۴ رسانه معتبر بینالمللی تحولات جدید را در تنش ایران و آمریکا بررسی کردند
فرمول خروج از بنبست جنگ
مشوقهای قابلتوجه و تمرکز بر نتایج کوچک و ملموس
نشریه فارن پالیسی در یادداشتی نوشت که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا باید هنر «خوب باختن» در منازعات دیپلماتیک را بیاموزد. در این گزارش آمده است: درحالیکه واشنگتن و تهران برای دستیابی به آتشبس دیگری پیامهایی مبادله میکنند، دولت ترامپ باید در فرضیات نادرستی که آن را در یک جنگ پرهزینه گرفتار کرده است، بازنگری کند. این دولت بارها به دام خطای تکیه کردن به دادههای نادرست افتاده است. در مواجهه با این شکست استراتژیک، عمدتا به نظر میرسد که مشکل اصلی ترامپ مساله زمان است. در واقعیت، اهرم مذاکرهای ایالات متحده با پیشرفت جنگ کاهش یافته و احتمالا این روند ادامه خواهد داشت، چراکه مهمات ایالات متحده بیش از پیش کاهش یافته و عواقب سیاسی داخلی هم برای رئیس کاخ سفید افزایش مییابد. حملات جدید انصارالله یمن به صادرات نفت عربستان، وضعیت جنگی را بدتر از گذشته کرده است؛ وضعیتی که قبلا شوکهای اقتصادی جهانی را به دنبال داشت، به اعتبار ایالات متحده آسیب رسانده و متحدان منطقهای این کشور را در میانه یک درگیری فراگیر قرار داده بود.
با این حال، حتی با سختتر شدن موضع تهران، یک جنگ طولانیمدت برای ایران نیز مطلوب نیست. اکثریت تصمیمگیرندگان ارشد ایران از یادداشت تفاهم ژوئن حمایت کرده و درک میکنند که جنگ نمیتواند به طور نامحدود ادامه یابد. در نهایت، هر دو طرف باید انگیزههای قوی برای پایان دادن به جنگ داشته باشند و با وجود چشمانداز ناامیدکننده، ایالات متحده هنوز فرصتهایی برای خروج از این وضعیت دارد که میتواند موقعیت بلندمدت این کشور را در منطقه تقویت کند. اما این امر نیازمند چیزی بیشتر از امضای یک توافق سریع برای کاهش قیمت حاملهای انرژی پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر است. دولت ترامپ باید توافقی پایدارتر درباره تنگه هرمز ایجاد کند که از ایجاد سوابق خطرناک برای آزادی ناوبری جلوگیری کند. چنین توافقی نیازمند مشوقهای قابلتوجه برای ایران خواهد بود. اما اگر چنین رویکردی با یک استراتژی جامعتر که شامل تقویت تابآوری شرکای عرب خلیج فارس و بازسازی اجماع حول سیاست ایران با متحدان کلیدی ایالات متحده باشد، ترکیب شود، ایالات متحده میتواند به راهحل دیپلماتیک جامعتری دست یابد که ترامپ به دنبال آن است.
فارن پالیسی در ادامه نوشت که در واشنگتن یک افسانه وجود دارد مبنی بر اینکه فشار به تنهایی میتواند ایران را شکست دهد. به مدت نزدیک به پنج دهه، ایالات متحده از هر نوع فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی موجود برای تلاش به تسلیم کردن ایران به اراده خود استفاده کرده است. این روش موثر نبوده است. اگر ترامپ همچنان بر این باور باشد که ایران به سادگی تسلیم فشار ایالات متحده خواهد شد، جز شکست چیزی انتظارش را نمیکشد. یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران به نظر میرسید که این واقعیت را تصدیق میکند، اما به دو دلیل هنوز راه به جایی نبرده است: اول اینکه جزئیات در چنین مواردی اهمیت بسیار دارند. ابهام در بخشهای ۴ و ۵ که به تنگه هرمز اشاره داشت، آتشبس را ذاتا شکننده کرد و در نهایت به فروپاشی آن منجر شد. هر طرف میتوانست دیگری را به خاطر عدم پایبندی به تعهداتش سرزنش کند. دوم آنکه تصمیمگیری در هر دو کشور بیشتر تحتتاثیر برداشتهای کوتاهمدت داخلی است تا منافع استراتژیک بلندمدت. گروههای تاثیرگذار در واشنگتن و تهران با راهحل دیپلماتیک مخالفند و به ادامه درگیری تمایل دارند. نکته مهم دیگر این است که هر طرف اصرار دارد که صرفا خود را پیروز ببیند. نتیجه چنین رویکردی این است که واشنگتن و تهران هر دو مذاکرات را بهمثابه تسلیم تلقی میکنند.
این گزارش افزود: کلید هر توافق پایدار این است که هر دو طرف باید بتوانند به طور مشروع پیروزی خود را ادعا کنند. بهترین راه برای هر دو طرف دستیابی به این هدف، تمرکز بر نتایج کوچک و ملموس است. برای ایالات متحده، این به معنای معکوس کردن کنترل یکجانبه و فعال ایران بر عبور کشتیها از تنگه هرمز و ایجاد یک مسیر قابل اجرا برای توافق هستهای آینده است. برای ایران، این به معنای جبران مالی قابلتوجه و تصدیق موقعیت جدید این کشور در تنگه است.
