اوراق ۱۰۰ساله در شبه‌جزیره

اوراق مذکور نشان می‌دهد که PIF خود را به‌عنوان یک ناشر با افق زمانی بسیار طولانی در بازارهای سرمایه جهانی تثبیت می‌کند. این اقدام همسو با برنامه تحول «چشم‌انداز ۲۰۳۰» عربستان انجام شده که اصلاح اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت را در بازه‌ای چنددهه‌ای دنبال می‌کند. به جای اتکا به چرخه‌های کوتاه‌مدت تامین مالی، این صندوق حضور خود را در نسل‌های مختلف سرمایه‌گذاران تمدید کرده و درک ریسک مرتبط با حاکمیت منطقه را برای سرمایه‌گذاران جهانی دگرگون می‌سازد.

از منظر بازار، چنین ابزارهایی به عمق‌بخشی منحنی بازدهی اعتبار عربستان کمک می‌کنند. آنها نقطه مرجعی برای قیمت‌گذاری ریسک بسیار بلندمدت فراهم می‌آورند و در عین حال به ناشر اجازه می‌دهند تعهدات سرمایه‌گذاری بلندمدت خود را با منابع مالی هم‌افقی پوشش دهد. به عبارت دیگر، PIF با انتشار این اوراق، دارایی‌های بلندمدت (مانند پروژه‌های زیرساختی، فناوری و گردشگری) را با بدهی بلندمدت تطبیق می‌دهد.

برای درک بهتر جایگاه این اوراق، مقایسه آن با یک نمونه مشهور اروپایی جالب است: اوراق قرضه اتریش با کوپن ۰.۸۵درصد و سررسید۲۱۲۰ که حدود ۳۰.۱۴معامله می‌شود. در مقابل، اوراق عربستان با قیمت ۸۴واحد دادوستد می‌شود. در نگاه اول، هر دو اوراق متعلق به کشورهای دارای رتبه اعتباری سرمایه‌گذاری (Investment Grade) و با افقی بیش از یک قرن هستند. اما بازار انتظارات تعادلی بسیار متفاوتی نسبت به هر یک دارد.

قیمت بالای اوراق عربستان (۸۴واحددر مقابل ۳۰.۱۴اتریش) نشان‌دهنده کوپن بالاتر (۵.۴درصد در برابر ۰.۸۵درصد) و همچنین دیدگاه سرمایه‌گذاران نسبت به ریسک اعتباری بلندمدت این دو ناشر است. اوراق اتریش عملا رکود تورمی بسیار پایین یا حتی کاهش نرخ بهره را در افق قرن پیش‌بینی می‌کند؛ درحالی‌که اوراق عربستان نرخ بهره بالاتری را با ریسک ژئوپلیتیک و ساختاری متفاوت قیمت‌گذاری می‌کند. این شکاف عظیم در قیمت، تفاوت در مفروضات رژیم‌های اقتصادی بلندمدت را نشان می‌دهد.

در نهایت، انتشار اوراق صدساله توسط PIF یک حرکت نمادین و عملی در جهت تنوع‌بخشیدن به منابع مالی و تثبیت جایگاه عربستان به‌عنوان یک بازیگر بلندمدت در بازارهای جهانی است. این اوراق به سرمایه‌گذاران بین‌المللی این پیام را می‌دهد که ریاض برای تحول اقتصادی خود افق زمانی فرانسلی در نظر گرفته و آماده است تا هزینه تامین مالی امروز را با اطمینان از درآمدهای آتی خود مدیریت کند. چنین ابزارهایی، هرچند پرریسک به نظر می‌رسند، اما نشانه بلوغ بازار بدهی منطقه و درکی نوین از چگونگی پیوند نسل‌های سرمایه با سیاست‌های توسعه ملی هستند.

بسیاری از موسسات مالی بین‌المللی انتشار اوراق صدساله عربستان را نشانه‌ای از تغییر تدریجی جایگاه این کشور در معماری مالی جهانی می‌دانند. صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان (PIF) طی سال‌های اخیر تلاش کرده است خود را نه صرفا به‌عنوان بازوی سرمایه‌گذاری دولت، بلکه به‌عنوان یک بازیگر شبه‌نهادی با استانداردهای بازارهای سرمایه بین‌المللی معرفی کند. انتشار اوراق سبز (Green Bonds) با سررسید بسیار بلندمدت نیز در همین راستا ارزیابی می‌شود؛ زیرا بخش مهمی از منابع جذب‌شده قرار است در پروژه‌های انرژی پاک، شهرهای هوشمند، زیرساخت‌های گردشگری و فناوری‌های نوین هزینه شود.

