444 copy

سعیده سادات فهری:  بیست سال پس از آنکه پرونده هسته‌ای ایران برای نخستین‌بار در مسیر شورای امنیت قرار گرفت، تلاش آمریکا و تروئیکای اروپا برای بازگرداندن پرونده هسته‌ای ایران به مسیر شورای امنیت، تنها یک تحول در پرونده هسته‌ای نیست، بلکه می‌تواند آغازگر مرحله تازه‌ای از فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه تهران باشد.  با آغاز به کار نشست شورای حکام و اظهارات گروسی درباره تعامل با ایران و ضرورت درس گرفتن از اتفاقات قبلی ضمن هشدار درباره بی‌اطلاعی از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران، اکنون پرسش اصلی این است که هدف غرب از باز کردن دوباره این مسیر چیست و تهران در شرایطی که تجربه جنگ، تحریم و فشار دیپلماتیک را پشت سر گذاشته، در برابر این اقدام چه واکنشی نشان خواهد داد.

حمیدرضا عزیزی

دکتر حمیدرضا عزیزى، پژوهشگر  مسائل ایران در گروه بین‌المللی بحران در این رابطه به روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت: «مهم‌ترین پیامد این قطعنامه شاید نه تحریم، بلکه تاثیر آن بر فضای حقوقی و سیاسی اقدامات احتمالی آینده آمریکا، به‌ویژه در صورت توسل دوباره واشنگتن به گزینه نظامی، باشد. عزیزی در خصوص اقدام ایران هم گفت بعید به نظر می‌رسد که ایران بتواند صرفا با خروج از NPT، این اقدام را به یک اهرم موثر برای چانه‌زنی در برابر ایالات متحده تبدیل کند.

با توجه به تلاش آمریکا و سه کشور اروپایی برای تصویب قطعنامه جدید علیه ایران، هدف اصلی این قطعنامه چیست؟ آیا صرفا فشار سیاسی است یا می‌تواند مقدمه‌ای برای اقدامات بعدی علیه ایران باشد؟

باید توجه داشت که قطعنامه احتمالی را نمی‌توان به‌صورت منفک از روندی که از سال گذشته آغاز شده است، ارزیابی کرد. این روند، در برگیرنده تلاش‌های مستمر برای افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر ایران با هدف بازگرداندن تهران به اجرای تعهدات خود ذیل (NPT) و به‌ویژه فراهم کردن امکان بازرسی آژانس از تاسیسات هسته‌ای ایران بوده است. در سوی دیگر، تصمیم سه کشور اروپایی برای فعال‌سازی سازوکار موسوم به «ماشه» یا اسنپ‌بک نیز در امتداد همین روند قابل ارزیابی است. بنابراین، با توجه به اینکه تاکنون از منظر فنی و سیاسی گشایش قابل‌توجهی در پرونده هسته‌ای ایران حاصل نشده، طبیعی است که طرف‌های مقابل به سمت افزایش سطح اقدامات و تشدید فشارها حرکت کنند. از این منظر، قطعنامه احتمالی را باید بخشی از یک روند مستمر دانست، نه اقدامی منفرد و مجزا.

چه سناریوهایی برای این روند قابل تصور است؟

اینکه این قطعنامه صرفا با هدف اعمال فشار سیاسی صادر شود یا بتوان آن را مقدمه‌ای برای مجموعه‌ای از اقدامات بعدی تلقی کرد، دو سناریویی هستند که می‌توانند همزمان تحقق پیدا کنند. در سطح نخست، طبیعتا هدف اصلی، افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک بر ایران است؛ اما اگر همان‌گونه که مطرح شده، در این قطعنامه درخواست بازگرداندن پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز مطرح شود، می‌توان آن را زمینه‌ساز و مقدمه‌ای برای اقدامات بعدی ارزیابی کرد. با این حال، حتی در صورت بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت، در سطح سیاسی و عملیاتی لزوما نباید انتظار تحول چشم‌گیری در وضعیت موجود داشت. یکی از دلایل اصلی این است که به احتمال زیاد روسیه و چین با چنین روندی همراهی نخواهند کرد. از سوی دیگر، اگر منظور از اقدامات بعدی، اعمال تدابیر تنبیهی به‌جز گزینه نظا‌می باشد، بخش قابل‌توجهی از این اقدامات از منظر کشورهای اروپایی، در چارچوب سازوکار اسنپ‌بک از هم‌اکنون نیز در جریان است. افزون بر آن، اقدام نظامی نیز پیش‌تر از سوی ایالات متحده انجام شده است.

مهم‌ترین پیام تصویب قطعنامه پیشنهادی برای آینده پرونده هسته‌ای ایران چیست؟ آیا باید آن را یک اقدام نمادین دانست یا نقطه آغاز یک روند جدید؟ مهم‌ترین پیام این قطعنامه، بیش از هر چیز، به روند پرونده هسته‌ای ایران بازمی‌گردد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای احتمالی این روند، افزایش احتمال مشروعیت‌بخشی به اقدام نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران در آینده است؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک اقدام صرفا نمادین داشته باشد. ایران هشدار داده است که اقدامات شورای حکام با «پاسخ قاطع» مواجه خواهد شد. موثرترین و محتمل‌ترین پاسخ ایران چه می‌تواند باشد و تهران تا چه اندازه می‌تواند بدون خروج کامل از چارچوب ان‌پی‌تی هزینه این قطعنامه را افزایش دهد؟

به نظر می‌رسد محاسبه‌ای که در حال حاضر در سطح سیاسی تهران در حال انجام است، بیش از هر چیز معطوف به سنجش هزینه و فایده چنین اقدامی است. خروج رسمی از این معاهده می‌تواند حامل یک پیام سیاسی بسیار قدرتمند باشد، اما لزوما به این معنا نیست که در کوتاه‌مدت تغییر مشخص و محسوسی در معادلات میدانی به نفع ایران ایجاد خواهد کرد. البته اگر سیاست اعلام‌شده ایران همچنان بر عدم تمایل به ساخت سلاح هسته‌ای استوار باشد، خروج از NPT می‌تواند پیامدهای دیگری نیز به همراه داشته باشد. یکی از این پیامدها ممکن است تاثیرگذاری بر بخشی از همکاری‌های هسته‌ای ایران با روسیه باشد؛ برای مثال، همکاری‌هایی که در حوزه نیروگاه بوشهر و سایر پروژه‌های مرتبط در جریان است. 

از سوی دیگر، اگر ایران بخواهد خروج از NPT و سپس احتمال بازگشت به این معاهده را به‌عنوان یک اهرم در مذاکرات با ایالات متحده مورد استفاده قرار دهد، بعید می‌دانم چنین اقدامی تاثیر قابل‌توجهی بر دونالد ترامپ داشته باشد. خواسته اصلی ترامپ، دریافت تضمین‌های عملی و مشخص از سوی تهران درباره ماهیت و مسیر برنامه هسته‌ای ایران است؛ خواه این تضمین‌ها در چارچوب NPT ارائه شود و خواه خارج از آن. بنابراین، بعید به نظر می‌رسد که ایران بتواند صرفا با خروج از NPT، این اقدام را به یک اهرم موثر برای چانه‌زنی در برابر ایالات متحده تبدیل کند.