غلبه سودآوری بر لیدر سنتی بورس
پس از آن نیز مجموعهای از اتفاقات فشرده در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ و در ادامه دو جنگ اخیر، موجب شد که در بازار سرمایه عمدتا فعالان حرفهایتر و سهامداران صبور باقی بمانند یا به عبارت دیگر، جان سختها. در یکی دو سال گذشته، مسیر حرکت بسیاری از سهمها و صنایع از لیدرهای سنتی بازار جدا شده است. نمادهایی از صنایع مختلف، از سیمان گرفته تا پتروشیمی، فلزات و صنایع غذایی، مسیر خود را بر اساس متغیرهای بنیادی طی کردهاند و در بسیاری موارد بازدهی بهتری نسبت به لیدرهای شناختهشده بازار داشتهاند. اوج این بلوغ را میتوان در بازگشایی بورس پس از جنگ مشاهده کرد. در شرایطی که بسیاری انتظار داشتند نمادهای بزرگ و سنتی بازار همچنان تعیینکننده جهت معاملات باشند، سهامی با نسبت قیمت به سود آیندهنگر پایین (کمتر از ۳.۲واحد) و چشمانداز سودآوری مناسب، در کانون توجه سرمایهگذاران قرار گرفتند. اگر به دلایل شکلگیری قویترین صفهای خرید بازار نگاه کنیم، عمدتا به گزارشهای مطلوب فصلی، عملکرد سالانه مناسب یا آمار فروش قدرتمند ماهانه میرسیم.
به بیان دیگر، نقدینگی در جستوجوی بهترین عملکردهاست، نه صرفا بزرگترین یا شناختهشدهترین نمادها. صنایع با جهش سودآوری در ۱۴۰۵ که مقصد نقدینگی حال حاضر هستند صنعت غذایی، سیمانی ، دارویی، شیشه،کاشی و پالایشی است و صنایعی که ابهام نسبت به تامین مواد اولیه و قیمت بهای تمامشده دارند، معاملات ضعیفتری دارند مثل صنعت دوده، لاستیک، خودرو و قطعات. هنوز برخی این پرسش را مطرح میکنند که چگونه بورس پس از جنگ توانسته روندی مثبت داشته باشد و آیا این رشد حاصل حمایتهای دستوری است یا خیر. همچنین این سوال مطرح میشود که چرا بخش مهمی از کارشناسان، در زمان بازگشایی بازار، انتظار افتهای سنگین را داشتند. به نظر میرسد بخشی از این برآوردها تحت تاثیر فضای روانی حاکم بر آن مقطع شکل گرفته بود و وزن کافی به واقعیتهای بنیادی اقتصاد و تجربیات تاریخی بازار داده نشد.
واقعیت این است که بازار سرمایه ایران در دورههای مختلف، معمولا با یک وقفه زمانی به استقبال آثار تورم و رشد نرخ ارز رفته است. بورس در سال۱۴۰۴ نیز از تورم عقب ماند. در همین حال، رشد شدید سطح عمومی قیمتها و افزایش ارزش داراییهای شرکتها، در کنار جهش فروش اسمی بنگاهها، زمینه لازم برای تعدیل این عقبماندگی را فراهم کرده است. افزون بر این، افزایش نرخ تسعیر ارز و نزدیکتر شدن نرخ فروش ارز شرکتها به سطوح بالاتر، اثر محسوسی بر سودآوری بنگاههای بورسی گذاشته و نشانههای آن در صورتهای مالی شرکتها قابل مشاهده است.
مجموع این عوامل باعث شده است که بازار بیش از گذشته به سودآوری شرکتها توجه کند؛ موضوعی که میتواند نشانهای از عبور تدریجی بورس از دوران لیدرمحوری و حرکت به سمت بازاری مبتنی بر عملکرد و سودآوری باشد.
* کارشناس بازارهای مالی