چرا مسیر قیمتگذاری گروههای کالایی صنعت پتروشیمی متفاوت است؟
پلیمر در مدار تغییرات نرخ ارز
ساختار عرضه محصولات پلیمری نشان میدهد بازار در سطح تولیدکنندگان از تمرکز نسبی برخوردار است. این ترکیب نشان میدهد سمت عرضه بازار در اختیار تعداد محدودی از بازیگران بزرگ است، اما درعینحال نمیتوان ساختار بازار را به حضور چند تولیدکننده محدود تقلیل داد؛ چراکه مجموعهای از شرکتهای متوسط نیز در گروههای مختلف کالایی حضور دارند و بخشی از نیاز بازار را پوشش میدهند. نکته مهمتر آن است که شرکتهای بزرگ نیز تنها در یک محصول یا یک گروه کالایی فعال نیستند و در چندین بخش حضور دارند؛ بنابراین میزان نفوذ هر تولیدکننده بسته به نوع محصول تغییر میکند.
ارز، مسیر قیمت پلیمر را تعیین میکند
علی افشار ابراهیمی، عضو هیات علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به اثرگذاری نرخ ارز بر بازار محصولات پلیمری گفت: بازار پلیمر به دلیل ماهیت زنجیره تولید و ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم بسیاری از مواد اولیه با قیمتهای جهانی، به تغییرات نرخ ارز حساس است، اما این حساسیت در همه محصولات یکسان نیست. هرچه سهم مواد اولیه وارداتی، تجهیزات و هزینههای ارزی در ساختار تولید یک محصول بیشتر باشد، تغییرات نرخ ارز با شدت بیشتری میتواند به قیمت نهایی منتقل شود. از این رو نمیتوان برای تمام محصولات پلیمری یک رفتار قیمتی مشابه در برابر نوسانات ارزی در نظر گرفت.
او افزود: نرخ ارز علاوه بر اثر مستقیم بر قیمت، انتظارات فعالان بازار را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. زمانی که فاصله میان نرخهای مختلف ارز افزایش پیدا میکند، خریداران ممکن است انتظار رشد قیمت محصولات را داشته باشند و برای تامین نیاز خود زودتر وارد معاملات شوند. همین رفتار میتواند فشار تقاضا و رقابت در بورس کالا را افزایش دهد. ابراهیمی افزود: در چنین شرایطی، قیمت محصولات پلیمری حاصل برهمکنش نرخ ارز، قیمتهای جهانی، وضعیت عرضه و تقاضا و شرایط صنایع پاییندست است. بنابراین برای تحلیل دقیق بازار باید حساسیت هر محصول و ساختار هزینه آن بهصورت جداگانه بررسی شود و نمیتوان با تکیه بر تغییرات نرخ ارز، مسیر قیمت تمام محصولات را پیشبینی کرد.
وزن سنگین پلیپروپیلن
تمرکز بازار تنها در سمت تولیدکنندگان دیده نمیشود و توزیع معاملات میان گروههای کالایی نیز از وزن بالای چند محصول حکایت دارد. پلیپروپیلن نساجی با سهمی نزدیک به ۳۶درصد، بزرگترین گروه کالایی بازار از نظر ارزش معاملات است. پس از آن، پلیاتیلن سنگین بادی، پلیاتیلن سبک فیلم و پلیاتیلن سنگین فیلم قرار دارند که هرکدام سهمی حدود ۱۳ تا ۲۰درصدی از معاملات دارند. اما اندازه بازار هر گروه بهتنهایی برای توضیح رفتار قیمتی کافی نیست. نسبت تقاضا به عرضه در گروههای مختلف تفاوت محسوسی دارد و همین تفاوت، میزان فشار واردشده بر قیمت را تغییر میدهد. برای نمونه، در پلیاتیلن سنگین فیلم، نسبت تقاضا به عرضه بالاتر از یک قرار دارد که نشاندهنده فشردگی سمت تقاضا و وجود ظرفیت بیشتر برای رقابت قیمتی است. در مقابل، پایینتر بودن این نسبت در برخی گروهها به معنای آن است که عرضه با سهولت بیشتری میتواند تقاضای موجود را پوشش دهد.
سرعت جذب عرضه نیز تصویر مشابهی ارائه میکند. بخشی از محصولات با نرخ فروش بالاتر از ۸۰ درصد عرضه روبهرو هستند و بخش عمده کالای ارائهشده آنها در معاملات جذب میشود، درحالیکه در گروهی دیگر میزان فروش پایینتر است. تفاوت کاربرد محصولات، حساسیت خریداران به قیمت و شرایط تقاضا در صنایع پاییندست از جمله عواملی است که میتواند این فاصله را ایجاد کند.
در عین حال، اندازه معاملات در گروههای مختلف نیز یکسان نیست. پلیاتیلن سنگین بادی و پلیپروپیلن تزریقی در میان گروههایی قرار دارند که میانگین حجم و ارزش هر معامله در آنها بالاتر است. این وضعیت میتواند نشانه حضور خریداران صنعتی بزرگتر و سفارشهای با حجم بالاتر در این بخشها باشد.
