در جشن ۸۰ سالگی ترامپ، آمریکاییها دیگر او را «رهبری قوی» نمیدانند
سقوط برند «مرد مقتدر»
در همین راستا، سی ان ان در گزارشی نوشت، رئیسجمهور هشتادمین سالگرد تولد خود را با نمایشی خودنمایانه از مردانگی جشن گرفت که در آن مردان در داخل قفسی در محوطه کاخ سفید به مبارزه تنبهتن میپردازند. اما جشن تولد خشونتآمیز او که ظاهرا به مناسبت دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا برگزار میشود واقعیت تلخِ فزایندهای را در دوره دوم ریاستجمهوریاش پنهان میکند: با وجود اینکه رئیسجمهور تلاش کرده بر تصویر مردانه و مقتدر خود پافشاری کند، آمریکاییها دیگر او را آنگونه که خودش میخواهد، نماد بلامنازع قدرت نمیدانند.
اکنون این پرسش مطرح است: وقتی مردی که برند و هویتش تا این حد با قدرت گره خورده است، این جایگاه را در افکار عمومی از دست میدهد، چه اتفاقی میافتد؟ به گزارش سی ان ان،«مردانگی و جسارت» همواره کلید جذابیت ترامپ بوده است. او مردی است که به معنای واقعی کلمه، آهنگ «مردِ ماچو» را در مراسمهای خود پخش میکند. اما این موضوع در سالهای اخیر به بخش مرکزیتری از جذابیت او تبدیل شده است. او تلاش کرده خود را با جان به در بردن از سوءقصد در باتلر پنسیلوانیا تعریف کند؛ زمانی که با گوش خونآلود ایستاد، مشتش را گره کرد و گفت: «مبارزه. مبارزه. مبارزه». ترامپ کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ را تا حد زیادی با گسترش جذابیت خود در میان مردان جوان پیروز شد، از جمله با نزدیک شدن به چهرههای تاثیرگذاری مانند جو روگان که در این گروه جمعیتی محبوب هستند. آرای مردان جوان نسبت به سال ۲۰۲۰ با چرخشی ۱۵ درصدی به سمت ترامپ متمایل شد.
دوره دوم ترامپ (نیز مانند دوره اول او) به شدت بر نمایش قدرت متمرکز بوده است. او وزارت دفاع را به «وزارت جنگ» تغییر نام داد و در ادامه، بیش از دهها کشور را تهدید کرد، به هفت کشور حمله برد، یک رهبر خارجی را ربود و وارد جنگ با ایران شد. دولت او بیش از ۲۰۰ نفر را در قایقهایی که مدعی است در قاچاق مواد مخدر دخالت داشتهاند، بدون بررسی قضایی یا شفافیت چندانی کشته است. این حملات ممکن است جنایات جنگی محسوب شوند. ترامپ سرانجام سال گذشته رژه نظامی دیرینهای را که به دنبالش بود، برگزار کرد. او به دنبال ساخت یک «طاق پیروزی» عظیم در واشنگتن است.
این نمایش قدرت و رویکرد تهاجمی تنها به سیاست خارجی محدود نمیشود، بلکه هسته اصلی سیاستهای داخلی و ضد مهاجرتی او را نیز تشکیل میدهد. اخیرا، ترامپ قانون جدیدی را امضا کرد که بودجهای بالغ بر ۷۰میلیارد دلار به وزارت امنیت داخلی اختصاص میدهد تا کارزار اخراج دستهجمعی مهاجران را تا پایاندوره دوم ریاستجمهوریاش (و تا سپتامبر ۲۰۲۹) تامین مالی کند. از این مبلغ، حدود ۳۸میلیارد دلار به اداره اجرای قوانین مهاجرت و گمرک و ۲۶میلیارد دلار به گشت مرزی میرسد.
به گزارش گاردین، منتقدان این اقدام را ضربهای مهلک به اصل «پاسخگویی» میدانند؛ چرا که این قانون فاقد هرگونه سازوکار نظارتی کنگره بر بازداشتگاهها است. این بودجه کلان پس از طولانیترین تعطیلی تاریخ وزارت امنیت داخلی به تصویب رسید؛ بحرانی که در پی کشته شدن دو شهروند آمریکایی (الکس پرتی و رنه گود) توسط ماموران مهاجرت در مینیاپولیس رخ داد. دموکراتها خواستار اصلاحاتی نظیر الزام ماموران به داشتن حکم قضایی، ممنوعیت پوشاندن صورت ماموران با ماسک، و استفاده از دوربینهای متصل به لباس بودند، اما هیچکدام از این موارد در قانون نهایی گنجانده نشد و لایحه با روندی کاملا حزبی و تنها با ۵۰ رای در سنا به تصویب رسید.
درحالیکه مارکوین مولین، جانشین کریستی نوم در وزارت امنیت داخلی، سعی در کاهش هیاهوی رسانهای دارد، تام هومان، مسوول ارشد مرزی، با ادبیاتی تهدیدآمیز وعده «اخراجهای دستهجمعی» را میدهد و ایالتهایی مانند نیویورک را به اعزام نیروهای بیسابقه تهدید کرده است. این در حالی است که شرایط بازداشتگاهها غیرانسانی گزارش شده و تا اوایل ماه آوریل، بیش از ۷۰ درصد از ۶۰۳۱۱ فرد بازداشتشده هیچگونه سابقه کیفری نداشتهاند. فعالان حقوق بشر هشدار میدهند که این بودجههای کلان و بدون نظارت، دامنه دستگیریها را به شدت گسترش داده و ساکنان قدیمی و حتی شهروندان آمریکایی را نیز قربانی خواهد کرد.
