فرزند راستین ایران

 در‌این مراسم پیام تصویری پیرایه یغمایی، خواهر اسماعیل یغمایی که در سیدنی استرالیا زندگی می‌کند، برای حاضران پخش شد. او گفت اسماعیل فقط برادر من نبود؛ برادر معنوی همه شما بود که امروز برای یادبود او گرد هم آمده‌اید.

 پیرایه یغمایی با اشاره به دلبستگی عمیق برادرش به ایران گفت: ما او را «اِسی» صدا می‌کردیم. او فرزند راستین ایران بود؛ فرزند خاکی که او را با آغوش باز پذیرفت. خاک، مهربان و پذیرنده است و هر کسی را بی‌سبب به خود راه نمی‌دهد.

فخری دانش‌پور پرور، باستان‌شناس و از همکاران قدیمی اسماعیل یغمایی او با اشاره به یکی از مهم‌ترین تجربه‌های حرفه‌ای یغمایی گفت: در هفت‌تپه، آرامگاه کوچکی در کنار معبد پادشاه ایلام/ عیلام کشف شد که ۲۳ اسکلت در آن قرار داشت. برخی از اسکلت‌ها به‌طور کامل دفن شده بودند و تعدادی دیگر به هم ریخته بودند. مطالعه، تفکیک، تثبیت و مستندسازی چنین مجموعه‌ای کار آسانی نبود، اما اسماعیل یغمایی با دقت و حوصله این پژوهش را به سرانجام رساند.

 او یغمایی را باستان‌شناسی سختکوش و از جدی‌ترین مخالفان تخریب محوطه‌های تاریخی توصیف کرد و گفت: او در ماجراهای تپه حصار دامغان و محوطه تاریخی ارجان، با تمام توان از میراث فرهنگی دفاع کرد و هیچ‌گاه در برابر آسیب به آثار تاریخی سکوت نکرد.

 این باستان‌شناس همچنین با اشاره به سال‌های دشوار زندگی شخصی یغمایی، خاطراتی را از او تعریف کرد و گفت: با وجود مشکلات خانوادگی و بیماری همسرش، هیچ‌گاه از مسوولیت حرفه‌ای خود فاصله نگرفت و با همان جدیت به پژوهش ادامه داد.

احمد محیط طباطبایی نیز با اشاره به سابقه دوستی خانواده‌اش با خاندان یغمایی گفت: خاندان یغمایی از خانواده‌های اثرگذار فرهنگ ایران بودند. انتشار بیش از سه دهه مجله «یغما» میراث ارزشمندی برای فرهنگ و ادب ایران بر جای گذاشت و طبیعی است که از چنین خانواده‌ای شخصیتی مانند اسماعیل یغمایی برخیزد.

 پس از او، محمدرضا خلعتبری، باستان‌شناس، با مرور فعالیت‌های یغمایی، از او به عنوان پژوهشگری یاد کرد که هیچ‌گاه میان علم و مسوولیت اجتماعی فاصله‌ای قائل نبود.

 او گفت: از اسماعیل یغمایی بسیار گفته شده است، اما شاید مهم‌ترین ویژگی او، ایستادگی‌اش برای حفاظت از میراث فرهنگی باشد. بسیاری هنوز اشک‌های او را در مستند مربوط به محوطه ارجان به یاد دارند؛ همان‌گونه که مقاومتش در تپه حصار دامغان را فراموش نکرده‌اند؛ مقاومتی که برای جلوگیری از عبور خط راه‌آهن از عرصه این محوطه تاریخی، تا از دست دادن موقعیت شغلی‌اش پیش رفت. خلعتبری با اشاره به سال‌های پایانی زندگی یغمایی افزود: او سراسر عاشق ایران بود و همه عمر برای ایران نوشت، پژوهش کرد و جنگید.

