اقتدار استارمر با یک کودتای آرام در حال از بین رفتن است
حزب کارگر در برزخ
محافظهکاران به طور سنتی در به چالش کشیدن نخستوزیران خود بسیار کارآمدتر از حزب کارگر عمل کردهاند. مارگارت تاچر در سال۱۹۹۰ مجبور به کنارهگیری شد؛ جان میجر در سال۱۹۹۵ برای ساکت کردن منتقدانش استعفا داد و دوباره با قاطعیت در انتخابات رهبری پیروز شد. ترزا می و بوریس جانسون نیز به ترتیب در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ با رأی عدم اعتماد درونحزبی مواجه شدند که در نهایت به پایان کار آنها سرعت بخشید. اما هیچ نخستوزیرِ بر سر کارِ حزب کارگر تاکنون با چالش رسمی رهبری مواجه نشده است.
تفاوت در فرهنگ سازمانی و قوانین، بخشی از این ماجرا را توضیح میدهد. در حزب محافظهکار، تنها ۱۵ درصد از نمایندگان با ارسال نامههای ناشناس میتوانند رأی اعتماد را به جریان بیندازند. اما در حزب کارگر، ۲۰درصد از نمایندگان باید از یک رقیب حمایت کنند تا انتخابات رهبری با رأیگیری از اعضای حزب در سراسر کشور آغاز شود. به همین دلیل، رهبران حزب کارگر گاهی با وجود از دست دادن حمایت نمایندگانشان در پارلمان، در قدرت میمانند. بارزترین نمونه آن در سال۲۰۱۶ رخ داد؛ زمانی که جرمی کوربین پس از استعفای دستهجمعی اعضای کابینه در سایه، در رأیگیری نمایندگان با ۱۷۲ رأی مخالف در برابر ۴۰ رأی مواجه شد، اما از کنارهگیری امتناع کرد و با کسب ۶۲ درصد آرا در برابر ۳۸ درصد رأی رقیبش (اوون اسمیت) در میان اعضای حزب، جایگاه خود را محکمتر از قبل کرد.
یکی از اصول نانوشته در سیاست بریتانیا این است که «کسی که چاقو را در دست دارد، هرگز تاج را بر سر نمیگذارد.» این موضوع باعث میشود هیچکس نخواهد اولین قدم را برای سرنگونی رهبر بردارد و همه منتظرند دیگری خنجر بزند. در زمان گوردون براون نیز تلاشهای مکرر برای کودتا به دلیل ترس و انفعال وزرا با شکست مواجه شد. اکنون مفسران سیاسی میگویند ترسهای مشابهی در آشفتگیهای فعلی حزب کارگر وجود دارد. نتایج اسفناک حزب در انتخابات ۷ مه، که منجر به از دست رفتن ۱۴۹۸ کرسی شوراهای محلی شد، مخالفتها با استارمر را شدت بخشیده است. گزارشها حاکی از آن است که چندین وزیر ارشد از او خواستهاند جدول زمانی کنارهگیری خود را مشخص کند و وس استریتینگ، وزیر بهداشت، نیز در ۱۴ مه از کابینه استعفا داد. دلیل دیگر این جنگ سایه کُند و عجیب این است که محتملترین جانشین استارمر هنوز در مجلس عوام حضور ندارد. اندی برنهام، شهردار منچستر بزرگ که رسانهها به او لقب «پادشاه شمال» دادهاند، با محبوبیت خالص +۴ (در مقایسه با -۴۶ برای استارمر) محبوبترین چهره در میان رأیدهندگان است. پس از کش و قوسهای فراوان، در نهایت با استعفای یکی از نمایندگان حزب کارگر در حوزه انتخابیه میکرفیلد، راه برای ورود مجدد برنهام به پارلمان در انتخابات میاندورهای ۱۸ ژوئن باز شد.
اگرچه میکرفیلد از حوزههای امن حزب کارگر است، اما حزب «رفرم» در انتخابات محلی اخیر توانست ۵۰ درصد آرا را در این منطقه کسب کند، درحالیکه سهم حزب کارگر ۲۷ درصد، سبزها ۱۰ درصد، محافظهکاران ۷ درصد و لیبرال دموکراتها ۴ درصد بود. اگر برنهام نتواند در این رقابت پیروز شود، جنگ قدرت در حزب کارگر وارد مرحلهای پر هرج و مرج خواهد شد. اما اگر برنهام پیروز شود و به پارلمان بازگردد، تقریبا قطعی است که او نخستوزیر جدید بریتانیا خواهد شد. به گفته یک وزیر کابینه: «اگر اندی پیروز شود، روی دوش نمایندگان حزب کارگر به وستمینستر برده خواهد شد… هیچ سناریویی وجود ندارد که او در رقابت رهبری پیروز نشود.» با این حال، تا آن زمان راه درازی در پیش است و خلأ رهبری ادامه خواهد داشت. به گفته رابرت پستون، تحلیلگر سیاسی: «اقتدار استارمر از بین رفته است… او اکنون یک نخستوزیر فلج است که اظهاراتش درباره سیاستها در میان هیاهوی گمانهزنیها درباره نحوه و زمان رفتنش، به سختی شنیده خواهد شد.»