شاخص کل بالای مرز روانی ۴میلیون واحد تثبیت شد؛
بورس و سه ابهام
برآیند اظهارات تحلیلگران حاکی از آن است که فروکش کردن ریسکهای سیاسی و ژئوپلیتیک باعث شده توجه سرمایهگذاران بیش از گذشته به معیارهایی مانند ارزندگی و نقدشوندگی معطوف شود. از سویی جاماندگی بازدهی بورس نسبت به بازارهایی مانند طلا، ارز، مسکن و خودرو، زمینه ورود نقدینگی به بازار سهام را فراهم کرده است. همچنین تداوم ورود پول حقیقیها نیز نشان میدهد بخشی از فعالان بازار رشد اخیر را تنها یک واکنش هیجانی نمیدانند و معتقدند بورس همچنان ظرفیت جبران جاماندگی خود را دارد. از این رو ورود پول حقیقیها به بورس در شرایط فعلی طبیعی و متناسب با جذابیت نسبی بازار ارزیابی میشود.
کاهش جذابیت بازارهای موازی
یکی از مهمترین تحولات هفتههای اخیر، کاهش نرخ دلار و عقبنشینی قیمت طلا بوده است. در شرایطی که اخبار مثبت سیاسی و افزایش احتمال توافق، انتظارات تورمی را تا حدودی تعدیل کرده، بخشی از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند منابع خود را از بازارهای موازی خارج و به سمت سهام هدایت کنند. خروج پول از صندوقهای طلا و درآمد ثابت در کنار ورود پول به صندوقهای سهامی نیز موید همین موضوع است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تا زمانی که بازار ارز و طلا از رشدهای پرشتاب فاصله داشته باشند، بورس میتواند یکی از اصلیترین مقاصد سرمایههای خرد باقی بماند.
آغاز فاز دوم رشد؟
برخی فعالان بازار بر این باورند که موج نخست رشد بورس بیشتر تحتتاثیر بازگشایی بازار و رفع محدودیتهای معاملاتی شکل گرفت. به اعتقاد این گروه، هیجان ناشی از بازگشایی اکنون تا حد زیادی تخلیه شده و بازار در آستانه ورود به مرحله جدیدی قرار دارد؛ مرحلهای که در آن نقش متغیرهای بنیادی، گزارشهای مالی شرکتها و چشمانداز صنایع پررنگتر خواهد شد. از این منظر، تداوم رشد بازار دیگر تنها به هیجان بازگشایی وابسته نیست و میتواند بر پایه ارزندگی سهام و بهبود انتظارات سرمایهگذاران ادامه پیدا کند.
بورس و ۲۷ همت ورود پول
نگاهی به جریان ورود و خروج پول به بازار سهام نشان میدهد، بخش مهمی از رشد اخیر بورس از طرف سرمایهگذاران حقیقی شکل گرفته است. از ابتدای سال بیش از ۲۷همت پول حقیقیها وارد بورس شده که یکی از بزرگترین موجهای ورود پول در سالهای اخیر به شمار میرود. با این حال، پرسش مهم این است که آیا این جریان نقدینگی پایدار خواهد بود یا یک واکنش هیجانی به شرایط فعلی بازار است؟ کارشناسان معتقدند پاسخ این سوال تا حد زیادی به تحولات سیاسی، روند بازارهای موازی و عملکرد شرکتها بستگی دارد. در صورتی که گزارشهای مالی مطلوب منتشر شود و ریسکهای سیاسی در سطوح فعلی باقی بماند، امکان تداوم حضور سرمایهگذاران در بورس وجود خواهد داشت. اما در صورت بازگشت نااطمینانیها یا افزایش جذابیت بازارهای رقیب، بخشی از این نقدینگی میتواند مسیر دیگری را در پیش بگیرد. تحلیلگران بازارهای مالی معتقدند چشمانداز کوتاهمدت و میانمدت بورس تا حد زیادی متفاوت از هم خواهد بود. در همین رابطه فردین آقابزرگی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» و در پاسخ به این پرسش که آیا ورود پول حقیقیها به بورس ادامهدار خواهد بود، گفت: بهطور معمول زمانی که تنشهای سیاسی و ریسکهای ژئوپلیتیک کمرنگ میشود، جریان سرمایههای خرد به سمت بازارهایی حرکت میکند که از منظر ارزندگی، نقدشوندگی و امکان متنوعسازی سبد سرمایهگذاری در موقعیت بهتری قرار داشته باشند. سرمایهگذاران در چنین شرایطی ریسکهایی را که پیشتر بر بازارها سایه انداخته بود، کمرنگتر ارزیابی میکنند و در نتیجه معیارهایی همچون ارزشگذاری داراییها و ظرفیتهای رشد اهمیت بیشتری پیدا میکند.
او افزود: بازار سهام در مقایسه با سایر بازارها طی ماههای اخیر با نوعی جاماندگی بازدهی مواجه بوده است. درحالیکه بازارهایی همچون ارز، طلا، خودرو و حتی مسکن در مقاطع مختلف رشدهای قابلتوجهی را تجربه کردهاند، بورس نتوانسته متناسب با این تحولات حرکت کند. به همین دلیل بخشی از رشد اخیر را باید در قالب جبران این جاماندگی تحلیل کرد. این کارشناس با اشاره به نقش بازارهای موازی در رشد اخیر بورس اظهار کرد: کاهش التهاب در بازار ارز و طلا به طور طبیعی بخشی از نقدینگی را به سمت بازار سهام هدایت میکند؛ به ویژه آنکه اکنون بازارهای مسکن و خودرو نیز با کاهش سرعت رشد و نوعی رکود معاملاتی مواجه شدهاند. طبیعتا بورس بهدلیل برخورداری از نقدشوندگی بالا و همچنین وجود چترهای حمایتی، به یکی از جذابترین گزینههای سرمایهگذاری تبدیل شده است. او ادامه داد: نباید فراموش کرد که در حال حاضر بخش قابلتوجهی از ارزش بازار سهام همچنان در معاملات حضور ندارد. تعدادی از شرکتهای بزرگ بهدلیل آسیبهای ناشی از جنگ هنوز متوقف هستند و همین موضوع نیز بر نحوه محاسبه بازدهی بازار اثر گذاشته است. با این حال، شرکتهایی که هماکنون در حال معامله هستند، در بسیاری از موارد نه تنها آسیب مستقیمی از تحولات اخیر ندیدهاند، حتی از مزیتهای رقابتی جدید نیز برخوردار شدهاند.
