چشم گردشگری ایران قربانی ساختوساز میشود؟
تخریب تختجمشید به اسم توسعه
جمعی از باستانشناسان در نامهای به رئیسجمهور خواستار توقف طرح الحاق روستای مهدیه به شهر مرودشت شدند
منصوره محمدی: توسعه شهری به حریم درجه 2 تختجمشید رسید. همین جمله کوتاه، موجی از نگرانی را میان دوستداران تاریخ و تمدن ایران و کارشناسان و متخصصان باستانشناسی، میراث تاریخی و فرهنگی و عموم مردم ایجاد کرده است. مساله به جلسه بررسی طرح جامع شهر مرودشت در فرمانداری این شهرستان در ۱۱ شهریورماه باز میگردد که در آن اعلام شد الحاق روستای مهدیه به شهر مرودشت نهایی شده است.
مخالفت میراث فرهنگی نادیده گرفته میشود؟
نگرانی زمانی بیشتر شد که محمدجواد جعفری، سرپرست پایگاه میراث جهانی تختجمشید، گفت به آنها اعلام شد «مخالفتهای پایگاه میراث جهانی تختجمشید و ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی دیگر امکان طرح ندارد». جعفری معتقد است در صورت الحاق روستای مهدیه به شهر مرودشت، عملا نقش پایگاه میراث جهانی تختجمشید و دیدگاههای کارشناسی شورای راهبردی این پایگاه نادیده گرفته میشود؛ موضوعی که میتواند پیامدهای منفی در حوزه حفاظت و حتی گردشگری تختجمشید به دنبال داشته باشد.
عرصه و حریم تخت جمشید شامل چهار محدوده تختجمشید، شهر استخر، نقشرجب و نقشرستم است که به صورت جزیرهای تعیین شدهاند. علاوه بر عرصه، سه محدوده حریم درجه یک، درجه ۲ و درجه ۳ نیز برای حفاظت از مجموعه میراث جهانی تختجمشید مشخص شده است. به گفته جعفری، حریم درجه یک محدوده حدود ۶هزار هکتار وسعت دارد و شهر تاریخی پارسه، شهر تاریخی استخر و بقایای مرتبط با این دو شهر را دربرمیگیرد. حریم درجه ۲ تختجمشید نیز حدود ۱۷هزار هکتار وسعت دارد و علاوه بر محدوده دو شهر تاریخی، ۱۱۰اثر تاریخی مهم دیگر دشت مرودشت را که به ثبت ملی رسیدهاند، دربرمیگیرد. حریم درجه3 نیز بخشی از دامنهها و کوهستانهای منطقه را شامل میشود و ضوابط آن عمدتا رویکردی پیشگیرانه دارد و بر جلوگیری از تهدیدهای ناشی از فعالیت صنایع آلاینده بزرگ متمرکز است.
جامعه باستانشناسی خواستار شفافسازی شد
با جدی شدن الحاق این روستا به شهر مرودشت، جامعه باستانشناسی ایران در نامهای از رئیسجمهور درخواست کرد برای نجات میراث فرهنگی ایران و صیانت از حریم تختجمشید، اقدام فوری انجام شود. به گزارش «ایسنا»، در بخشی از این نامه هشدار داده شده است که این اقدام میتواند راه را برای توسعه شهری هموار کند و از همین روی خواهان ورود فوری نهاد ریاست جمهوری به ماجرا شده است: «این اقدام میتواند مسیر توسعه شهری را به سوی تپههای باستانی فیروزی، میدان ملل و پهنه تاریخی پارسه نزدیکتر کند و همزمان با افزایش چشمگیر ارزش اقتصادی اراضی، زمینه تشدید سوداگری زمین و فشارهای اقتصادی بر حریم این میراث جهانی را فراهم آورد. هرچند متعاقبا مدیرکل میراث فرهنگی استان فارس اعلام کرده است که این طرح متوقف و در مرحله بازنگری قرار دارد و اجازه الحاق حریم تختجمشید داده نخواهد شد، همین تناقض میان گزارشهای منتشرشده، مصوبات، مکاتبات و اظهارات مسوولان، بهتنهایی نشاندهنده ضرورت ورود فوری نهاد ریاستجمهوری، شفافسازی کامل فرآیند تصمیمگیری و انتشار عمومی اسناد و مصوبات مرتبط است.»
جامعه باستانشناسی ایران همچنین یادآور شده است: «تختجمشید صرفا یک قطعه زمین در محدوده یک طرح شهری نیست که بتوان درباره آن با معیار افزایش ارزش زمین، درآمد شهری یا منافع کوتاهمدت اقتصادی تصمیم گرفت. پارسه و تختجمشید بخشی از حافظه تاریخی ایران و میراثی متعلق به نسلهای گذشته، امروز و آینده این کشور است. حتی قرار گرفتن چنین میراثی در معرض چانهزنیهای اداری، توسعه شهری و منافع اقتصادی باید بهعنوان یک هشدار جدی در بالاترین سطح حاکمیت تلقی شود.» آنها در این نامه با تاکید بر اینکه میراث فرهنگی حیاطخلوت سیاسی نیست، خواستار اعلام وضعیت اضطراری برای میراث فرهنگی و تشکیل کارگروه تخصصی با حضور کارشناسان شدند.
