افت تابآوری معادن سنگ در بازار جهانی
این تحولات را میتوان در چهار محور بررسی کرد: اختلال در بازار سنگکوپ، افزایش هزینه نهادههای تولید، دشواری دسترسی به بازارهای منطقهای و تشدید رکود داخلی. آسیب به مسیرهای دریایی، صادرات سنگکوپ را با اختلال مواجه کرده است. کاهش صادرات از یکسو جریان نقدینگی معادن را تحت فشار قرار داده و از سوی دیگر، به افزایش عرضه در بازار داخلی، بهویژه در بخش سنگهای مرغوب، منجر شده است. این وضعیت اگرچه در کوتاهمدت دسترسی واحدهای فرآوری به مواد اولیه باارزشتر را تسهیل میکند؛ اما کاهش درآمد و نقدینگی معادن میتواند در بلندمدت پایداری کل زنجیره را با چالش مواجه سازد.
روی دیگر این تحولات، خطر از دست رفتن تدریجی بازارهای بینالمللی است. زمانی که سنگ ایرانی بهطور مستمر در بازارهای خارجی در دسترس نباشد، مصرفکنندگان و واحدهای فرآوری در کشورهای مقصد به سمت منابع جایگزین حرکت میکنند. در چنین شرایطی، بازگشت به بازار و حفظ مشتریان پیشین دشوارتر خواهد شد. از همین رو، ایجاد تعادل میان صادرات سنگ کوپ و محصولات فرآوریشده اهمیت دارد؛ تعادلی که ضمن توسعه فرآوری داخلی، حضور مستمر سنگ ایرانی در بازارهای جهانی را نیز حفظ کند.
دومین چالش، افزایش هزینه تامین نهادههای تولید در نتیجه اختلال در مسیرهای تجاری است. رشد قیمت موادی مانند رزین، اپوکسی و لقمههای ساینده، هزینه تولید و فرآوری را افزایش داده و قیمت تمامشده محصولات را تحت فشار قرار داده است. افزایش هزینهها نیز توان رقابت تولیدکنندگان ایرانی را در بازار داخلی و صادراتی کاهش میدهد.
اختلال در تجارت با بازارهای سنتی، سومین فشار واردشده به این صنعت است. محدودیت در مسیرهای تجاری منطقهای باعث شده بخشی از محصولات تولیدی بدون مشتری بماند. همزمان، رکود ساختوساز در داخل و افزایش حجم چکهای برگشتی در بازار سنگ، فشار مضاعفی بر معادن و واحدهای فرآوری وارد کرده است. مجموعه این عوامل، تابآوری بخش قابلتوجهی از فعالان این زنجیره را کاهش داده است.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، فشار آن به بازار کار معدن و صنایع فرآوری نیز منتقل خواهد شد. معادن کوچکمقیاس و واحدهای دارای فناوریهای قدیمی و توان رقابتی پایین، بیش از دیگران در معرض کاهش تولید و تعدیل نیروی انسانی قرار دارند. در چنین شرایطی، فعالسازی دیپلماسی اقتصادی برای توسعه بازارهای جدید، بهویژه در شرق اروپا و کشورهای حوزه CIS، میتواند بخشی از ریسک وابستگی به بازارهای محدود منطقهای را کاهش دهد. در داخل نیز بازنگری در نحوه محاسبه حقوق دولتی معادن کوچک و متناسب کردن آن با میزان واقعی استخراج، میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد. در کنار این اقدامات، حرکت واحدهای سنگبری به سمت فناوریهای جدید و فاصله گرفتن از الگوهای سنتی تولید، برای حفظ توان رقابت و جلوگیری از عقبنشینی بیشتر در بازارهای بینالمللی ضروری به نظر میرسد.
* فعال حوزه معدن