بحرانهای داخلی ترامپ تنها به مهاجرت محدود نمانده،در عرصه مدیریت داخلی نیز، وسواس او برای تحمیل خواستههای فردی به کنگره، به قیمت فلج شدن نهادهای فدرال تمام شده است. استفاده از حربه تعطیلی دولت به عنوان ابزاری برای باجگیری سیاسی، نشاندهنده ناکارآمدی رویکرد «یا حرف من یا هیچ» در مدیریت کلان است. جنجالها پیرامون جفری اپستین نیز مانند کابوسی دولت او را تعقیب میکند. درگیریهای داخلی پس از گزارش والاستریت ژورنال درباره پیام تولد ترامپ به اپستین در سال ۲۰۰۳ به اوج رسید که با تکذیب و شکایت دهمیلیارد دلاری ترامپ مواجه شد. در همین حال، جمهوریخواهانی که سرسختانه خواستار انتشار پروندهها بودند، با مداخله ترامپ آینده سیاسی خود را از دست دادند. مارجوری تیلور گرین استعفا داد، نانسی میس در انتخابات مقدماتی شکست خورد و توماس ماسی، طراح قانون شفافیت پروندههای اپستین، توسط رقیب مورد حمایت ترامپ کنار زده شد. ماسی در این باره گفت که همه دارند تاوان حمایت از شفافیت این پرونده را میدهند. اکنون تحقیقات کنگره با جمعآوری شهادتهای جدید و احضار افراد مرتبط، از جمله وکیل سابق اپستین، بار دیگر شدت گرفته است.
ترامپ برای حفظ تصویر یک رهبر قدرتمند نیز با چالش مواجه بوده است. درحالیکه زمانی مخالفان خود را به دلیل «انرژی پایین» مورد انتقاد قرار میداد، اکنون سفرهای داخلی خود را به شدت کاهش داده و به وضوح پیرتر از یک دهه پیش به نظر میرسد. با وجود اینکه او جو بایدن را با لقب «جوی خوابآلود» مسخره میکرد، اما خودش بارها در مراسمهای عمومی در حال چرت زدن دیده شده است. به نظر میرسد او به دایرهای محدود و تکراری از محورهای گفتوگو متکی شده و نمایشهای عمومی او اغلب گیجکنندهاند.
همزمان با سقوط محبوبیت او به پایینترین حد خود در بحبوحه جنگ، تورم سخت و بدبینی اقتصادی، آمریکاییها دیگر ترامپ را آنقدرها قدرتمند نمیبینند. نظرسنجیهای اخیر واشنگتنپست-ایبیسی نیوز و رویترز-ایپسوس نشان میدهد که حدود ۵۳ درصد از آمریکاییها میگویند ترامپ رهبر قدرتمندی نیست. آمار او در این زمینه، تنها در یک نظرسنجی پست-ایبیسی در سال ۲۰۱۷ وضعیت بدتری داشت.
در نظرسنجی ماه ژانویه سیانان، ۵۸ درصد اعلام کردند که ترامپ یک «رهبر جهانی موثر» نیست؛ رقمی که در سال ۲۰۲۳ برابر با ۵۱ درصد بود. همچنین نظرسنجی دیگری از رویترز-ایپسوس در ماه مارس نشان داد که ۶۱ درصد از مردم معتقدند ترامپ برای کار در دولت بیش از حد پیر است. علاوه بر این، آمریکاییها با نسبت ۵۳ در برابر ۴۱ درصد اعلام کردند که ترامپ توانایی تحمل فشارهای فیزیکی ریاستجمهوری را ندارد و ۶۱ درصد دیگر نیز بر این باور بودند که رفتار ترامپ با افزایش سن، غیرقابل پیشبینی و بیثبات شده است.
این نظرسنجی اخیر در میان نشانههای دیگری منتشر میشود که حاکی از آن است که آمریکاییها به طور فزایندهای هوشیاری ذهنی ترامپ را زیر سوال میبرند. نظرسنجیها مملو از شواهدی است که نشان میدهد آمریکاییها دیگر به قضاوت رئیسجمهور در مواردی مانند ایران یا توانایی او در اداره دولت فدرال اعتمادی ندارند.
زمانی در کارنامه سیاسی ملی ترامپ وجود داشت که شاید مردم از او یا اولویتهایش خوششان نمیآمد، اما عموما در قدرت او به عنوان یک رهبر تردیدی نداشتند. این ویژگی تا حد زیادی پیروزی او را در برابر کامالا هریس در سال ۲۰۲۴ توجیه میکرد. درحالیکه به نظر میرسید آمریکاییها هریس را میپسندیدند و بر اساس نظرسنجی گالوپ، با اختلافی دو رقمی او را شخصیتی اخلاقمدارتر میدانستند، اما در عین حال ترامپ را نیز با اختلافی دو رقمی رهبری قویتر و قاطعتر ارزیابی میکردند. شهرت او به عنوان یک مرد تمامعیار و یک تاجر پرابهت، چیزی است که طی دههها با مدیریت دقیق و مهندسیشده صحنهها صیقل یافته است. اما در نقطهای، زمانی که آمریکاییها ایمان خود را به دستاوردها و نتایج از دست میدهند، معمولا شروع به ارزیابی مجدد پیشفرضهای خود درباره ویژگیهای فردی یک رهبرمیکنند. و اکنون که ترامپ وارد دهه هشتاد زندگی خود میشود و میبیند که ریاستجمهوریاش در اطرافش در حال فروپاشی است، این خطر وجود دارد که رویدادهایی مانند مبارزه یوافسی روز یکشنبه، صرفا تلاشی افراطی برای جبران ضعفها به نظر برسد:«از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم».