کابوس ۲۰۰۸ در کمین غول‌های هوش مصنوعی

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ تب هوش مصنوعی به شدت پرنوسان شده است و سرمایه‌گذاران حالا بیشتر از آنکه به یاد حباب مالی سال ۱۹۹۹ بیفتند، نگران تکرار کابوس بحران مالی ۲۰۰۸ هستند. تاریخ شاید دقیقا تکرار نشود اما قطعا شباهت‌هایی دارد. با این حال خطر اصلی زمانی نمایان می‌شود که برای درک حباب‌های سفته‌بازانه، از دوره‌های تاریخی اشتباه الگو بگیریم.

سهام مرتبط با هوش مصنوعی این روزها تلاطم شدیدی را تجربه می‌کنند، چرا که سرمایه‌گذاران ناگهان متوجه شده‌اند احتمالا تا الان در حال مقایسه وضعیت فعلی با حباب اشتباهی بوده‌اند. تا پیش از این، همه نگاه‌ها به حباب دات‌کام در سال ۱۹۹۹ دوخته شده بود. شباهت‌ها کاملا آشکار بود؛ یک فناوری جدید ظهور کرده بود، کسی دقیقا نمی‌دانست چطور باید از آن پول درآورد اما هجوم سرمایه‌گذاران، قیمت‌ها را به کهکشان ها رساند. اما حالا ورق برگشته است. ویتالی کاتسنسون مدیرعامل یک موسسه مدیریت سرمایه‌گذاری معتقد است که روند توسعه هوش مصنوعی در ابتدا شبیه دژاووی حباب ۱۹۹۹ بود اما اکنون به نظر می‌رسد این حباب در حال متورم شدن و تبدیل به چیزی شبیه به بحران مالی ۲۰۰۸است.

این تغییر نگاه اصلا خبر خوبی برای بازار نیست. جان اوترز، ستون‌نویس بلومبرگ در یادداشت اخیر خود استدلال می‌کند، مقایسه با سال ۱۹۹۹ تا حدی آرامش‌بخش بود، چرا که ترکیدن حباب بورس غالبا بهای اجتناب‌ناپذیر نوآوری تکنولوژیک است. همان‌طور که سقوط بازار مانع از تحول اقتصاد توسط کانال‌های آبی، راه‌آهن، خودرو یا اینترنت نشد، ریزش سهام نیز قرار نیست جلوی رشد هوش مصنوعی را بگیرد. به علاوه هوش مصنوعی در بازار سهام به اندازه دات‌کام متورم نیست. قیمت‌ها صرفا به این دلیل بالا رفته‌اند که سودهای تراشه‌سازان و شرکت‌های منتفع از هوش مصنوعی واقعا سر به فلک کشیده است و اگر این سودآوری تداوم داشته باشد، سهام آن‌ها چندان هم گران به نظر نمی‌رسد. سهام مایکروسافت و اپل که هر دو در دوران حباب ۱۹۹۹ هم در بازار بودند، امروز به مراتب ارزان‌تر از آن سال‌ها معامله می‌شود. در آستانه هزاره جدید شرکت‌هایی وارد بورس می‌شدند که هرگز سودی نساخته بودند و در مواردی حتی یک دلار درآمد هم نداشتند و ارزش‌گذاری‌ها به شکلی احمقانه بالا بود، اما امروز غول‌هایی مانند انویدیا در حال پارو کردن پول هستند و شرایط تفاوت بنیادی دارد.

با تمام این تفاسیر سرمایه‌گذاران اکنون زمزمه‌های بحران متفاوتی را می‌شنوند و آن فروپاشی سال ۲۰۰۸ است که ریشه در اعتبارات رهنی داشت و رکود بزرگ را رقم زد. آن بحران ناشی از وام‌گیری بی‌رویه شرکت‌ها و وام‌دهی بی‌محابای بانک‌ها با وثیقه قرار دادن دارایی‌های بیش از حد ارزش‌گذاری شده بود. اگر در آن زمان خانه‌ها نقش وثیقه را داشتند، امروز دیتاسنترها این نقش را بازی می‌کنند. اگر پس از ساخت این مراکز داده تقاضای کافی برای خدماتشان وجود نداشته باشد، اعتباردهندگان با همان مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که تامین‌کنندگان مالی مسکن در سال ۲۰۰۸ تجربه کردند.

حباب‌های اعتباری به مراتب مخرب‌تر هستند و به همین دلیل این مقایسه تاریخی باعث ایجاد وحشت شده است. ترکیدن حباب سهام صرفا ثروتی را از بین می‌برد که فقط روی کاغذ وجود داشته است. رکود پس از سال ۲۰۰۰ یکی از خفیف‌ترین رکودهای تاریخ بود اما بحران‌های اعتباری به زیان‌های سنگین، فروش‌های اجباری و ورشکستگی‌های گسترده ختم می‌شوند. سقوط قیمت مسکن در دو دهه پیش اقتصاد را ویران نکرد بلکه فروپاشی ابزارهای مالی مرتبط با مسکن بود که سیستم بانکی را آلوده ساخت. هرچند ادعای تکرار دقیق و تمام‌عیار فاجعه ۲۰۰۸ توسط دیتاسنترها اغراق‌آمیز است، اما این رویداد تاریخی چارچوب مناسبی برای رصد ریسک‌های فعلی در اختیار ما می‌گذارد.

پرسش اصلی این است که آیا غول‌های فناوری مانند آلفابت، آمازون، متا و مایکروسافت که در حال ساخت زیرساخت‌های عظیم هوش مصنوعی هستند، می‌توانند به تامین مالی بدهی‌های خود ادامه دهند. در اینجا شاخص کلیدی برای رصد، سوآپ نکول اعتباری است. این ابزار مالی به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد خود را در برابر ریسک عدم پرداخت بدهی وام‌گیرندگان بیمه کنند. با افزایش نگرانی‌ها نسبت به توانایی بازپرداخت شرکت‌ها، قیمت این بیمه‌نامه‌ها بالا می‌رود و وام‌دهندگان نیز نرخ بهره بیشتری طلب می‌کنند. این همان چرخه باطلی است که در سال ۲۰۰۸ دسترسی شرکت‌ها به منابع مالی را قطع کرد. برای مثال شرکت اوراکل برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک غول هوش مصنوعی به شدت در حال هزینه کردن است و همین امر هزینه بیمه در برابر نکول بدهی‌های این شرکت را به بالاترین حد در هجده سال گذشته رسانده است. ریسک نکول این بازیگران بزرگ که تا چند سال پیش بسیار پایین‌تر از میانگین بازار بود، اکنون به شدت افزایش یافته است.

با توجه به اینکه صنعت هوش مصنوعی هنوز در مرحله شکل‌گیری است شرکت‌ها به شدت از عقب ماندن هراس دارند و ترجیح می‌دهند ریسک سرمایه‌گذاری بیش از حد را بپذیرند. این تفکر دقیقا دستورالعملی برای ایجاد یک حباب بزرگ است. این شباهت با سال ۲۰۰۸ خود را در نگرانی‌های اخیر پیرامون جریان نقد آزاد نیز نشان می‌دهد. در دهه گذشته بازارها شیفته شرکت‌هایی بودند که می‌توانستند بدون نیاز به سرمایه فیزیکی چشمگیر و تنها با تکیه بر توانمندی‌های نرم‌افزاری سودهای کلان بسازند. اضافه کردن یک مشترک جدید برای یک پلتفرم پخش ویدیو تقریبا هیچ هزینه‌ای نداشت. اما داستان شرکت‌هایی که امروز زیرساخت‌های هوش مصنوعی را می‌سازند کاملا متفاوت است. در این حوزه هیچ اهرم عملیاتی ساده‌ای وجود ندارد و هر پردازش نرم‌افزاری نیازمند مصرف برق، حافظه و توان محاسباتی عظیم است.

در دوران شکوفایی هوش مصنوعی دیگر تمام هزینه‌کردها لزوما مثبت تلقی نمی‌شوند. تلاش کورکورانه برای تسلط بر بازار هوش مصنوعی بسیار گران تمام می‌شود. این فضا هیچ شباهتی به دوران دات‌کام ندارد که در آن شرکت‌ها حتی بابت کاهش هزینه‌هایشان تنبیه می‌شدند. امروز پول نقد دوباره به پادشاه بازار تبدیل شده و سرمایه‌گذاران روی جریان‌های نقدی به شدت حساس شده‌اند. وقتی آلفابت گزارش مالی عالی خود را منتشر کرد، سرمایه‌گذاران به جای تشویق روی مصرف ۶ میلیارد دلاری نقدینگی و برنامه‌های پرهزینه آینده این شرکت متمرکز شدند و سهام آن را با فروش سنگین جریمه کردند. متا نیز پس از اعلام افت نود درصدی جریان نقد آزاد خود به سرنوشتی مشابه دچار شد. این رفتارها دقیقا متعلق به اتمسفر سال ۲۰۰۸ است و هیچ ربطی به سال ۱۹۹۹ ندارد.

با کاهش ذخایر نقدی انتظار می‌رود غول‌های فناوری امسال بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار وام بگیرند که در مقایسه با ۱۲۵ میلیارد دلار سال گذشته جهشی چشمگیر است. آن‌ها تا پیش از این به لطف سیاست‌های حمایتی فدرال رزرو پس از بحران و دوران کرونا به پول‌های بسیار ارزان دسترسی داشتند. اما اکنون آن دوران تمام شده و شرکت‌ها باید برای دریافت وام هزینه‌های بالاتری بپردازند. این یعنی توسعه ترازنامه‌ها با اتکا به امید و آرزو بسیار خطرناک شده و برای راضی نگه داشتن بازار اوراق قرضه، تولید درآمد واقعی الزامی است. درآمدهای خیره‌کننده هوش مصنوعی تا به اینجا توانسته اعتباردهندگان را آرام نگه دارد اما این روند باید تداوم یابد. در نهایت جای شکرش باقی است که تب و تاب هزینه‌های فعلی به جای آنکه توسط سهام‌داران خوش‌خیال سال ۱۹۹۹ هدایت شود توسط سرمایه‌گذاران بازار بدهی و از دریچه واقع‌بینانه بحران ۲۰۰۸ در حال کنترل است.