دو استارتآپی که بازارهای شرطبندی را داغ نگه داشتهاند
بازار جهانی پیشبینیها
حسین موسوی: زمانی که جرومی پاول، رئیس فدرالرزرو، در 28 ژانویه پشت تریبون جلسه با خبرنگاران قرار گرفت، اتاق ناگهان با یک سکوت قابل انتظار روبهرو شد. خبرنگاران در کنفرانس خبری بازار آزاد فدرال حضور پیدا کرده بودند و منتظر هر کلمهای بودند که از دهان جرومی پاول بیرون میآمد. آیا او به شکل فوری اشارهای به اصلاح نرخ وام خواهد داشت؟ آیا او صحبتی در مورد تاثیرات تعرفهها روی قیمتها خواهد داشت؟ آیا او ضمنی خواهد گفت که وارث او در فدرالرزرو چه کسی خواهد بود؟ در فضای آنلاین، یک گروه دیگر نه به شکل خیلی نزدیک سخنان او را پایش میکردند اما دلیل آنها خیلی متفاوت بود.
به نوشته مجله بلومبرگ بیزنسویک، در دیسکورد و ایکس دهها و صدها معاملهکننده در باب موارد شرطبندی خود بحث میکردند که چه کلمهای قرار است از دهان پاول بیرون بیاید. بسیاری از آنها مطمئن بودند که او خواهد گفت «عصر بخیر» (او معمولا این جمله را میگوید). سایرین روی «تعطیلی دولت»، «اخراج»، «منحنی عملکرد» یا «تخممرغ» در میان 44 کلمه دیگر در استارتآپ کالشی، بازار پیشبینی آنلاین، شرطبندی کرده بودند. آستین مینتون، «لایواستریمر» 23 ساله، از خانه والدینش در اورلاندو روی این تز بحث میکرد که او از کلمه «ترامپ» استفاده نخواهد کرد، چرا که اخیرا در سخنرانیهای خود خیلی از این کلمه استفاده نکرده است. مینتون همچنین روی کلمه «طرح» شرط بسته بود که رئیس فدرالرزرو از این کلمه استفاده نخواهد کرد، چرا که از زمان تعطیلی دولت دادههای اقتصادی کمتری در دسترس است اما از کلمه «اصلاح» استفاده خواهد کرد، که اشارهای به نوسازی ساختار فدرالرزرو است، و همین اینکه ترامپ اخیرا سوالات زیادی را در خصوص درستی اقدامات پاول مطرح کرده است. پیش از اینکه سخنرانی پاول شروع شود، 2.8میلیارد دلار در خصوص سخنان پاول در سایت کالشی معامله شده بود. پاول گفت: «عصر بخیر». مینتون به نشانه موفقیت، مشتش را گره کرد و فریاد زد: «همینه!» با همین جمله، او به راحتی سه دلار کاسب شد.
پاول شروع کرد از روی متن سخنرانی کردن. سخنان او انعکاسی از اطلاعیه کمیته بازار آزاد فدرالرزرو آمریکا بود اما او محتوای تازهای هم به آن افزوده بود و به تبع آن او از کلمه «تعطیلی» استفاده کرد (که بازار پیشبینی احتمال وقوع آن را 67 درصد دانسته بود). همچنین 59 درصد روی کلمه «Softening»، 76 درصد هم روی «Layoffs» شرطبندی کرده بودند. در ادامه سخنرانیاش در نزد خبرنگاران، از او کلمات و اصطلاحات «Restrective» (62 درصد)، «Beige book» (که پیشتر در گزارش نیمه فصل فدرالرزرو استفاده شده بود) (30 درصد) و تورم ناشی از تعرفه (30 درصد) استفاده کرد. وقتی از او (پاول) سوالی در باب تحقیقات وزارت دادگستری مطرح شد، (مینتون) امیدوار بود که اسمی از نام رئیسجمهوری آورده نشود. وقتی پاول از جواب طفره رفت، حالت مینتون بلادرنگ به شور و شعف تبدیل شد و گفت: «بهتر از این نمیشه!»
