برندسازی به سبک ترامپ

اکنون پرسش این است که دلیل این تغییر نام‌ها از سوی ترامپ چیست و چه نهادی مسوول این اقدام است؟ تغییر نام‌ها یا تلاش برای تغییر نام‌ها توسط ترامپ از اخبار نسبتا تکراری این روزهاست. این اقدام در واقع بازگشت به استراتژی محبوب ترامپ برای بازآفرینی «برند» است؛ تاکتیکی که «گاهی» در طول تاریخ از سوی برخی قدرتمندان به کار گرفته شده است. البته می‌توان طرح این چنین مسائل را تاکتیکی برای عبور ترامپ از حواشی‌های مربوط به وی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای دانست. ترامپ سال‌هاست که از نام‌گذاری به‌عنوان ابزاری قدرتمند استفاده می‌کند؛ از گذاشتن نام خود بر برج‌ها گرفته تا تغییر نام خلیج مکزیک و گذاشتن القاب تحقیرآمیز برای رقبای سیاسی. با این حال او نخستین رهبری نیست که از برندسازی برای بازتعریف واقعیت بهره می‌برد.

نام‌گذاری ابزار اصلی استعمارگران در گذشته بوده است و دانشمندان زبان‌شناسی بر این باورند که نام‌گذاری هرگز فرآیندی بی‌طرفانه نیست، بلکه فشردگی یک پیچیدگی نامحدود در قالبی نمادین است که بر ادراک انسان‌ها از جهان تاثیر می‌گذارد. پیش از این نیز دستور اجرایی ترامپ با عنوان بازگرداندن نام‌های تجلیل‌کننده از عظمت آمریکا جنجال‌آفرین شده بود. او بر اساس این دستور، نام خلیج مکزیک را به خلیج آمریکا تغییر داد. این اقدام رسانه‌ها و موتورهای جست‌وجو را با چالش مواجه کرد و حتی به درگیری حقوقی با خبرگزاری آسوشیتدپرس انجامید. اگرچه هنوز مشخص نیست که آیا نام‌های مدنظر ترامپ تثبیت خواهند شد یا مانند برخی اقدامات مقطعی گذشته فراموش می‌شوند، اما شواهد نشان می‌دهد که در بخش‌هایی از اقتصاد و تجارت آمریکا، این نام‌گذاری‌های جدید در حال جا افتادن است. به‌عنوان نمونه، برخی شرکت‌های بزرگ انرژی مانند شرکت شورون و فعالان صنعت شیلات در ایالت‌های جمهوری‌خواه اکنون از عبارت خلیج آمریکا در گزارش‌ها و محصولات خود استفاده می‌کنند تا با سیاست‌های رسمی دولت هماهنگ شوند یا از بازار داخلی در برابر واردات حمایت کنند.

تغییر نام پدیده‌ها به ترامپ این امکان را می‌دهد که به باور خود، بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای سطح تنش‌ها را بالا ببرد. از سوی دیگر، امضای هر یک از این فرمان‌ها یک چرخه خبری کامل را به خود اختصاص می‌دهد که برای ارضای تمایل ترامپ به دستاوردسازی مطلوب است. امضای فرمان اخیر در کاخ سفید و در کنار نقشه بزرگی انجام شد که روی آن عبارت «عظیم‌تر کردن هرچه بیشتر دریاچه‌های بزرگ» نقش بسته بود.

در عرصه داخلی آمریکا، این اقدامات روایت احیای ارزش‌های گذشته را برای پایگاه رای‌دهندگان ترامپ تقویت می‌کند. این امر تنها محدود به نواحی جغرافیایی گسترده نیست. به‌طور مثال پایگاه‌های نظامی، ناوهای جنگی و قله‌ها تحت دستورکاری که دولت آن را «مبارزه با جریان‌های چپ‌گرایانه» می‌نامد تغییر نام داده‌اند. در همین رابطه، واب کینو نخست‌وزیر استان مانیتوبای کانادا در گفت‌وگو با سی‌بی‌سی، این رفتار ترامپ را به خواننده‌ای تشبیه کرده که دوران اوجش سرآمده و حالا فقط آهنگ‌های قدیمی خود را برای طرفدارانش بازخوانی می‌کند. در عرصه دیپلماسی نیز این ترفند به عنوان ابزاری ارزان‌قیمت برای امتیازدهی به کار می‌رود. در ماه مه ۲۰۲۵ دو مقام آگاه به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتند که ترامپ قصد داشت در جریان سفر خود به منطقه خلیج‌فارس و به‌عنوان ژستی دوستانه در قبال میزبانانش، از نامی مجعول استفاده کند. هرچند این طرح هرگز جنبه رسمی پیدا نکرد، اما سابقه آن نشان می‌دهد که چنین اهرمی همچنان در دسترس کاخ سفید قرار دارد.

اما تغییر نام پدیده‌های جغرافیایی در سیستم دولتی آمریکا چگونه انجام می‌شود؟ به نوشته «هیل» این وظیفه بر عهده هیات نام‌های جغرافیایی ایالات متحده است. این نهاد که در سال۱۸۹۰ ایجاد و در سال۱۹۴۷ تثبیت شد، وظیفه دارد یکپارچگی استفاده از نام‌ها را در اسناد فدرال تضمین کند و رویه‌های بوروکراتیک مشخصی برای بررسی و اعمال تغییرات دارد. با این حال هیل یادآور می‌شود که این اولین بار نیست که ترامپ از این ابزار برای پیشبرد مناقشات خود با کشورهای دیگر استفاده می‌کند. او در روز نخست دوره دوم ریاست‌جمهوری خود نیز با امضای فرمانی نام خلیج مکزیک را به خلیج آمریکا تغییر داد و هیات نام‌های جغرافیایی را موظف به اصلاح نقشه‌ها و اسناد فدرال کرد.

با وجود این تغییرات رسمی در داخل آمریکا، مشخص است که صرف اعلام یک نام جدید از سوی واشنگتن به معنای پذیرش جهانی آن نیست. به‌عنوان نمونه بخش بزرگی از جامعه بین‌المللی هنوز در مورد آب‌های جنوبی آمریکا از نام خلیج مکزیک استفاده می‌کنند. اختلافات سیاسی و سرزمینی در سراسر جهان همواره به نام‌گذاری‌های متناقض منجر شده است. دریای جنوبی چین که ویتنام آن را دریای شرقی و فیلیپین دریای غربی فیلیپین می‌خواند و مقاومت دولت آمریکا در استفاده از نام میانمار به جای برمه، نامی که این کشور در سال۱۹۸۹ برای خود برگزید، از نمونه‌هایی است که می‌توان برای نشان دادن گستردگی این پدیده برشمرد.