فردین آقابزرگی درباره سناریوی ورود بورس به فاز دوم رشد نیز گفت: اگر روند اخیر را تقسیمبندی کنیم، مرحله نخست رشد بازار تا حد زیادی تحتتاثیر بازگشایی بورس و بستههای حمایتی قرار داشت. در آن مقطع میان کارشناسان و فعالان بازار اختلافنظر وجود داشت و برخی معتقد بودند رشد سهام واکنشی کوتاهمدت به حمایتهای صورتگرفته است. اما تداوم ورود پول حقیقیها و افزایش تقاضا در بازار نشان داد که نگاه غالب سرمایهگذاران به تدریج در حال تغییر است. این کارشناس افزود: ورود پول حقیقیها را نمیتوان تنها معیار ارزیابی بازار دانست؛ اما این متغیر یکی از مهمترین نشانههای تغییر انتظارات سرمایهگذاران است. ورود مستمر پول به بورس نشان میدهد بخش قابلتوجهی از فعالان بازار معتقدند سهام علاوه بر جاماندگی بازدهی، از ظرفیتهای بنیادی لازم برای رشد نیز برخوردار است. او با اشاره به وضعیت ارزشگذاری سهام گفت: بسیاری از سهمها هنوز نتوانستهاند خود را با نرخ تورم و بازدهی سایر بازارها هماهنگ کنند.
بهعنوان مثال، سهمی که چند ماه پیش با قیمت مشخصی معامله میشد، امروز در شرایطی قرار دارد که ارزش واقعی آن در مقایسه با سایر داراییها کاهش یافته است. لزوما قرار نیست بازدهی سهام با تورم برابر باشد؛ اما نمیتوان انتظار داشت که بازار برای مدت طولانی از روند عمومی اقتصاد و سایر بازارها فاصله بگیرد. فردین آقابزرگی خاطرنشان کرد: به مرور زمان بخشی از تردیدهایی که نسبت به رشد بورس وجود داشت از بین خواهد رفت. بسیاری از سرمایهگذاران اکنون بیش از گذشته به متغیرهای بنیادی توجه میکنند و معتقدند شرکتهایی که در حال حاضر در بازار معامله میشوند، حتی در شرایط دشوار اقتصادی نیز با چالش حلنشدهای مواجه نیستند. همین موضوع باعث شده است پول بیشتری به سمت این گروه از سهام حرکت کند. این کارشناس بازار سرمایه در ادامه با اشاره به حجم نقدینگی موجود در اقتصاد گفت: بر اساس آخرین آمارها، حجم نقدینگی کشور تا پایان فروردینماه به حدود ۱۴هزار و ۵۰۰همت رسیده و احتمالا اکنون از مرز ۱۵هزار همت نیز عبور کرده است. در چنین شرایطی ورود بخشی از این منابع به بازار سهام کاملا طبیعی و اجتنابناپذیر است؛ بهویژه زمانی که بازار سهام نسبت به سایر گزینههای سرمایهگذاری از جذابیت بیشتری برخوردار باشد. فردین آقابزرگی در پایان اظهار کرد: از ابتدای سال پیشبینی میشد شاخص کل بورس تا پایان سال به سطوح بالاتری دست پیدا کند، اما رشد اخیر بازار نشان داده که این هدف میتواند زودتر از برآوردهای اولیه محقق شود. به گفته این تحلیلگر بازارهای مالی، با وجود توقف حدود ۸۰روزه بازار و ریسکهای موجود، بورس توانسته است به سرعت به محدودههای بالاتر بازگردد و این موضوع از وجود ظرفیتهای قابلتوجه در بازار سهام حکایت دارد.
شانس صعود؟
شاخص کل بورس از منظر تکنیکال، در یک کانال صعودی ۶ساله در نوسان است. شاخص کل بورس قبل از جنگ با برخورد به میانه این کانال صعودی در محدوده حمایتی ۳.۵میلیون واحدی، موفق شد تا به روند افزایشی بازگردد.
بهخصوص آنکه حمایتهای سازمان و تقویت انتظارات تورمی نقش کلیدی را در این میان ایفا کردند. به نظر میرسد درصورتی که حمایت مذکور نقش خود را به خوبی ایفا کند، شاخص کل بورس پتانسیل آن را دارد که به محدوده ۵میلیون واحد حملهور شود. البته باید شرایط سیاسی کشور وضعیت متعادل و با ثباتی را تجربه کند. در یک سناریوی بسیار بدبینانه در صورت تشدید تنشها و بازگشت هیجانات به بازارهای مالی، احتمال شکست حمایت معتبر ۳.۵میلیون واحدی نیز وجود دارد که ضمن تقویت ارزندگی بازار میتواند پولهای تازهنفس را روانه بورس تهران کند. با این حال شکست مرز روانی ۴میلیون در روزهای گذشته احتمال تحقق سناریوی صعود به مرز روانی ۵میلیون واحدی را افزایش داده است.