چگونه میتوان از پنیک بازار سهام عبور کرد؟
بنابراین اگر بازگشایی با این فرض انجام شود که بازار باید فورا به شرایط عادی برگردد، احتمال شکلگیری ناامیدی و تشدید رفتارهای هیجانی بیشتر خواهد شد. در مقابل، اگر از ابتدا پذیرفته شود که بازگشایی یک فرآیند است نه یک لحظه، بازار شانس بیشتری برای هضم تدریجی اطلاعات و بازگشت به تعادل خواهد داشت. نکته مهم دیگر، شفافیت و تدریج در بازگشایی است. بر اساس آنچه از سوی سازمان بورس اعلام شده، بازگشایی بازار سهام قرار نیست بهصورت یکجا انجام شود و این فرآیند مرحلهای و مشروط پیش میرود. همین رویکرد از منظر روانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مانع از آن میشود که کل بازار همزمان در معرض یک شوک اطلاعاتی قرار بگیرد. بهویژه درباره نمادهایی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از شرایط جنگ آسیب دیدهاند، توقف موقت نمادها میتواند به بازار زمان بدهد تا اطلاعات دقیقتری از وضعیت عملیاتی، تولید، فروش، زنجیره تامین و هزینههای احتمالی آن شرکتها منتشر شود. در واقع، وقتی دادههای کافی در دسترس نیست، قیمتگذاری عجولانه میتواند خود به منبعی برای التهاب بیشتر تبدیل شود؛ اما عبور از پنیک فقط با تصمیم نهاد ناظر ممکن نمیشود. بخش مهمی از این مسیر به رفتار فعالان بازار بستگی دارد.
در روزهای پس از بازگشایی، بازار معمولا به شدت به اخبار، شایعات و صفهای خرید و فروش حساس میشود. در چنین فضایی، سرمایهگذارانی که تصمیمهای خود را بر مبنای ترس جمعی یا هیجان لحظهای میگیرند، عملا به تشدید نوسان کمک میکنند. در نقطه مقابل، سرمایهگذارانی که سبد خود را بر اساس تحلیل بنیادی، افق زمانی مشخص و درک واقعبینانه از ریسک تنظیم کردهاند، میتوانند به جای رفتار تودهوار، نقش تثبیتکننده داشته باشند. از این رو، سرمایهگذاران خرد باید بیش از هر زمان دیگری از تصمیمهای ناگهانی پرهیز کنند. فروشهای شتابزده در روزهای نخست بازگشایی، معمولا از ترس افت بیشتر شکل میگیرد؛ اما تجربه نشان داده است که در بسیاری از مواقع، همین رفتارها باعث میشود سرمایهگذار در پایینترین سطوح قیمتی از بازار خارج شود. در شرایطی که عدمقطعیت بالاست، بهتر است تصمیمگیری بر اساس کیفیت دارایی، چشمانداز سودآوری شرکت، نسبت قیمت به سود، وضعیت صنعت و توان شرکت در عبور از شوکهای بیرونی انجام شود، نه صرفا بر مبنای شدت هیجان لحظهای.
در این میان، نقش بازیگران نهادی و بازارگردانها نیز بسیار تعیینکننده است. بازارهایی که در آن حضور سرمایهگذاران نهادی پررنگتر است، معمولا بهتر میتوانند از نوسانات مقطعی عبور کنند؛ زیرا این بازیگران میتوانند نقدشوندگی را تقویت کنند و از شکلگیری صفهای سنگین و یکطرفه بکاهند. اگر این گروهها بهدرستی عمل کنند، میتوانند بهعنوان ضربهگیر روانی و عملیاتی بازار عمل کرده و به کاهش شدت پنیک کمک کنند. در واقع، یکی از نشانههای بلوغ بازار، توان آن در جذب شوکهای کوتاهمدت بدون سقوط به رفتارهای افراطی است. از سوی دیگر، اعتمادسازی از مسیر اطلاعرسانی نیز اهمیت زیادی دارد. بازار سرمایه بیش از هر چیز به شفافیت نیاز دارد. هرچه اطلاعات مربوط به شرکتها، سیاستهای حمایتی، زمانبندی بازگشایی نمادها و وضعیت عملیاتی ناشران روشنتر باشد، فضای بازار کمتر مستعد شایعه و هیجان خواهد بود. تجربه نشان داده است که در غیاب اطلاعات، بازار خود اطلاعات را از مسیر رفتار قیمتها تفسیر میکند و این همان نقطهای است که پنیک میتواند تشدید شود. بنابراین اطلاعرسانی دقیق، منظم و قابل اتکا، یکی از موثرترین ابزارها برای عبور از روزهای پرتنش است.
نکتهای که نباید از آن غافل شد این است که بازگشایی خوب لزوما به معنای بازاری بدون افت نیست. یک بازگشایی موفق، بازاری است که در آن قیمتها بتوانند در فضایی سالم، شفاف و تدریجی به سطح تعادلی جدید برسند. ممکن است در روزهای اول فشار فروش بالا باشد؛ اما اگر این فشار در بستری از شفافیت، تدبیر و صبوری مدیریت شود، بهجای آنکه به بحران تبدیل شود، میتواند به فرآیند طبیعی تعدیل قیمتها کمک کند. در نهایت، اگر قرار باشد بازار سرمایه پس از ۸۰روز وقفه، با کمترین تنش ممکن وارد فاز معاملاتی شود، باید سه ضلع اصلی همزمان فعال باشند: نهاد ناظر با سیاست بازگشایی تدریجی و شفاف، شرکتها با ارائه اطلاعات روشن و بهموقع، و سرمایهگذاران با پرهیز از رفتار هیجانی. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود بازار از پنیک عبور کند و بازگشایی آن، بهجای یک شوک تازه، آغاز بازتنظیم عقلایی قیمتها و بازگشت تدریجی اعتماد باشد.
* تحلیلگر مالی و مدیر سرمایهگذاری