فاصله قیمت محصولات و نرخ ارز
با وجود اهمیت ساختار عرضه و تقاضا، عامل دیگری در بازار پلیمر وجود دارد که اثر آن از سطح یک متغیر جانبی فراتر رفته است؛ نرخ ارز. رابطه قیمت محصولات پلیمری با نرخ ارز نشان میدهد تغییرات ارزی بهطور مستقیم وارد سازوکار قیمتگذاری این بازار میشود، اما شدت این اثر برای همه محصولات یکسان نیست.
کشش قیمتی محصولات نسبت به نرخ ارز آزاد حدود ۱.۷۷ محاسبه شده است؛ یعنی در این رابطه، تغییرات قیمت محصولات از تغییرات نرخ ارز آزاد با شدت بیشتری اثر میپذیرد. این رقم برای نرخ ارز حواله حدود ۱.۳۸ است. در نتیجه، حساسیت نسبی قیمت محصولات پلیمری به نرخ آزاد بیشتر از نرخ حواله است.
با این حال، وقتی به میزان انتقال مطلق تغییرات ارز به قیمت نگاه میشود، تصویر اندکی متفاوت است. به ازای هر هزار تومان افزایش نرخ ارز آزاد، قیمت محصولات حدود ۱۳۳۶ تومان تغییر میکند، درحالیکه این رقم برای نرخ حواله به حدود ۱۴۶۵ تومان میرسد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که حساسیت محصولات مختلف با یکدیگر مقایسه شود. پلیاستایرن انبساطی با کشش حدود ۴.۲ و رزینهای اپوکسی مایع با کشش حدود ۲.۳ در زمره محصولاتی قرار دارند که واکنش بیشتری به تغییرات نرخ ارز آزاد نشان میدهند. در مقابل، کشش ABS در محدوده ۱.۹ قرار دارد و حساسیت پایینتری نسبت به این تغییرات دارد.
رقابت با شکاف ارزی
اثر نرخ ارز تنها در قیمت نهایی محصولات دیده نمیشود و به رفتار خریداران نیز سرایت میکند. بررسی رابطه میان شکاف نرخ ارز آزاد و حواله و شدت رقابت در معاملات نشان میدهد میان این دو متغیر، رابطه مستقیم قویتری نسبت به رابطه میان برخی دیگر از متغیرهای قیمتی وجود دارد.
افزایش فاصله میان نرخ آزاد و نرخ حواله میتواند انگیزه خریداران برای ورود سریعتر به معاملات را افزایش دهد؛ بهویژه زمانی که فعالان بازار احتمال میدهند قیمت محصولات در ادامه با نرخ جدید ارز تعدیل شود. در چنین وضعیتی، خرید در قیمتهای موجود میتواند برای خریدار به معنای پیشخرید کالا پیش از افزایش قیمت باشد و همین انتظار، فشار تقاضا و رقابت را بالا ببرد.
این رفتار نشان میدهد در دورههایی که فاصله نرخهای ارزی بیشتر میشود، بازار پلیمر میتواند پیش از آنکه تغییرات نرخ ارز بهطور کامل در قیمتها منعکس شود، شاهد تغییر رفتار تقاضا باشد. در نتیجه، شکاف ارزی نهتنها یک متغیر قیمتی، بلکه یکی از محرکهای رفتار معاملاتی در این بازار محسوب میشود.
فشار ارزی بر بازار
در چنین ساختاری، پیشبینی رفتار بازار بدون در نظر گرفتن متغیرهای ارزی دشوار خواهد بود. مدل «فشار ارزی» با همین رویکرد طراحی شده و اثر متغیرهای اقتصادی، بهویژه اختلاف نرخ ارز آزاد و حواله، بر شدت رقابت و قیمت محصولات را بررسی میکند. میزان اطمینان اعلامشده برای این مدل نزدیک به ۹۲درصد است.
در این مدل، اختلاف دو نرخ ارز بهعنوان یکی از متغیرهای اصلی برای برآورد شدت رقابت در نظر گرفته میشود و سپس حساسیت تاریخی هر گروه کالایی نیز وارد محاسبات میشود. حجم عرضه و ضریب حساسیت ارزی محصولات نیز در کنار این متغیرها قرار میگیرند تا تصویری از تغییر احتمالی شدت رقابت و قیمت به دست آید.
بازاری با حساسیت متفاوت
تصویر نهایی بازار محصولات پلیمری، بازاری را نشان میدهد که در سمت عرضه، تمرکز قابلتوجهی میان چند تولیدکننده بزرگ دارد، اما در سطح گروههای کالایی با ساختاری متنوعتر و رقابت متفاوت مواجه است. از یک سو، سه تولیدکننده بزرگ بیش از نیمی از بازار را در اختیار دارند و از سوی دیگر، سهم بالای چند گروه کالایی، تفاوت نسبت تقاضا به عرضه و سرعت جذب محصولات باعث میشود شرایط رقابتی در همه بخشها یکسان نباشد.
در این میان، نرخ ارز مهمترین متغیر مشترک میان بخشهای مختلف بازار است؛ متغیری که هم بر قیمت اثر میگذارد و هم میتواند رفتار خریداران را تغییر دهد. با این حال، میزان اثرگذاری ارز در محصولات مختلف یکسان نیست و فاصله قابلتوجه کشش ارزی میان محصولاتی مانند پلیاستایرن انبساطی و ABS نشان میدهد نمیتوان برای کل بازار یک ضریب ثابت در نظر گرفت.