زمین‌گیر شدن ماشین جنگی ترامپ

به نوشته فارن‌پالیسی اما رئیس‌جمهور آمریکا برای افول زودهنگام و تبدیل شدن به یک رهبر ضعیف، تنها باید خود را سرزنش کند. ریشه اصلی این سقوط، تصمیم جنجالی ماه فوریه برای آغاز درگیری نظامی با ایران است. با گذشت ۶ماه از این نبرد فرسایشی، منابع استراتژیک واشنگتن تخلیه شده، هزینه زندگی شهروندان آمریکایی به شدت افزایش یافته و جایگاه ترامپ به پایین‌ترین سطح در تاریخ ریاست‌جمهوری تنزل پیدا کرده است. در دولتی که کمترین میزان درز اطلاعات را داشت، اکنون اعضای وفادار کابینه نیز در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعتراف می‌کنند که رئیس‌جمهور هشدارهای آنان را درباره تبعات این ماجراجویی نظامی نادیده گرفته بود.

این درگیری، جعبه‌ابزار سیاست خارجی واشنگتن را تقریبا فلج کرده است. با ته کشیدن ذخایر موشکی، آمریکا دیگر نه توانی برای تغییر معادلات اوکراین دارد و نه می‌تواند بازدارندگی موثری در برابر جاه‌طلبی‌های چین در تایوان ایجاد کند. تورم لجام‌گسیخته ناشی از سیاست‌های تعرفه‌ای و جهش قیمت انرژی، قدرت تصمیم‌گیری کاخ سفید را در داخل و خارج محدود کرده است. با سایه سنگین شکست احتمالی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، متحدان واشنگتن در حال گذار به نظم جهانی پساترامپ هستند. اروپای متکی به توان نظامی خود و خاورمیانه‌ای که به دنبال ائتلاف‌های جایگزین است، دیگر نیازی به هژمونی آمریکا نخواهد داشت.

حساب و کتاب‌های نظامی نیز این افول را تایید می‌کنند. بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، ذخایر موشک‌های پیشرفته رهگیر پاتریوت که در ابتدای سال حدود ۲۳۰۰فروند بود، تا ماه اوت و در پی تلاش برای دفاع از پایگاه‌ها و متحدان منطقه‌ای به حدود ۸۰۰فروند سقوط کرده است؛ محاسبه‌ای که پنتاگون آن را رد کرده اما رقم جایگزینی ارائه نداده است. ساخت هر رهگیر دست‌کم دو سال زمان می‌برد و آمریکا سالانه تنها ۶۰۰فروند پاتریوت تولید می‌کند. این نقطه ضعفی استراتژیک است که رقبای جهانی واشنگتن به خوبی از آن آگاهند. هرچند ارتش آمریکا هنوز ماشین جنگی قدرتمندی محسوب می‌شود، اما سرنوشت نبردها را تنها حجم آتش تعیین نمی‌کند، بلکه تاب‌آوری عامل کلیدی است. تهران نشان داده است که می‌تواند با اتکا به جنگ‌افزارهای نامتقارن مانند پهپادها، قدرت‌های نظامی بزرگ‌تر را وارد نبردی فرسایشی و بی‌فرجام کند.

هزینه‌های این رویارویی فراتر از تصور اولیه کاخ سفید بوده است. به گزارش نیویورک تایمز، ایران دست‌کم ۱۸پایگاه آمریکایی را در هفت کشور خاورمیانه هدف قرار داده است؛ حملاتی که نه تنها هیمنه شکست‌ناپذیری ایالات متحده را در هم شکسته، بلکه صورت‌حساب‌های بازسازی‌میلیارد دلاری به همراه داشته است. در داخل نیز، جهش قیمت حامل‌های انرژی فشار بی‌سابقه‌ای بر مصرف‌کنندگان و خطوط هوایی وارد کرده است. اما شاید گزنده‌ترین طنز ماجرا برای کاخ سفید این باشد که جلوی بحران فاجعه‌بار بازارهای انرژی را نه سیاست‌های آمریکا، بلکه تصمیم چین برای آزادسازی ذخایر عظیم سوختش گرفت؛ واقعیتی که پکن را در قامت منجی اقتصاد جهانی نشان داد و تمام دنیا اکنون به خوبی از آن آگاه است.