تماشاگران در محاصره

در تمامی الگوهای متعارف اقتصادی، مشتری تعیین‌کننده نهایی ارزش است. اما در اکوسیستم بومی نمایش خانگی، کاربر ایرانی درست در مرکز یک «سیاه‌چاله سه‌گانه» قرار گرفته است. جایی که باید به‌طور هم‌زمان تاوان سه ناکارآمدی ساختاری را بپردازد. آن قیمت‌گذاری مبهم اشتراک، بلعیده شدن بی‌رحمانه ترافیک تمام‌بها و البته غیرشفاف و تحمل آگهی‌های اجباری.

ریشه بخش عمده‌ای از این سردرگمی مالی، به ایزوله‌شدن بازار ایران و قطع ارتباط با زنجیره ارزش بین‌المللی بازمی‌گردد. در غیاب غول‌های جهانی این صنعت، از نتفلیکس و آمازون پرایم گرفته تا دیزنی‌پلاس و اچ‌بی‌او، بازیگران بومی در جزیره‌ای رشد کردند که رفته‌رفته و به‌مرور زمان در آن رقابت شکل گرفت.

غیاب غول‌های بین‌المللی سبب شد پلتفرم‌های داخلی از قواعد استانداردسازی مالی جهانی و مدل‌های تدوین‌شده بین‌المللی دور بمانند؛ البته در بهترین حالت. در بازار جهانی، مرزهای SVOD (اشتراکی)، AVOD (تبلیغاتی) و TVOD (تک‌فروشی) کاملا تفکیک‌شده است. اما در ایران، نبود الگوبرداری اصولی و غیبت ابزارهای بین‌المللی حقوقی (مانند کپی‌رایت فرامرزی)، پلتفرم‌ها را به سمت نوعی خودتنظیمی سوق داده است. کاربر ایرانی امکان دسترسی مستقیم و قانونی به سرویس‌های جهانی را ندارد و در داخل، با پلتفرم‌هایی بعضا روبه‌رو می‌شود که مسوولیتی در قبال نحوه مصرف اینترنت آنها قبول نمی‌کنند. آن‌ را به سیاست‌های اپراتور واگذار کرده و در نتیجه، تمام هزینه‌های ناشی از تحریم، نبود دسترسی به بازار رقابتی و حتی ضرر ناشی از پخش غیرقانونی آثار در تلگرام و ماهواره، در نهایت روی فاکتور نهایی همین مخاطبِ بی‌دفاع سرشکن می‌شود.

برای درک این ناعدالتی ساختاری، باید نگاه را از سطح پلتفرم‌ها فراتر برد و به پشت‌صحنه مناسبات اپراتورهای مخابراتی دوخت. اپراتورها مدت‌هاست زیر فشار تعرفه‌ای، خود را بنگاه‌هایی زیان‌ده می‌نامند و برای افزایش نرخ پایه اینترنت چانه‌زنی می‌کنند. اما ابهام موجود در وضعیت کنونی اینجاست که خروج از مدل حمایتی اینترنت نیم‌بها و سوق دادن کاربر به ترافیک تمام‌بها در وی‌اودی‌ را تنها یک توافق ساده تجاری می‌بینند.

سازوکار تسویه ترافیکی که اثر سیاستگذاری نرخ‌گذاری اینترنت را برای اپراتورها جبران کرده و بار آن را بر دوش مصرف‌کننده انداخته است. اپراتور که نمی‌توانست تعرفه رسمی را به‌طور مستقیم بالا ببرد، با تفاهم بر سر نرخ ترافیک تصویری و تقسیم سود حاصل از بلعیده شدن سریع بسته‌های اینترنتی، بار مالی خود را نهایتا به فاکتور مصرفی کاربر منتقل کرد.

نمی‌توان از گره‌های مالی این بازار سخن گفت و پرونده خدمات ارزش افزوده (وس) در انتهای دهه نود را به یاد نیاورد. جریانی ناسالم که طبق اعلام رسمی مسوولان وقت، ۱۳ هزار‌میلیارد تومان از جیب مردم خارج کرد. آن پرونده اگرچه با ایستادگی‌های وقت ظاهرا بسته شد، اما گویا روح آن در کالبدی جدید پدید آمد.

اگر دیروز در مدل وس، پول مستقیم و بی‌صدا از شارژ ریالی یا قبض تلفن کاربر کسر می‌شد، امروز در الگوی چندوجهی وی‌او‌دی، پهنای باند حکم همان واحد پول را پیدا کرده است. پلتفرم و اپراتور در یک هم‌افزایی ناتراز، کاربر را در موقعیتی قرار داده‌اند که حتی اگر حق اشتراک خریده باشد، باز هم تسلیم کسر ترافیک صددرصدی و تماشای آگهی‌های آزاردهنده می‌شود. این همان روح احیاشده خدمات ارزش افزوده است اما این‌بار از قالب پیامک‌های متنی بیرون آمد. شاید در پوششی شیک‌تر، تحت عنوان توسعه صنعت سینمای خانگی دوباره به میدان بازگشت.

مساله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که چشم‌انداز آینده این بازار را مرور کنیم. درخواست‌های پیاپی اپراتورها برای آزادسازی یا جهش تعرفه اینترنت، دیر یا زود به کرسی خواهد نشست. پرسش اساسی اینجاست. اگر اینترنت گران شود، چه بر سر مصرف‌کننده این پلتفرم‌ها خواهد آمد؟

در صورتی که قیمت پایه ترافیک بالا برود و هم‌زمان پلتفرم‌ها از شفاف‌سازی فرمول قیمت‌گذاری اشتراک‌های خود سر باز زنند، کاربر ایرانی احتمالا با یک تورم مضاعف مواجه خواهد شد. پلتفرم‌هایی که توان مالی خود را متکی بر خریدهای دوره‌ای و تقسیم سود ترافیک چیده‌اند، با ریزش شدید مخاطب روبه‌رو خواهند شد. چراکه تاب‌آوری اقتصادی خانوار برای پرداخت هم‌زمان اینترنت گران، اشتراک مبهم و تماشای آگهی کاملا سلب می‌شود.

این بازار برای بقا راهی جز خروج از پنهان‌کاری مالی ندارد. نمی‌توان به اسم تحریم و هزینه‌های بالای تولید، کاربر را در موقعیتی قرار داد که هم‌زمان نقش خریدار اشتراک، بیننده تبلیغ و تامین‌کننده سود اپراتور را بازی کند.

اگر رگولاتوری از حالت موازی‌کاری و سردرگمی میان نهادهای ناظر خارج نشود و فرمول محاسبه اشتراک‌ها و نرخ ترافیک به‌طور شفاف روی میز قرار نگیرد، این بازار انحصاری و گلخانه‌ای به زودترین شکل ممکن شکنندگی خود را نشان خواهد داد. زمان آن فرا رسیده که صدای مصرف‌کننده شنیده شود. یا اشتراک شفاف بدون تبلیغ و با اینترنت حمایتی، یا پذیرش فروپاشی مدلی که تمام بار ناکارآمدی‌اش را روی دوش کاربر انداخته است.

* خبرنگار فناوری