روایت بنیانگذارانی که به هوش مصنوعی معتاد شدهاند
جا ماندن از AI: ترس جدید کارآفرینان
شارما همبنیانگذار شرکت «کیل» است که نرمافزارهای عیبیابی مبتنی بر هوش مصنوعی برای تیمهای IT تولید میکند. ایجنتها در حال ساخت قابلیتهای جدید برای مشتریان، انجام تحقیقات برای یک مدل داخلی و نظارت بر کمپینهای بازاریابی هستند. اما از آنجا که این ایجنتها حین انجام وظایفشان معمولا به راهنمایی یا بستر و اطلاعات تکمیلی نیاز دارند، شارما ۲۷ساله در وضعیتی است که حس میکند باید ۲۴ ساعت شبانهروز در دسترس آنها باشد و در نتیجه، الگوی خواب منظم خود را کنار گذاشته است. تا همین چند وقت اخیر، او حتی نمیتوانست از طریق گوشی یا ساعت هوشمندش آنها را از راه دور کنترل کند (در نتیجه اگر نیاز به تایید نهایی بود، ایجنت باید تا صبح صبرمیکرد).
او میگوید: «هزینه معطلی این ایجنتها، آن هم به مدت ۸ ساعت، بسیار بالاست. آنها ممکن است در هر زمانی از شبانهروز کارشان را تمام کنند، مثلا درست نصف شب.»
بنیانگذاران استارتآپها از قدیم، به ساعات کاری طاقتفرسا عادت داشتهاند، به این امید که «نوآوری بزرگ بعدی» را خلق کنند. اما قابلیتهای رو به رشد ایجنتهای هوش مصنوعی و سرعت ارتقای مدلهای پشتیبان آنها، به اصطلاح «تا سرحد مرگ کار کردن» معنای جدیدی بخشیده است.
هرچه ایجنتهای هوش مصنوعی، کار بیشتری انجام میدهند، بنیانگذاران نیز درگیر کار بیشتری میشوند. حالا فشار ناشی از آنچه بسیاری آن را یک «فرصت تکرارنشدنی در تاریخ بشریت در حوزه تکنولوژی» میدانند را هم به این معادله اضافه کنید. نتیجه چیزی نیست جز خواب نامنظم، ناتوانی در تمرکز بر هر چیزی غیر از کار و این حس که گرچه این رویه کاری ناسالم و طاقتفرساست، اما باز هم نمیتوانی از آن دست بکشی.
شارما که در سان فرانسیسکو زندگی میکند، در ماههای اخیر دچار اضافه وزن شده. و اگرچه خودش دوست ندارد به زبان بیاورد، اما حس میکند حتی وقتی در ساعات غیرکاری در جمع است، ذهنش جای دیگری است: پیش ایجنتهایش. او میگوید: «آنها فقط توجه تو را میخواهند. مدام از خودت میپرسی: آیا به چیزی نیاز دارد؟ آیا میتوانم یک جوری کمکش کنم؟» «پیتر پزاریس» ۵۶ ساله، بنیانگذار چند استارتآپ، پس از بیش از ۳۰ سال فعالیت در حوزه تکنولوژی و تجربه چهار «خروج موفق»، به همسرش قول داده بود که امسال بازنشسته شود. او در دوران جوانی، در پی بازههای کاری بسیار طاقتفرسا، دو بار کارش به بیمارستان کشیده شد. حتی یک بار، به مدت یک ماه کامل شبی فقط یک ساعت میخوابید که در نهایت یک روز از شدت فشار در شرکت از هوش رفت.
او با اشاره به بنیانگذارانی که در فضای مجازی، بابت کار کردن از ۹ صبح تا ۹ شب در ۶ روز هفته فخرفروشی میکنند، میگوید: «خیلیها این میزان کار کردن را الکی بزرگ میکنند. من زمانی با این شیوه زندگی کردم که اصلا راهی برای پز دادنش وجود نداشت.»
با این حال، جذابیت انفجار هوش مصنوعی و ماهیت مسحورکننده ابزارهای جدید آن، قویتر از آن بود که بتواند در برابرش مقاومت کند. او چهار ماه پیش، پنجمین استارتآپ خود به نام «پروکسان» را راه انداخت تا نرمافزار مدیریت نیروی کار بر پایه هوش مصنوعی تولید کند. او تخمین میزند که نرخ درآمد سالانه شرکتش تا ماه اکتبر، بالغ بر یکمیلیون دلار خواهد شد.
پزاریس درباره کار با ایجنتهای هوش مصنوعی میگوید: «شبیه به مواد مخدر است. من واقعا هیچوقت مواد مصرف نکردهام، اما حدس میزنم چنین حسی داشته باشد.» پزاریس که در سان متئوی کالیفرنیا زندگی میکند، معمولا از ۷:۳۰ صبح تا ۲ بامداد کار میکند. او تخمین میزند که به لطف ایجنتهای هوش مصنوعی، شرکت پروکسان که تنها ۶ برنامهنویس انسان استخدام کرده، ۳۰ برابر سریعتر از حالتی کار میکند که ایجنتها وجود نداشتند. اما کار ایجنتها، کار انسانی بیشتر میتراشد. برای مثال، جذب و راهاندازی مشتریان با سرعتی بالاتر در عمل یعنی نیاز به پاسخگویی به درخواستهای مشتریان بیشتر.