از منظر اقتصاد کلان، این اوراق حامل نوعی «سیگنال اعتماد» به آینده اقتصاد عربستان است. کشوری که صرفا به درآمدهای نفتی کوتاه‌مدت متکی باشد، معمولا توان یا انگیزه انتشار بدهی صدساله ندارد؛ زیرا سرمایه‌گذاران نیز نسبت به پایداری درآمدهای آن تردید خواهند داشت. اما زمانی که یک ناشر، افق تامین مالی را تا قرن آینده امتداد می‌دهد، در واقع این پیام را منتقل می‌کند که انتظار دارد ساختار اقتصادی و ظرفیت درآمدزایی‌اش در بلندمدت حفظ شود. همین موضوع باعث شده است بسیاری از تحلیلگران، اوراق ۲۱۲۲عربستان را بیش از آنکه یک ابزار مالی بدانند، نوعی «بیانیه استراتژیک» درباره آینده اقتصاد این کشور تلقی کنند.

در عین حال، ریسک‌های قابل‌توجهی نیز وجود دارد. سرمایه‌گذاران این اوراق عملا بر ثبات سیاسی، استمرار اصلاحات اقتصادی و توان مدیریت تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه در بازه‌ای بسیار طولانی شرط‌بندی می‌کنند. حساسیت شدید اوراق بلندمدت به نرخ بهره و تورم نیز عامل مهم دیگری است؛ به‌گونه‌ای‌که تغییرات کوچک در نرخ‌های جهانی می‌تواند نوسانات بزرگی در قیمت این اوراق ایجاد کند. تجربه اوراق فوق‌بلندمدت اروپا نشان داده است که در دوره‌های افزایش نرخ بهره، افت قیمت این ابزارها می‌تواند بسیار سنگین باشد. با این حال، استقبال بازار از اوراق PIF نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران جهانی همچنان عربستان را یکی از مهم‌ترین بازیگران نوظهور بازار بدهی در دهه‌های آینده می‌دانند.

چرا اوراق بلندمدت؟

اوراق قرضه بلندمدت، به‌ویژه اوراق ۵۰ تا ۱۰۰ساله، در اقتصاد جهانی صرفا ابزار تامین مالی نیستند، بلکه نوعی شاخص اعتماد به ثبات سیاسی، نهادی و اقتصادی کشورها محسوب می‌شوند. هرچه افق زمانی اوراق بلندتر باشد، سرمایه‌گذاران در واقع چشم‌انداز طولانی‌تری از توان بازپرداخت دولت یا ناشر را خریداری می‌کنند. به همین دلیل، تنها کشورها یا نهادهایی قادر به انتشار موفق این اوراق هستند که بازار نسبت به دوام ساختار اقتصادی و اعتبار مالی آنها در دهه‌های آینده اطمینان نسبی داشته باشد. اهمیت این اوراق در چند بعد قابل بررسی است. نخست، دولت‌ها و صندوق‌های ثروت ملی از طریق بدهی بلندمدت می‌توانند پروژه‌های زیرساختی عظیم را بدون فشار کوتاه‌مدت بر بودجه تامین مالی کنند. پروژه‌هایی مانند حمل‌ونقل، انرژی، توسعه شهری یا فناوری معمولا بازدهی تدریجی و چنددهه‌ای دارند؛ بنابراین استفاده از منابع مالی بلندمدت، تطابق منطقی‌تری میان دارایی و بدهی ایجاد می‌کند. دوم، اوراق فوق‌بلندمدت به تعمیق بازار بدهی کمک می‌کنند و منحنی بازدهی بلندمدت را برای سرمایه‌گذاران جهانی شکل می‌دهند. این موضوع برای صندوق‌های بازنشستگی، شرکت‌های بیمه و سرمایه‌گذاران نهادی که به دنبال جریان درآمدی پایدار در افق‌های طولانی هستند، اهمیت زیادی دارد.

در حال حاضر چند کشور و نهاد بزرگ جهان سابقه انتشار اوراق بسیار بلندمدت را دارند. اتریش با اوراق ۱۰۰ساله ۲۱۲۰ یکی از مشهورترین نمونه‌هاست. مکزیک، آرژانتین و بلژیک نیز در دوره‌های مختلف اوراق ۵۰ تا ۱۰۰ساله منتشر کرده‌اند. در آسیا، شرکت‌ها و نهادهای وابسته به دولت در ژاپن و چین نیز به بازار بدهی فوق‌بلندمدت وارد شده‌اند. همچنین دانشگاه آکسفورد و شرکت‌هایی نظیر والت دیزنی و کوکاکولا در دوره نرخ بهره پایین اقدام به انتشار بدهی‌های چندده‌ساله کرده‌اند. در این چارچوب، ورود عربستان به بازار اوراق صدساله را می‌توان تلاشی برای قرار گرفتن در باشگاه ناشران بلندمدت جهانی دانست؛ باشگاهی که عضویت در آن، بیش از هر چیز به معنای تلاش برای تثبیت اعتبار اقتصادی در مقیاس چندنسلی است.