اسلام‌آباد 2 در راه است؟

شیخ محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی روز پنج‌شنبه در تهران با سید عباس عراقچی، محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان و سرلشکر محسن رضایی ۴ مقام ارشد ایرانی و درگیر پرونده مذاکرات با آمریکا دیدار کرد. در این دیدارها، علاوه بر مسائل دوجانبه، کاهش تنش، فراهم کردن زمینه گفت‌وگو، وضعیت تنگه هرمز و کارشکنی‌های آمریکا در مرکز توجه قرار داشت. پس از پایان این دیدارها، وزارت خارجه قطر در بیانیه‌ای اعلام کرد که درباره چارچوبی مرحله‌ای برای ایجاد مسیر موقت کشتیرانی با همکاری ایران و عمان و همچنین اقدامات مربوط به مین‌روبی گفت‌وگو شده و روزهای آینده روزهای پرکاری خواهد بود. با این حال، هنوز خبری از یک توافق نهایی منتشر نشده است.

اهمیت سفر مقام ارشد قطری زمانی بیشتر روشن می‌شود که در کنار تحرکات عمان و پاکستان قرار گیرد. عمان در طول هفته‌های گذشته مذاکرات مستقیمی با تهران درباره سازوکار حقوقی و مدیریت تردد در هرمز داشت که منجر به صدور یک بیانیه مشترک در عصر روز سه‌شنبه شد. با این حال ایران اعلام کرده است بازگشایی کامل تنگه منوط به جبران نقض‌های صورت‌گرفته از سوی آمریکا و اجرای شروط تهران است. پاکستان نیز که در شکل‌گیری تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نقش میانجی داشت، با سفر عاصم منیر به تهران عملا بار دیگر وارد پرونده شده است. در نتیجه، می‌توان از یک تقسیم کار منطقه‌ای سخن گفت: عمان بر مساله هرمز، پاکستان بر کانال تهران - واشنگتن و قطر بر اتصال این دو مسیر به یک فرمول سیاسی- مالی گسترده‌تر متمرکز است.

اظهارات تهران نیز نشان می‌دهد که بازگشایی هرمز همچنان امتیاز اولیه تلقی نمی‌شود. پزشکیان بر حل اختلافات از مسیر مذاکره تاکید کرده و گفت ایران خواهان چیزی فراتر از حقوق قانونی خود نیست. در سوی دیگر، محسن رضایی صریح‌تر اعلام کرده که آمریکا ابتدا باید اقدامات عملی برای اجرای شروط ایران انجام دهد و پس از آن تهران درباره بازگشایی هرمز اقدام خواهد کرد. محمد باقر قالیباف هم در دیدار نخست‌وزیر قطر تصریح کرد: طرح محاصره اقتصادی ایران بی‌نتیجه خواهد بود و این آمریکاست که باید شروطی که بر اساس یادداشت تفاهم اسلام آباد متعهد شده است، را اجرایی کند.عراقچی نیز در توئیتی تاکید کرده که بازگشت دیپلماسی ممکن است.

در مقابل، دونالد ترامپ همچنان تلاش دارد مساله هرمز را از موضع قدرت آمریکا روایت کند؛ یعنی این گزاره که تنگه باز است و واشنگتن بر روند آن کنترل دارد. این روایت با برداشت تهران از مساله در تضاد مستقیم است. بنابراین گره اصلی فقط باز یا بسته بودن تنگه نیست؛ بلکه مساله تعیین‌کننده این است که چه کسی، با چه سازوکاری و در برابر چه تعهداتی، نظم جدید کشتیرانی را تعریف می‌کند.

از این منظر، سه سناریو پیش روی روند کنونی قرار دارد:

سناریوی اول؛ احیای تعدیل‌شده تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

در این مسیر، ابتدا با میانجی‌گری عمان یک فرمول موقت برای هرمز شکل می‌گیرد؛ سپس قطر و پاکستان این توافق محدود را به مذاکرات گسترده‌تر ایران و آمریکا متصل می‌کنند. در نهایت، واشنگتن به جای بازگشت کامل به متن قبلی، اجرای اصلاح‌شده آن را می‌پذیرد. مزیت این سناریو آن است که از هرمز به‌عنوان نقطه شروع استفاده می‌کند و لازم نیست تهران و واشنگتن بلافاصله درباره تمام اختلافات به توافق برسند.

سناریوی دوم؛ تفاهم اسلام‌آباد ۲

در شرایط کنونی به نظر می‌رسد سناریو اسلام آباد 2 محتمل‌تر باشد. منطق اصلی تفاهم قبلی حفظ می‌شود، اما بند هرمز، تضمین‌های امنیتی، سازوکار رفع تحریم‌ها و نحوه راستی‌آزمایی از نو نوشته خواهد شد. دلیل این احتمال، فرسایش اعتماد میان تهران و واشنگتن است. تفاهم قبلی عملا نشان داد که حتی توافق بر سر اصول کلی، بدون تعریف دقیق ترتیب اقدامات و ضمانت اجرا، می‌تواند به اختلاف بر سر تفسیر هرمز منجر شود. بنابراین نسخه بعدی، اگر شکل بگیرد، احتمالا جزئی‌تر، مرحله‌ای‌تر و متکی بر اقدام در برابر اقدام خواهد بود.

سناریوی سوم؛ شکست میانجی‌گری، ادامه محاصره و تشدید تنش

اگر واشنگتن حاضر به ارائه امتیازهای معنادار در چارچوب مورد نظر تهران نشود و ایران نیز بدون دریافت تضمین حاضر به بازگشایی هرمز نباشد، میانجی‌گری سه کشور می‌تواند به بن‌بست تازه‌ای برسد. در این وضعیت، فشار اقتصادی و دریایی ادامه پیدا می‌کند و تشدید تنش‌ها و برخوردهای جدید نیز افزایش خواهد یافت.

با این حال، نشانه مهم سفرهای اخیر آن است که هنوز مسیر دیپلماسی بسته نشده است. اظهارات آل‌ثانی که روزهای آینده پرکار و پرفشار خواهد بود، احتمالا بیش از یک تعارف دیپلماتیک است؛ زیرا اکنون سه میانجی منطقه‌ای با سه کانال متفاوت در تلاش هستند یک مساله واحد را حل کنند. بنابراین محتمل‌ترین مسیر، نه بازگشت ساده به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و نه فروپاشی کامل دیپلماسی، بلکه بازنویسی آن در قالبی جدید و مرحله‌ای است؛ فرمولی که در آن هرمز دیگر یک بند فرعی توافق نیست، بلکه نخستین آزمون اعتماد میان تهران و واشنگتن خواهد بود.