همچنین با وجود ایجنتها، ترس از جا ماندن یا همان FOMO، چند برابر شده. پزاریس میگوید: «هر دقیقهای که کار نمیکنم، دارم شانس انجام دادن کار یک هفته را از دست میدهم.»
«ابی گریلز»، همبنیانگذار پلتفرم جمعآوری داده مبتنی بر هوش مصنوعی «ریویتر»، احساس میکند همیشه کار بیشتری هست که میتواند انجام دهد و تک تک ساعتهایی که کار میکند میتواند سرنوشت شرکتش را تغییر دهد. او و « کودی واترز»، دیگر بنیانگذار شرکت، تنها کارکنان این شرکت هستند. این دو مدام برنامه میریزند که نیروی جدید استخدام کنند، اما بعد میبینند که میتوانند با کمک ایجنتها، از پس انجام یک وظیفه دیگر نیز بربیایند. او میگوید: «فکر میکنیم خودمان دو نفری از پسش برمیآییم.» گریلز ۳۳ ساله که در سان فرانسیسکو زندگی میکند، معمولا روزی ۱۰ ساعت کار میکند و یک روز آخر هفته را مرخصی میگیرد. او در سال ۲۰۲۴ دوره شتابدهنده استارتآپی «وای کامبیناتور» را گذراند و پیامدهای فشار کاری بیش از حد را از نزدیک دید.
کارآفرین دیگری که همدوره او بود، پس از آنکه مدتی از خوردن غذای جامد دست کشید و عمدتا از مکملها تغذیه میکرد، کارش به بیمارستان کشید (وای کامبیناتور میگوید مدتهاست بنیانگذاران خود را به مراقبت از سلامتشان تشویق میکند).
گریلز میداند که بدون خواب کافی و داشتن حداقل یک «چشمه» از زندگی عادی خارج از محیط کار، بازدهیاش ناگزیر آسیب خواهد دید. او میگوید: «اشتباه برداشت نکنید، من همیشه خستهام اما حالا کمی بیشتر حواسمان هست تا هر وقت نیاز داشتیم استراحت کنیم.»
«آجای کالیا»، ۴۳ ساله و بنیانگذار یک استارتآپ هوش مصنوعی در بوستون میگوید نخستین بار در فوریه ۲۰۲۳، زمانی که در گروه هوش مصنوعی اسپاتیفای کار میکرد، متوجه شد هوش مصنوعی قرار است دنیا را زیر و رو کند. او شاهد افرادی با مدرک دکترا و ۲۰ سال سابقه کار بود که با چهرههای وارفته و شوکهشده از جلسات بیرون میآمدند.
او میگوید: «آنها حرفهای بسیار عجیبی میزدند، مثلا میگفتند: مدرک دکترای من دیگر به هیچ دردی نمیخورد.» کالیا که سال ۲۰۲۴ اسپاتیفای را ترک کرد تا شرکت خودش به نام Alt را راهاندازی کند، حالا بیشتر روزها کارش را از ساعت ۵:۳۰ یا ۶ صبح شروع میکند و حدود ساعت ۹ یا ۱۰ شب به پایان میرساند. او از ایجنتها استفاده میکند، اما هر چند ماه یک بار مجبور است شیوه کاری خود را بر اساس قابلیتهای در حال رشد آنها بازنگری کند.
او میگوید: «با این مدلهای جدید میتوانید ایدههایی بسیار بزرگتر و جاهطلبانهتر خلق کنید که شگفتانگیز است؛ اما مشکل اینجاست که کارتان هیچوقت تمام نمیشود.»
کالیا اخیرا ایجنتها را از طریق ساعت هوشمند اپل خود کنترل میکند که این کار همزمان، تبدیل به یک موهبت و یک عذاب شده. هر ۱۰ دقیقه یک بار، ساعتش با درخواست تازهای از طرف ایجنتها زنگ میخورد. او میگوید: «نمیدانم آیا این درست است که وسط دویدن، مدام به ساعتم نگاه کنم تا به ایجنت اجازه انجام کاری را بدهم یا نه.» هیچکس در شبکه ارتباطی بنیانگذارانی که کالیا با آنها در تماس است، به فکر مرخصی گرفتن یا نگران فرسودگی شغلی نیست؛ اگرچه او افراد زیادی را میبیند که ظاهرا در آستانه فروپاشی هستند.
او میگوید: «همه فقط بیصدا در برابر هم اعتراف میکنند که از یک طرف، این وضعیت قابل ادامه نیست؛ اما از طرف دیگر، اصلا چرا باید دست از کار بکشی؟»
منبع: Wall Street Journal