سال بقا

با این وضعیت، چشم‌انداز اقتصاد ایران تا سال۱۴۰۵ بسیار تیره و نگران‌کننده به نظر می‌رسد. آسیب‌های جدی و گسترده‌ای که در نتیجه این شرایط به اقتصاد ایران وارد شده است، بدون تردید برای ترمیم و جبران به زمان طولانی نیاز خواهد داشت. بازگشت به شرایط پیش از بحران و احیای ظرفیت‌هایی که اقتصاد ایران پیش از بروز این تنش‌ها در اختیار داشت، فرآیندی زمان‌بر و دشوار خواهد بود؛ فرآیندی که نه با یک تصمیم یا یک بسته سیاستی، بلکه تنها در بستر ثبات بلندمدت قابل تحقق است. به بیان دیگر، اقتصاد ایران با زخم‌هایی مواجه شده است که ترمیم آنها در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست و نیازمند دوره‌ای طولانی از ثبات و بازسازی خواهد بود.

پیش از آنکه جنگ این حجم از مشکلات را برای اقتصاد ایران ایجاد کند نیز اقتصاد کشور با چالش‌های مختلفی مواجه بود، اما شرایط کنونی این مشکلات را عمیق‌تر و پیچیده‌تر کرده است. تا زمانی که به سطحی از ثبات سیاسی قابل‌ اتکا و پایدار دست پیدا نکنیم، این وضعیت و تلاش مستمر برای بقا ادامه خواهد داشت. در چنین شرایطی، سخن گفتن از رشد و توسعه اقتصادی تا حد زیادی به یک آرزوی دور از دسترس و نوعی تجمل تبدیل می‌شود؛ زیرا جنگ تمام‌عیار، چه در قالب رویارویی نظامی و چه در قالب جنگ اقتصادی، محاصره دریایی و تحریم‌های شدید، اقتصاد ایران را در وضعیتی بحرانی قرار داده است. در شرایط بحران، هدف اصلی دیگر رشد و توسعه نیست، بلکه مدیریت بحران و جلوگیری از تعمیق آسیب‌هاست؛ اولویتی که خواه‌ناخواه، منابع محدود کشور را از سرمایه‌گذاری بلندمدت به سمت مدیریت روزمره بحران منحرف می‌کند. به همین دلیل، وضعیت اقتصاد ایران در سال۱۴۰۵ و حتی سال‌های پس از آن، تا حد زیادی به این موضوع وابسته خواهد بود که کشور تا چه اندازه بتواند در محیطی باثبات و مبتنی بر روابط عادی با جهان فعالیت کند. اینکه تا چه حد با همسایگان خود در صلح و تعامل باشیم، با کشورهای مختلف جهان روابط عادی و سازنده برقرار کنیم و چشم‌انداز فعالیت‌های اقتصادی برای فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران روشن و قابل‌پیش‌بینی شود، تعیین‌کننده مسیر آینده خواهد بود.

اگر تنش‌ها ادامه پیدا کند، اقتصاد ایران همچنان درگیر تلاش برای بقا خواهد بود و در چنین شرایطی با مشکلات بیشتری در حوزه افزایش سطح عمومی قیمت‌ها، تورم بالا، کاهش قدرت خرید و تشدید نااطمینانی‌های اقتصادی مواجه خواهیم شد. در کنار این مسائل، بازار کار نیز با چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد؛ چالش‌هایی که ماهیتی متفاوت از آنچه در سال‌های گذشته تجربه شده، خواهند داشت.

در سال‌های گذشته نرخ بیکاری به شکلی که انتظار می‌رفت افزایش پیدا نکرد؛ اما یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بازار کار ایران این بود که بسیاری از مشاغل باکیفیت و مولد از بین رفتند و در مقابل، مشاغل بی‌ثبات، کم‌کیفیت و دارای ارزش افزوده پایین گسترش پیدا کردند. بخش قابل‌توجهی از اشتغال ایجادشده در این سال‌ها از همین جنس بوده است؛ روندی که می‌توان آن را نوعی «افت کیفیت اشتغال در سایه ثبات ظاهری نرخ بیکاری» توصیف کرد. این روند در شرایط بحرانی نیز ادامه خواهد یافت، اما تفاوت مهم آن است که در کنار گسترش اشتغال بی‌کیفیت، احتمال افزایش نرخ بیکاری نیز وجود دارد.

دلیل این مساله آن است که بسیاری از فعالیت‌هایی که در سال‌های اخیر به‌عنوان پناهگاه اشتغال عمل کرده‌اند، اکنون به مرز اشباع نزدیک شده‌اند. مشاغلی مانند دستفروشی، رانندگی در تاکسی‌های اینترنتی و سایر فعالیت‌های مشابه، ظرفیت محدودی برای جذب نیروی کار جدید دارند و نمی‌توانند برای‌میلیون‌ها نفری که ممکن است در نتیجه تداوم بحران یا جنگ شغل خود را از دست بدهند، فرصت‌های شغلی تازه ایجاد کنند. در نتیجه، فشار بر بازار کار می‌تواند بیش از گذشته افزایش یابد و مساله بیکاری به یکی از چالش‌های مهم اقتصاد ایران تبدیل شود؛ چالشی که در صورت تحقق، می‌تواند ابعاد اجتماعی و سیاسی آن نیز به‌مراتب گسترده‌تر از ابعاد صرفا اقتصادی‌اش باشد.

با این حال، امیدوارم شرایط در مسیری متفاوت قرار گیرد و شاهد کاهش تنش‌ها، بازگشت ثبات و بهبود فضای فعالیت‌های اقتصادی باشیم؛ به گونه‌ای که بتوان درباره آینده اقتصاد ایران با امید، خوش‌بینی و چشم‌اندازی روشن‌تر سخن گفت.

* اقتصاددان