آثار بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهان و ایران
قیمت بنزین در آمریکا تقریبا دو برابر شد و بحران بنزین در برخی کشورها (از جمله در هند، کرهجنوبی و اندونزی) دولت را ناچار به سهمیهبندی سوخت کرد. نزدک و داوجونز کاهشهای چشمگیری را تجربه میکردند. تصمیم برای آزادسازی ۴۰۰میلیون بشکه ذخایر استراتژیک نفت و برداشتن موقتی تحریمهای نفتی ایران و روسیه -که منجر شد چند صدمیلیون بشکه نفت خام به پالایشگاههای سراسر جهان گسیل شود- نیز نتوانست بحران را فرونشاند. ایران یکی از شاهرگهای اصلی اقتصاد جهان را نشانه رفته بود. نرخ تورم آمریکا که با همت فدرالرزرو از ۹.۱ درصد در ۲۰۲۲ به ۲.۴ درصد در ۲۰۲۶ رسیده بود در آخرین اعلان تورم به ۴.۲ درصد جهش کرد. تورم یعنی نارضایتی، نارضایتی عمومی یعنی افزایش احتمال باخت حزب حاکم (در همه کشورها). هیچ کشوری حاضر به همکاری نظامی با ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز نشد. مکرون از ضرورت باز شدن تنگه از طریق مذاکره با ایران سخن گفت و ناتو اعلام کرد تصمیمی برای اعزام نیرو برای باز کردن تنگه ندارد.
در واقع ایران بازی تنگه هرمز را کاملا برده بود: تورم محسوسی را به رایدهندگان آمریکایی تحمیل کرده بود، نفتش را تقریبا دو برابر قبل میفروخت و شاید مهمتر از همه اینکه به دنیا و بهخصوص به کشورهای حوزه خلیج فارس نشان داده بود در این منطقه کُت تن کیست؛ و چرا نام آبهای غرب تنگه هرمز باید شاخاب پارس باشد نه چیز دیگری.
در این مقاله اما من میخواهم نشان دهم چرا بخشی از آسیبهای ناشی از بستن این تنگه استراتژیک به اقتصاد ایران هم میرسد.
به طور مثال بحران ۲۰۰۸، تقاضای کل در ایران را هم کاهش داد، بحران اقتصادی ناشی از کرونا نیز همینطور. وقتی قهوه را از کلمبیا، چای را از سریلانکا و برنج را از هند وارد میکنیم، از تورم پدید آمده در این کشورها نیز متاثر میشویم، بخشی از تورم عجیب و کمسابقهای که در حال تجربهاش هستیم ناشی از همین موضوع است. در یک فرآیند زنجیرهای، کاهش عرضه نفت در اثر بسته بودن تنگه، گرانی بنزین، افزایش هزینههای حملونقل، افزایش هزینه تولید الکتریسیته در نیروگاههایی که با سوخت فسیلی کار میکنند و...، منجر به افزایش هزینههای تولید، افزایش قیمت تمامشده محصول نهایی و در نتیجه افزایش قیمت کالای واردشده به ایران میشود. نمیگویم بستن تنگه هرمز تصمیم اشتباهی بود -که اتفاقا در شرایط جنگی تصمیم کاملا قابل دفاعی است- تورم در ایران را هم صرفا معلول بستن تنگه هرمز نمیدانم. نرخ تورم، پدیدهای چند عاملی است و بسته شدن تنگه هرمز سهم چندانی در تورم ایرانِ امروز ندارد، اما تاثیرش صفر یا نزدیک به صفر هم نیست. یک پژوهش اقتصادی لازم است تا سهم تقریبی هر کدام از علل تورم امروز را تعیین کند.
نکته مهم این است که در جهان به شدت بههمپیوسته امروز وقتی واردات گران میشود به سهم خود، تورم را در داخل افزایش میدهد، خاصه که محصول وارداتی، مواد اولیه یا کالای سرمایهای باشد. زیرا تورم این دو، احتمالا با ضریب تکاثر روی قیمت محصول نهایی اثر میگذارد. یعنی مثلا افزایش ۳۰ درصدی در قیمت مواد اولیه، محتمل است که به افزایشی مثلا ۵۰ درصدی در قیمت محصول نهایی منجر شود.
تنگه هرمز بسته شد مگر بر کشتیهایی که متعلق به دوستان ایران است. شوربختانه اما گاهی محصولی که در ایران مصرف میشود در کشورهایی تولید میشود که نفت وارداتی آنها پشت این گذرگاه استراتژیک منتظر اجازه عبور است. کشورهایی که الزاما دوست ایران نیستند اما اقتصادشان روی سفره مردم ایران اثر میگذارد. در این شرایط و درحالیکه بر اساس آخرین اعلام مرکز آمار تورم نقطه به نقطه خرداد ۱۴۰۵ معادل ۸۸.۶ درصد و تورم اقلام خوراکی و آشامیدنی ۱۳۳.۹درصد است، بر سیاستگذار است که به گونهای اقتصاد کلان را مدیریت کند که بدون افزایش ریسک رکود، نرخ تورم کاهش یابد. زیرا در این صورت هم فشار تورم بر دهکهای به نسبت آسیبپذیرتر تعدیل میشود و هم دست مذاکرهکنندگان در میدان دیپلماسی و سربازان در میدان دفاع نظامی پرتر از قبل میشود. نگاهِ کلنگر و همهجانبه ایجاب میکند آثار سیاستهای خود را در همه بخشها ببینیم. نمیتوانیم بار جنگ را فقط بر دوش نظامیان و رزمندگان عزیز مدافع میهن بیندازیم. موازی با مدیریت تنگه هرمز، باید تنگیِ معیشت مردم را نیز تدبیری اندیشیم و آثار منفی انقباض در تردد کشتیها از تنگه هرمز را تعدیل کنیم.
* کارشناس و تحلیلگر اقتصادی
منابع آمار:
سایت مرکز آمار ایران
Tradingeconomics.com