اهمیت جزئیات تفاهمنامه و مدلسازی برجامی
بنیاد کارنگی نیز در یادداشتی عنوان کرد که اگر ابهامهای موجود در تفاهمنامه ایران و آمریکا رفع و رجوع نشود، سایه فروپاشی مجدد آن همچنان دست از سر منطقه برنخواهد داشت. این گزارش عنوان کرد توافقنامه امضاشده میان تهران و واشنگتن درباره آینده تصویر روشنی ارائه نمیدهد. ایالات متحده و ایران توافق کردهاند که به بحث در مورد مساله غنیسازی بپردازند، آن هم با هدف رسیدن به یک توافق نهایی. این بند بهتنهایی چیزی فراتر از تعهدات ایران ذیل برجام، توافقی که ترامپ از آن خارج شد، ارائه نمیکند. دولت ترامپ در پاسخ به انتقادات ادعا کرده است که شرایط دقیق تفاهمنامه اسلامآباد اهمیتی ندارد. در همین رابطه، یک مقام ناشناس گفته که جزئیات اهمیت چندانی ندارد. کاخ سفید باید چنین خیالهای خامی را کنار بگذارد.
در ادامه این گزارش آمده است: خوشبختانه، دولت آمریکا هنوز میتواند مسیر خود را تغییر دهد. واشنگتن باید همچنان تلاش کند تا تفاهمنامه را به صورت عینی اجرا کند؛ این کار به مراتب بهتر از آغاز یک جنگ ویرانگر دیگر یا صرفا کنار کشیدن از پرونده برنامه هستهای ایران است. با این حال، در مرحله بعدی مذاکرات، ایالات متحده باید دقت بیشتری به خرج دهد، تا مذاکرهکنندگان هر دو کشور بدانند که عملا بناست روی چه چیزی به تفاهم برسند. کارنگی در ادامه نوشت: دولت ترامپ ممکن است علاقهای به شنیدن این نکته نداشته باشد، اما یک توافق جدید با ایران ناگزیر باید بر اساس طرح جامع اقدام مشترک یا همان برجام مدلسازی شود. علاوه بر این، ترامپ نشان داده است که علاقهای به دیپلماسی زمانبر و دقیق که لازمه چنین فرآیندهایی است ندارد. اما اگر کاخ سفید جدی است که خود را از گودالی که به آن پرتاب کرده بیرون بکشد، باید به درسهای ۲۵ سال گذشته توجه کند.
ابتکار عمل در دستان ایران
در همین رابطه، روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز نیز در تحلیلی نوشت که پس از ۶ ماه جنگ میان ایران و دولت دونالد ترامپ، تهران توانسته است یک برتری مهم به دست آورد؛ بهگونهای که آمریکا بیش از پیش در حال واکنش نشان دادن به روندی است که ایران تعیین میکند. این گزارش عنوان کرد که ایران طی دو هفته گذشته ابتکار عمل در میدان را در دست گرفته و با انجام حملات پیشدستانه تلاش کرده است توان آمریکا را فرسوده کند و متحدان عرب واشنگتن را تحت فشار قرار دهد تا با کنترل ایران بر تنگه هرمز کنار بیایند.
فایننشال تایمز در ادامه تحلیل خود نوشت که تهران با تغییر ریتم درگیری، تلاش میکند هزینههای ادامه جنگ را برای آمریکا و شرکای منطقهای آن افزایش دهد. بر اساس این ارزیابی، یکی از اهداف اصلی ایران، تبدیل تنگه هرمز به عاملی برای اعمال فشار راهبردی بر واشنگتن و متحدانش در منطقه است. این روزنامه نوشت که محاسبات اولیه آمریکا درباره توانایی اعمال فشار سریع بر ایران با چالشهایی روبهرو شده است، به ویژه از آن جهت که تهران نشان داده که میتواند با استفاده از ابزارهای نظامی، سیاسی و منطقهای، روند تحولات را تحتتاثیر قرار دهد. فایننشال تایمز در پایان نوشت که ادامه این وضعیت میتواند خطر تشدید بیشتر درگیری را افزایش دهد، زیرا هر دو طرف تلاش میکنند ابتکار عمل را حفظ کرده و طرف مقابل را وادار به پذیرش هزینههای سیاسی و نظامی کنند.
درک عواقب مستقیم درگیری
از سوی دیگر، الجزیره به نقل از پل ماسگریو، استادیار دانشگاه در دانشگاه جورجتاون در قطر، نوشت که چهبسا هنوز برای امیدواری به پایان جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران بسیار زود باشد. این استاد دانشگاه به الجزیره گفت: «شاید ما به سمت آغاز پایان حرکت میکنیم، اما در حال حاضر هر دو طرف به وضوح در حال نمایش قدرت هستند.» وی افزود که این نمایشها عمدتا در بیانیههای تند و احساسی صورت میگیرد. ماسگریو گفت که دولت ایالات متحده «در حال شروع به درک عواقب مستقیم این درگیری» است، از جمله افزایش قیمتهای نفت و گاز طبیعی مایع. وی همچنین گفت: «رئیسجمهور ترامپ و دولت ایران آگاهند که زمان انتخابات نوامبر در حال نزدیک شدن است. هم ایالات متحده و هم اسرائیل در دوره اکتبر-نوامبر انتخابات خواهند داشت و این امر بیتردید بر تصمیمگیریهای آنان تاثیر میگذارد.»