابراز امیدواری کرد جلال‌پور در جلدهای بعدی «روزگار محسن»، روایت خود را از آن دوره نیز بنویسد. اما محور اصلی سخنان نهاوندیان، نسبت میان منفعت شخصی و خیر جمعی بود. او تاکید کرد که خیر جمعی نباید به معنای نفی منفعت شخصی باشد؛ چراکه چنین تعریفی می‌تواند به ریاکاری منجر شود. مساله، از نگاه او، این است که منفعت جامعه و دیگران نیز در تعریف منفعت شخصی وارد شود؛ به‌گونه‌ای‌که فرد از رشد جامعه همان اندازه منتفع و خرسند باشد که از تامین منافع خود. نهاوندیان این نگاه را در رفتار جلال‌پور نیز قابل مشاهده دانست و گفت در سال‌های همکاری، به یاد نمی‌آورد که او از موقعیت اجتماعی خود برای پیشبرد منافع بنگاه شخصی‌اش استفاده کرده باشد. او این مرزبندی را حلقه‌ای مفقوده در تشکل‌های اقتصادی دانست و افزود که فعالیت‌های فرهنگی، انتشاراتی و تولید فکر نیز می‌توانند مصداق خیر باشند. از نظر نهاوندیان، چنین الگویی باید در جامعه مدنی تکثیر شود.


 

پشت صحنه چاپ کتاب

محمد طاهری، مدیر انتشارات دنیای‌اقتصاد، سخنان خود را با اشاره به حضور چهره‌های مختلف در این مراسم آغاز کرد و این گردهمایی را یکی از روزهای خوب زندگی خود دانست. او انتشار دو کتاب محسن جلال‌پور را برای انتشارات دنیای‌اقتصاد مایه افتخار خواند و معتقد بود کتاب‌های جلال‌پور به‌اندازه‌ای از شخصیت و مسیر زندگی او سخن می‌گویند که توضیح بیشتری درباره نویسنده لازم نیست.

11ممد طاهری copy

بخش اصلی سخنان طاهری به قدردانی از تیمی اختصاص داشت که در آماده‌سازی کتاب‌ها نقش داشتند؛ از آقای صدری، مدیر پیشین دنیای‌اقتصاد، و علیرضا تاجیک، طراح جلد، تا همکاران صفحه‌آرایی و ویراستاری. طاهری همچنین از مولود پاکروان، تینا پاکروان، نیلوفر نیاورانی، فرهاد حسین‌پور، سردار خالدی، رضا طهماسبی و خانم ناصری یاد کرد و گفت همکارانش در این مدت بخش زیادی از زندگی خود را صرف رساندن کتاب‌ها به چاپخانه کرده‌اند. در پایان نیز از همسرش، الهه طهماسبی، ویراستار کتاب، تشکر کرد.


 

تجربه‌ای که از دل برآمد

محسن جلال‌پور در مراسم رونمایی «روزگار  محسن»، کتاب را حاصل بازگشت به بخش شخصی و عاطفی زندگی خود دانست؛ تجربه‌ای متفاوت از سال‌هایی که بیشتر درباره اقتصاد، تجارت، سیاست، سیاستگذاری و قوانین نوشته است. به گفته او، نوشتن این کتاب اگرچه بازگشت به گذشته را دشوار می‌کرد، اما فرصتی بود تا خودش و خوانندگانش بار دیگر به دوران کودکی بازگردند؛ دورانی که آن را با صداقت، شفافیت، سلامت نفس، همراهی و همدلی به یاد می‌آورد.

12جلال‌پور copy

خانواده محور اصلی این روایت است. جلال‌پور معتقد است خانواده و محیط واقعی زندگی، «مدرسه زندگی» نسل او بودند؛ درحالی‌که امروز فضای مجازی، اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌ها بخش مهمی از این تجربه را از زندگی کودکان کنار زده‌اند. مدرسه او نیز فقط کلاس درس نبود؛ بازار و حجره بخش دیگری از آموزش او را شکل دادند و بسیاری از آموخته‌هایش را نه از کتاب، بلکه از مشاهده، شنیدن و معاشرت به‌دست آورد. در این میان، «اعتبار و اعتماد» مهم‌ترین مفاهیمی بود که جلال‌پور از بازار آموخته بود. به باور او، بازار گذشته بیش از آنکه با پول و عملیات بانکی اداره شود، بر اعتبار افراد استوار بود و این سرمایه اجتماعی امروز تا حد زیادی از دست رفته است. او تاکید کرد اگر قرار است به اقتصادی سالم، پایدار و عملی بازگردیم، باید اقتصاد بازار را به جای اقتصاد دستوری و تکلیفی جدی بگیریم.

جلال‌پور کتاب را نه اثری استثنایی، بلکه تصویری از یک نسل دانست؛ نسلی که در کنار همه دشواری‌هایش، چیزهایی داشت که امروز کمتر دیده می‌شود. او تاکید کرد اگر می‌خواهیم نسل آینده نیز از کودکی خود خاطره‌ای ارزشمند داشته باشد، باید دوباره اهمیت خانواده، معاشرت، همسایه، دوست، کتاب، معلم و بودن در جمع را به رسمیت بشناسیم؛ چراکه «در جمع بودن» تجربه‌ای متفاوت از غرق شدن در تلفن همراه و فضای مجازی است. در بخش پایانی، جلال‌پور با قدردانی عمیق از حاضران و همه کسانی که در شکل‌گیری کتاب نقش داشتند، از خانواده، دوستان دوران کودکی، هم‌مدرسه‌ای‌ها، عبدی‌بشیری، ملک‌قاسمی، محمد طاهری، الهه طهماسبی و علیرضا بختیاری یاد کرد و نقش آنان را در زنده‌شدن خاطرات، تدوین و ویرایش کتاب برجسته دانست. به گفته او، انتشارات دنیای اقتصاد تلاش کرده است که کتاب به  زبانی ساده و صمیمی به چاپ برسد.