چرا نشست ایران و شیخنشینها در عمان مهم است؟
آزمون دیپلماسی منطقهای در «هرمز»
اهمیت صلاله در این میان صرفا به یک نشست سیاسی محدود نیست. مساله اصلی، تبدیل تنگه هرمز از یک نقطه تقابل نظامی به موضوعی برای همکاری کشورهای ساحلی است. ایران و عمان پیشتر در بیانیه مشترک خود بر ایجاد یک کریدور موقت کشتیرانی، مینزدایی مشترک و حرکت به سمت سازوکار دائمی مدیریت تردد و تبادل اطلاعات توافق کردند. در همان بیانیه بر ضرورت گفتوگو با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تاکید شد. از این منظر، نشست صلاله میتواند مرحله دوم همین روند باشد: خروج موضوع هرمز از قالب ایران در برابر آمریکا و تبدیل آن به یک مساله منطقهای میان کشورهای ساحلی. این تغییر قاب سیاسی برای تهران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر عربستان، قطر، کویت، امارات، بحرین و عمان در یک سازوکار منطقهای درباره امنیت کشتیرانی مشارکت کنند، امکان شکلگیری ترتیباتی برای عبور امن کشتیها، کاهش ریسک برخورد نظامی و بازگرداندن تدریجی جریان تجارت افزایش مییابد.
در واقع، بازگشایی هرمز فقط مساله صادرات نفت ایران نیست. بستهشدن یا ناامنشدن این آبراه، اقتصاد همه کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار میدهد و همزمان بازار جهانی انرژی را بیثبات میکند. طی روزهای اخیر، حملات دریایی در منطقه و اختلال همزمان در مسیر بابالمندب نیز فشار بر بازار نفت و تجارت جهانی را افزایش داده است؛ بهگونهای که قیمت نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است. بنابراین، کشورهای عربی خلیج فارس نیز انگیزه مستقیمی برای یافتن یک راهحل دارند. از سوی دیگر، صلاله میتواند مکمل مسیر دیپلماتیک پاکستان و قطر باشد. گفتوگوهای اخیر عراقچی با فرمانده ارتش پاکستان بر بازگشت به مذاکرات، جنگ ایران و آمریکا، یمن و کاهش تنش متمرکز بوده است. این نشان میدهد تهران در حال فعالکردن چند کانال همزمان برای جلوگیری از گسترش جنگ است. در این میان، پاکستان میتواند حامل پیام میان تهران و واشنگتن باشد، قطر نقش میانجی سیاسی را ایفا کند و عمان بستر اصلی گفتوگو و ترتیبات دریایی را فراهم آورد.
اما اهمیت واقعی نشست صلاله زمانی آشکار میشود که از سطح مدیریت بحران به سمت شکستن محاصره اقتصادی و دریایی حرکت کند. برای ایران، ایجاد یک کریدور موقت میتواند نخستین گام برای احیای بخشی از جریان واردات، صادرات و دسترسی به بازارهای خارجی باشد. بنابراین، راهبرد مطلوب تهران باید آن باشد که نشست صلاله را به آغاز یک سازوکار امنیت جمعی خلیج فارس تبدیل کند، نه صرفا یک جلسه اضطراری برای بازکردن هرمز. پیشنهاد ایجاد مرکز مشترک تبادل اطلاعات دریایی، سازوکار هماهنگی تردد کشتیها، کمیته دائمی امنیت کشتیرانی و ترتیبات مرحلهای برای کاهش تنش میتواند این نشست را به یک دستاورد پایدار تبدیل کند.
در نهایت، صلاله یک فرصت دیپلماتیک مهم است: فرصتی برای ایران تا نشان دهد مساله هرمز صرفا مناقشهای میان تهران و واشنگتن نیست، بلکه بحرانی است که راهحل آن میتواند از درون منطقه و با مشارکت کشورهای ساحلی شکل بگیرد. اگر این رویکرد موفق شود، بازگشایی هرمز تنها یک دستاورد اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه میتواند نخستین گام برای شکستن محاصره، کاهش فشار بر اقتصاد ایران و ایجاد یک معماری امنیتی جدید در خلیج فارس باشد.