روی چه حسابی؟

مسلمان حواشی زیادی داشت که در مقاطع مختلف او را درگیر کرد. تنها در یک مقطع اوضاع برای او خوب پیش رفت و آن هم زمانی بود که در بهترین سال‌های پرسپولیس، زیر نظر برانکو ایوانکوویچ احیا شد، اما طعنه‌آمیز است که در نهایت به واسطه اختلاف با خود برانکو از پرسپولیس رفت! پس از آن هم او در تیم‌های مختلف مثل سپاهان و ذوب‌آهن به یک «شبح» تبدیل شد؛ سایه‌نشینی که چیزی برای ارائه نداشت. امروز سال‌هاست فوتبال مسلمان تمام شده و خیلی‌ها اصلا او را فراموش کرده‌اند، اما این چهره پرهیاهو فقط ۳۵ سال دارد؛ آنچه نشان می‌دهد قطار مسلمان چقدر زود از ریل خارج شد. شاید اگر قرار بود این چهره به عنوان یک کارشناس فنی در تلویزیون حاضر شود و در مورد یک بازی حرف بزند، کسی خرده نمی‌گرفت، اما انتخاب مسلمان به عنوان سرپرست آن هم در یک تیم پایه، به واقع شگفت‌آور است.

سرپرست تیم باید کسی باشد که حواشی را جمع کند و مراقب بازیکنان باشد که از مسیر درست منحرف نشوند؛ آیا واقعا مسلمان بهترین گزینه برای چنین پستی است؟ آیا او اقتدار و اتوریته لازم برای پذیرفتن چنین مسوولیتی را دارد؟ به این ترتیب، پرسش بزرگی که به وجود می‌آید این است که چنین انتخابی با کدام فلسفه صورت پذیرفته است؟ آیا صرفا مسائل مدیریتی و منطقی در بین بوده یا موضوع چیز دیگری است؟ هر چه هست، چنین گزینش‌هایی، منتقدان را نسبت به آینده باشگاه پرسپولیس مردد و بدگمان می‌کند؛ تیمی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به جوان‌گرایی دارد و باید از محصولات نهایی تیم‌های پایه سود ببرد، اما به نظر می‌رسد در این مورد سیاستگذاری درستی صورت نمی‌گیرد.