خودزنی در میراث جهانی
حجت مرادخانی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر صنایع دستی، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» با هشدار نسبت به باب شدن این رویه برای دیگر عرصههای تاریخی کشور تاکید دارد که ضرورت حفاظت از بناهای تاریخی کشور نه صرفا برای نسل حاضر که بهدلیل میراثی که باید به نسلهای بعد نیز برسد مهم است. او با اشاره به تجربه مشابه آنچه در حریم نقش جهان رخ داد، میگوید: «در سالهای گذشته تجربه مشابه و تلخی در مداخلات در حرایم آثار جهانی رخ داد و میدان نقش جهان و اتفاقی که برای ارگ جهان نما رخ داد، حریم هوایی نقش جهان دچار تعرض شد. این مساله در یونسکو مطرح شد و کار به جایی کشید که دبیرکل وقت یونسکو به رئیسجمهور ایران نامه نوشت که اگر آن ساختمان تخریب نشود، اثر ایران را از فهرست جهانی خارج میکنیم.»
مرادخانی تبعات این اتفاق را برای کشوری که جزو اولینها بوده است که به کنوانسیونهای معتبر جهانی در زمینه حفاظت پیوسته گسترده میداند و میگوید: «آن اتفاق تبعات خوشایندی برای ما نداشت؛ چراکه کشور ما یکی از نخستین کشورهایی بود که در کنوانسیون 1972 عضو شد و از همان سالهای ابتدایی فعالیت خود را آغاز کرده و بهعنوان یک تمدن و فرهنگ غنی در میراث طبیعی ملموس همواره مورد توجه بوده است. حالا وقتی این اتفاق رخ میدهد و حریم درجه 2 تختجمشید بهعنوان یکی از اولین پروندههای ایران که در سال1356 به ثبت یونسکو رسیده، حالا دستخوش الحاق شدن به شهر شده است.» این استاد دانشگاه معتقد است که به اعتبار این تغییر امکان ساختوساز در حریم وجود دارد؛ اما مساله مهم این است که تبعات این اتفاق در نظر گرفته نشده است و این یک خودزنی بزرگ است: «مگر ما چند تخت جمشید داریم؟ جایی که چشم گردشگری ایران است و در دنیا از آن یاد میشود.»
وی تاکید دارد که این تصمیم غیرمسوولانه است و برخلاف منافع ملی گرفته شده است: «بدون تردید عدهای که بر آن پافشاری دارند نه تنها منافع توسعه شهری که منافع فردی را نیز در نظر گرفتهاند و این منافع ملی کشور را در خطر قرار خواهد داد.» مرادخانی ادامه میدهد: «نکته بسیار مهم این است که میراث فرهنگی و طبیعی تنها مربوط به زمان حال نیست و متعلق به نسلهای آینده نیز هست و با وجود ویژگیهای مهمی که دارد یک شهرداری چنین تصمیمی میگیرد؛ درحالیکه طرح این موضوع نیز برای سرمایههای اجتماعی و افکار عمومی پر از تبعات است و تمام دست اندرکاران باید در محکمه به چالش کشیده شوند.»
او درباره تبعات توسعه در صورت نهایی شدن میگوید: «اساسا حریم برای یک اثر به این دلیل به ثبت میرسد که یافته برای پژوهش در دسترس باشد و در گذشته تمام تمدن محدود به یک عرصه نبوده و حریم هم باید برای کاوشهای بیشتر در دسترس باشد. حالا زمانی که ساختوساز و توسعه شهری رخ دهد، امکان مطالعه از بین خواهد رفت و بسیاری از شواهد در زیر توسعه شهری مدفون خواهد شد. درست مانند اتفاق تلخی که برای محوطه ارجان در بهبهان رخ داد و یکی از مهمترین شواهد بر خلیجفارس آن اتفاق برایش رخ داد. زمانی که نسبت به تخت جمشید هم بیتفاوت باشیم همین اتفاق مشابه رخ خواهد داد.» مرادخانی تاکید دارد که اجرایی شدن چنین اقدامی میتواند سنگ بنایی برای سایر بناها نیز باشد؛ چراکه زمانی که چشم پروندههای میراث جهانی ایران دستخوش تعرض باشد ابنیه کوچکتر عملا عرصه تاختوتاز و تاراج خواهد شد و هرکسی میتواند مثل بلایی را که سر پادگان روسها در سبزوار رخ داد، بر سر هر بنای دیگری بیاورد.