در حالی که جلسه فشردهتر میشد و رو به پایان بود، درصد شرطبندیها روی کلمات در کالشی افت میکرد، کاری که آنها عمدتا در «بازار ذکر کردن» انجام میدهند. در آخرین سوال به نظر میرسید که وارد یک وادی ایمن در شرطبندی شدهاند و پاول کلمات «پاندمیک» (17 درصد)، «طرح» (12 درصد)، «نااطمینانی» (8 درصد)، جنگ تجاری (3 درصد) یا «نوآوری» (2 درصد) را نخواهد گفت. سپس اما او کاری عجیب انجام داد. در پاسخ به آخرین پرسشکننده کلمات غیر قابل انتظار را به کار برد: خلاصه طرحهای اقتصادی... ما در طول 100 سال پاندمیک نداشتهایم... یک جنگ تجاری به این گستردگی...از چند نقطه نظرِ متفاوت نااطمینانی وجود دارد.
بازار پیشبینی آخر مانند حرکت یک حملکننده توپ (در فوتبال آمریکایی) بود که 60 یارد زیگزاگی حرکت و از مدافعان عبور و با یک شیرجه از خط گل عبور میکند. مینتون که روی این کلمه «طرح» شرط بسته بود که پاول آن را ذکر نخواهد کرد، کاملا از هم پاشید. بلند فریاد میزد: «یا خدا! لحظه آخر! بیخیال پاول!» کنفرانس خبری پایان پذیرفت. معاملهگران در دیسکورد درباره بردها و باختهایشان اطلاعرسانی میکردند. اما یک چیزی در این میان عجیب بود. در کالشی، شرطبندیها روی کلمه «اصلاح» به شکل عجیبی یکباره بالا رفت (گاهی کالشی در انتهای یک رویداد پول پرداخت میکند). مینتون گیج شده بود. آیا او کلمه «اصلاح» را گفته بود. این دیوانگی است.
او کلیپی پیدا کرد و به تماشای پاسخ پاول به آخرین پرسشی نشست که گویا نادرترین کلمه از زبان او سُر خورده و به بیرون پریده بود: «وقتی پای پیشرفتهای فناورانه به میان میآید، بحث یک خروجی بالقوه قدرتمند پیش میآید، برخی از انواع اصلاحات فناورانه -پاول دوباره صحبت خود را اصلاح کرد- میدانید انقلابی مانند آنچه در دهه 90 اینجا رخ داد و شاید الان توسط هوش مصنوعی در حال رخ دادن است...» کلیپ دروغ نمیگفت: پاول «اصلاح» گفته بود. مینتون با خود اندیشید که این یک لغزش فرویدی بوده که با تصمیم قاطعانه پاول قرار نیست که در مورد تحقیقات صحبت کند.