 این باستان‌شناس سپس به یکی از تلخ‌ترین دوره‌های زندگی یغمایی اشاره کرد و گفت: در دهه ۱۳۹۰، هنگام پیگیری انتشار یکی از کتاب‌های او، در زمان ریاست آقای بهشتی گفته شد برای انتشار کتاب باید بخش‌هایی از آن و برخی اسامی‌ای که آورده است، حذف شود و از من خواسته شد به او انتقال دهم. پس از آن ماجرا، یغمایی ترجیح داد سکوت کند و کمتر در مجامع عمومی حاضر شود.

آرمان شیشه‌گر، باستان‌شناس و از همکاران قدیمی یغمایی، خاطراتی را از دوران همکاری با یغمایی تعریف کرد و از اینکه باستان‌شناسان فقط در سوگ هم در کنار یکدیگر جمع می‌شوند ابراز تاسف کرد.

 او نخستین آشنایی خود با یغمایی را به سال ۱۳۶۳ و مرکز باستان‌شناسی ایران نسبت داد و با نقل خاطره‌ای از شوخ‌طبعی او، گفت همان دیدار آغاز دوستی‌ای شد که سال‌ها ادامه یافت و در کاوش‌های تپه حصار عمیق‌تر شد.

 شیشه‌گر با اشاره به همکاری خود با اسماعیل یغمایی و حمیده چوبک در تپه حصار دامغان، از کشف اسکلت زن باردار به عنوان یکی از مهم‌ترین یافته‌های آن کاوش یاد کرد و افزود: یغمایی از این کشف بسیار خوشحال بود، اما آنچه او را متمایز می‌کرد، فقط توانایی علمی‌اش نبود؛ او انسانی خانواده‌دوست بود و عشق عمیقی به همسر و فرزندش داشت.

محمد ابراهیم زارعی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، اسماعیل یغمایی را از چهره‌های شاخص نسل نخست پاسداران میراث فرهنگی ایران توصیف کرد و گفت: او نماینده نسلی بود که حفاظت از میراث فرهنگی را نه یک شغل، بلکه یک مسوولیت ملی می‌دانست.

 زارعی، یغمایی را پژوهشگری اندیشمند، پرسشگر و صاحب قلم دانست و گفت: او تنها کاوشگر گذشته نبود، بلکه با زبانی پخته و پالوده، یافته‌های خود را روایت می‌کرد. میراث واقعی اسماعیل یغمایی، کتاب‌ها، مقالات و آثاری است که برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته است.

 رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری همچنین از تدوین یادنامه‌ای برای اسماعیل یغمایی خبر داد و افزود: پس از درگذشت او با استادان و پژوهشگران داخل و خارج از کشور گفت‌وگو کرده‌ایم تا ۲۶ مقاله از ۲۶ نفر گردآوری شود. مهرداد ملک‌زاده، باستان‌شناس، سخنان خود را با خواندن غزلی از حافظ با مطلع «خلوت‌گزیده را به تماشا چه حاجت است...» آغاز کرد و گفت: بسیاری از انزوای اسماعیل یغمایی سخن گفتند درحالی‌که به نظر می‌آید او در سال‌های پایانی عمر، خلوت را برگزیده بود، اما این خلوت از سر بی‌اعتنایی به زندگی نبود. او زندگی را دوست داشت و هر کس با او معاشرت داشت، این عشق را به‌خوبی حس می‌کرد. فاطمه علی‌اصغر، خبرنگار و ناشر شماری از کتاب‌های اسماعیل یغمایی، از سال‌های دشوار فعالیت حرفه‌ای او سخن گفت و پشتکار و استقامتش را در مسیر پژوهش و انتشار آثارش ستود. مرجان حاجی‌رحیمی، خبرنگار میراث فرهنگی و روابط عمومی ایکوم ایران نیز با مرور خاطرات همکاری با یغمایی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های او را تعهد بی‌قید و شرط به میراث فرهنگی دانست و گفت: همیشه می‌گفت «تا جایی که می‌توانی برای میراث فرهنگی بایست و حرفت را بزن؛ اجازه نده منافع شخصی، میراث ملی را نابود کند.