بنزین از خوراک کمارزش؛ مسیر ارتقای صنعت پالایش
بنابر گفته مدیریت راهبردی و نظارت بر عملیات شرکت سرمایهگذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین(تاپیکو)، پالایشگاه ستاره خلیج فارس با تولید روزانه حدود ۴۵میلیون لیتر بنزین، سهم ۴۰درصدی در تامین بنزین کشور دارد. این پالایشگاه با دریافت و فرآورش حدود ۴۵۰هزار بشکه میعانات گازی پارس جنوبی نقش راهبردی در کاهش وابستگی تاریخی کشور به واردات بنزین برعهده دارد؛ اما سوال اصلی اینجاست: آیا ارزش اقتصادی یک پالایشگاه باید صرفا براساس حجم بنزین تولیدی سنجیده شود؟ میعانات گازی یک خوراک سبک، استراتژیک و قابلفروش در بازار جهانی است که بهطور طبیعی دارای محتوای بالایی از نفتا، میانتقطیرها و تقریبا فاقد تهمانده خلأ است و امکان تولید درصد بالایی از بنزین بدون نیاز به واحد RFCC، ککسازی یا سایر واحدهای عمده تبدیلی را فراهم می کند.
از طرفی میعانات گازی پارس جنوبی بهدلیل محتوای بالای نفتا میتواند در مجتمعهای الفین و آروماتیک و پتروشیمیهای بزرگی همچون شازند و تبریز، به محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل شود. درحالیکه تهماندههای اتمسفریک و خلأ، بازارهای محدود و ارزش پایینتری دارند و در صورت نبود واحدهای تبدیل کراکینگ، عمدتا بهعنوان سوخت داخلی پالایشگاه و نفت کوره مصرف میشوند یا با قیمت نازل فروخته میشود. بهطور کلی تولید یک لیتر بنزین از میعانات گازی، از نظر اقتصادی با تولید یک لیتر بنزین از تهمانده برجهای تقطیر که در غیر این صورت به نفت کوره کمارزش تبدیل میشود، تفاوت اساسی دارد. در یک پالایشگاه متعارف، محصولات انتهایی برجهای تقطیر اتمسفریک و خلأ معمولا به شکل نفت کوره پرگوگرد و کمگوگرد، سوخت پالایشگاه، قیر و آسفالت شناخته میشوند. ارزش بازار این جریانها از بنزین، گازوئیل، سوخت جت، LPG و خوراکهای پتروشیمی پایینتر است و پالایشگاههای پیشرفته با استفاده از واحدهای تبدیل، این جریانهای سنگین و کمارزش را ارتقا میدهند. در حال حاضر، پالایشگاههای شازند و آبادان با راهاندازی واحدهای FCC/RFCC، RCD و هیدروکراکینگ، نقش مهمی در کاهش میزان تولید نفت کوره تولیدی و تبدیل آن به مواد با ارزش افزوده بالا مانند بنزین، LPG، پروپیلن، بوتیلن و برشهای میانتقطیر قابل ارتقا به سوخت دیزل دارند.

واحد RFCC پالایشگاه شازند با ظرفیت حدود ۹۴هزار بشکه در روز، خوراک سنگین تصفیهشده را به بنزین، گاز مایع و برشهای سبکتر تبدیل میکند و روزانه حدود ۸میلیون لیتر بنزین با عدد اکتان بالا تولید میکند. واحد FCC پالایشگاه آبادان نیز روزانه حدود 1.5میلیون لیتر بنزین تولید میکند و هیدروکراکر ۴۲هزار بشکهای آبادان عمدتا برای کاهش نفت کوره و تولید گاز مایع، نفتای شیرین، سوخت جت و دیزل یورو۵ طراحی شده است. بنا بر گفته مسوولان شرکت پالایش نفت اصفهان، این پالایشگاه نیز اجرای زنجیره RHU–RFCC را در دستور کار دارد. براساس برنامه اعلامشده، ابتدا واحد RHU تهمانده سنگین را تصفیه خواهد کرد و سپس خوراک کمگوگرد آن در RFCC به بنزین، گازوئیل و پروپیلن تبدیل میشود و اصفهان نیز در آینده نزدیک همچون پالایشگاههای شازند و آبادان، به جمع تولیدکنندگان بنزین و پروپیلن از ته ماندههای با ارزش پایین میپیوندد. البته تبدیل تهماندههای سنگین راهکاری بدون هزینه نیست. واحدهای RHU، RFCC، هیدروکراکینگ و ککسازی به سرمایهگذاری بالا، هیدروژن، انرژی، آب، کاتالیست و تعمیرات پیچیده نیازمند است.
بنابراین، انتخاب فناوری باید براساس کیفیت واقعی خوراک، فاصله قیمت نفت کوره با محصولات سبک، زیرساختهای پالایشگاه و بازده اقتصادی هر پروژه انجام شود. بهطور کلی حجم تولید بنزین شاخص مهمی برای امنیت سوخت کشور است، اما بهتنهایی معیار کافی برای سنجش عملکرد اقتصادی پالایشگاهها نیست. معیار مناسبتر، میزان افزایش خالص ارزش هر بشکه خوراک است؛ یعنی تفاوت میان ارزش محصولات تولیدشده و مجموع ارزش فرصت خوراک و هزینههای فرآوری. پالایشگاههای مجهز به واحدهای RFCC، بنزین، LPG و خوراک پتروشیمی را از برشهای سنگینی تولید میکنند که در غیر این صورت به نفت کوره کمارزش تبدیل میشوند. ازاینرو، سهم و اهمیت پالایشگاههای تبدیل باقیمانده باید براساس میزان افزایش ارزش، کاهش نفت کوره و حفظ خوراکهای ممتاز سنجیده شود، نه صرفا سهم آنها از تولید کل بنزین. پالایشگاه بندرعباس نیز بهدلیل فرآورش خوراک نسبتا سنگین و سهم قابلتوجه محصولات سنگین، میتواند یکی از گزینههای اصلی مطالعه برای توسعه واحدهای ارتقای تهمانده باشد. بااینحال، انتخاب فناوری مناسب برای این پالایشگاه نیازمند بررسی ترکیب خوراک، مقدار گوگرد، فلزات، آسفالتین و زیرساخت هیدروژن است.
در حقیقت پرسش اصلی این است: کدام پالایشگاهها میتوانند از هر بشکه خوراک مصرفی، ارزش اقتصادی و راهبردی بیشتری ایجاد کنند؟ بررسی روند مصرف بنزین در طول یک دهه گذشته نشاندهنده افزایش پیوسته مصرف این فرآورده نفتی در کشور است و تنها در سال99 بهدلیل شیوع کرونا و محدود شدن سفرها و تردد شهری نسبت به سال98، میزان مصرف بنزین حدود 16درصد کاهش داشته است. به نظر میرسد با وجود نقش تاریخی و راهبردی تولید بنزین از میعانات گازی، سرمایهگذاریهای آتی میتوانند بهطور فزاینده بر پروژههای ارتقای باقیمانده و تبدیل به مواد با ارزش افزوده بالا متمرکز شوند؛ پروژههایی که بنزین و سایر محصولات سبک را از جریانهای کمارزشتر پالایشگاهی تولید میکنند. اتخاذ این رویکرد میتواند مکمل مناسبی برای پروژههای تولید بنزین از میعانات گازی و در نهایت کاهش نیاز به واردات بنزین برای تامین مصرف داخلی باشد.
* کارشناس انرژی