در چتهای دیسکورد ولولهای برپا شد. فاستر مککوی، یکی از معاملهگران که یکی از دهها صدای کانال بود، متوجه شد که مردانی بالغ شدیدا مشعوف شده بودند. مککوی بعدا به یاد آورد در آن لحظه دیوانه شده بود. یکی از کاربران دیسکورد نوشت: چقدر شانس داشت که وزوز غالب باشد؟ «تحقیقاتِ پاول» و زلزلهای در میان معاملهها رخ داد. یک جوان 21 ساله با نام کاربری «Esoteric Catboy» که مدعی بود بیش از 5 هزار دلار از کنفرانس پاول کاسب شده است، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این یکی از دیوانهکنندهترین معاملاتی بوده که تاکنون داشته است.» «بازارهای به کار بردن کلمات»، پر قدرت و پر کشش و از سرعت بالایی برخوردار هستند و آن در مورد پیشبینی کلمات از سوی افراد مهمی است که در سخنرانیهای خود دارند. اما این فقط نوک کوه یخ است. کاربران کالشی و رقیب اصلی آن، پلیمارکت میتوانند روی حوادث ریز و درشت شرطبندی کنند: «از سیاست و ورزش گرفته تا فرهنگ و آب و هوا»
بازار اخیری که در کالشی شکل گرفت، در باب این بود که چه کلماتی در رخداد شرکت «پالانتیر تکنولوجیز» به کار خواهد رفت. یکی دیگر از بازارها روی این موضوع بود که آیا ماسک در شکایت خود علیه اوپنایآی در دادگاه پیروز خواهد شد یا نه، دیگری در باب این بود که در سیاتل درجه دما در چهارم فوریه در چه محدودهای قرار خواهد گرفت. پلیمارکتیها روی این موضوع شرط بسته بودند که تاریخ حمله آمریکا به ایران چه روزی خواهد بود یا اینکه کدام عضو کابینه به عنوان اولین نفر استعفا خواهد داد یا اینکه عیسی مسیح تا پیش از پایان سال 2027 ظهور خواهد کرد؟
بازارهای پیشبینی زمانی یک وسواس حاشیهای برای اقتصاددانان و محققان انتخاباتی بود اما از یک سال گذشته یا کمتر همهگیر شده است. این صنعت در حال انفجار است و آن هم مدیونِ دلایل ترکیبی همچون بازاریابی، عدم اعتماد به منابع سنتی کسب اطلاعات و محیط نظارتی دوستانه جدید است. اواخر سال گذشته، شرکت کالشی و پلیمارکت که دفتر هر دو در نیویورک است وجوه خود را به ترتیب، به ارزش 11 و 8میلیارد دلار افزایش دادند. در هفتههای منتهی به (مسابقه) سوپر بول، کاربران کالشی به ارزش بیش از 2میلیارد دلار در یک هفته شرطبندی کردند، درحالیکه به گفته «دون آنالیتتیکس»، یک شرکت گردآوری دادههای کاربران، شرطبندان پلیمارکت به خاطر آن خجالتزده شدند.
این دو کمپانی به سرعت خودشان را یک رسانه تماما آمریکایی نشان میدهند. هر دو سرکارشان با لیگهای ورزشی است تا در حین مسابقات داده فراهم کنند. کالشی با سیانان و سیانبیسی شریک کاری شده است، درحالیکه پلیمارکت با «داو جونز» قرارداد دارد، که به این معنی است که پیشبینیهای مبتنی بر شرطبندیها احتمالا به پوششهای انتخاباتی و سایر رخدادها متصل میشود. در جریان گلدن گلوب در سیبیاس در ماه ژانویه، زیرنویسهای پلیمارکت، پیش از اینکه اسامی برندههای هر بخش اعلام شود، تقریبا هر 28 برنده این رویداد را بهطور صحیح پیشبینی کرد.
در اکتبر، پلیمارکت خبر داد که شرکت اینترکونتینانتال اکسچنج که مالک بازار سهام نیویورک است، به ارزش 2میلیارد دلار در آنجا سرمایهگذاری کرده است. این قرارداد باعث میشود که دادههای بازار پیشبینی با ابزارهای مالی که مورد استفاده معاملهگران سنتی است، یکپارچه شود. گروه بینالمللی «Susquehanna» و سایر شرکتها در حال همکاری با کالشی هستند. در ژانویه، دیوید سالومون، مدیرعامل گروه گلدمنساکس، بازارهای پیشبینی را «فوقالعاده قابلتوجه» نامید و گفت تیمی را برای بررسی آن منصوب کرده است. حامیان میگویند که بازارهای پیشبینی ارزشهای اقتصادی و اجتماعی را بهوسیله فراهم کردن اطلاعات بهتر در مورد روندهای جهانی، خلق میکنند. افراد از آن استفاده میکنند تا از خود در برابر ریسکهایی مثل اینکه توفان خانهخرابکن خواهد بود یا دولت تعطیل خواهد شد محافظت بهعمل آورند. همچنین آنها میتوانند به راحتی در برابر نااطمینانیها تصمیمات بهتری بگیرند. کالشی و پلیمارکت خود را صدای شش دانگ حقیقت در زمانهای میدانند که نااطمینانیهای شناختی در حال افزایش است.
کاپلان میگوید پلتفرم او راهنمایی برای زمانی است که «درباره دنیا فکر میکنی، درباره زمانی است که به دولت فکر میکنی، درباره زمانی است که به روندهای بزرگ فکر میکنی یا بادهای مخالفی است که میتواند زندگیات را تحتتاثیر قرار دهد.» طارق منصور، همپایهگذار و مدیرعامل کالشی میگوید که بازارهای پیشبینی، گفتمانهای رایج را از قلمروی احساسات ذهنی به قلمروی ریاضیات و عینیت کشانده است و به همین خاطر است که مقدار بیشتری درست از آب در میآید. لوآنا لوپز لارا، دیگر همپایهگذار و مدیر اجرایی کالشی، شرط بستن روی اعتقادات شخصی را «مالیات بستن روی مزخرفات» میداند.
مخالفان اما بازارهای پیشبینی را قماربازی مجلل مینامند. در واقع حجم اکثر قریب به اتفاق رخدادها، شرطبندی هستند، درحالیکه کالشی آن را معامله در ورزش میخواند. بهرغم تمامی صحبتهای روشنفکرانه در مورد کشف قیمت یا آشکار سازی حقایق، سخت است که حضور احتمالی پیت دیویدسون در سوپر بول را دارای ارزش اقتصادی یا اجتماعی تشخیص دهید (طارق منصور میگوید که افراد برای چیزهایی که برایشان مهم است، اهمیت قائل میشوند و لزوما وظیفه ما این نیست که مشخص کنیم مردم به چه چیزهایی اهمیت خواهند داد. کاپلان روی شرطبندیهای مربوط به ظاهر سلبریتیها میگوید که آن نوع بازارها برایش اهمیتی ندارد). ارتباط بازارها با حقیقت بسیار پیچیده است. آنها میتوانند در برابر «دستکاری» معاملهگران داخلی یا شیطنتهای دیگران، آسیبپذیر باشند. در بسیاری موارد آنها روی واقعیت تاثیری بیش از آنچه منعکس میکند، میگذارند. لازم به یادآوری نیست که قوانین و تصمیمات آنها درباره اینکه چه اتفاقی باید بیفتد یا نیفتد، متناقض است.
هر دو کمپانی همچنین در حال مواجهه با بادهای مخالف هستند. درحالیکه کالشی مبتنی بر قوانین فدرالی است، بهوسیله کمیسیون معاملات آتی کالا، شاکی یا متهم در دهها پرونده ایالتی است یا طایفههای بومی آمریکایی مدعیاند که کالشی یک پلتفرم قماربازی بدون پروانه است که تحت بررسی حوزههای قضایی دولتی یا محلی است. فعالیت پلیمارکت اخیرا در نِوادا ممنوع شده است، دستکم بهطور موقت، درحالیکه در آنجا کمیسیون قماربازی ایالتی طرح دعوی کرده است. چندین مورد شخصی نیز بوده است که اقدامات حقوقی علیه کالشی و پلیمارکت انجام دادهاند و آنها را متهم کردهاند که سایتهای قماربازی غیرقانونی هستند و موجب ترویج اعتیاد (به قماربازی) میشوند (در مورد پروندهها از تیم حقوقی کالشی سوال شد که آنها جواب دادند این ادعاها بیپایه و اساس است. پلیمارکت اما به درخواست بلومبرگ پاسخ نداد). کمپانیها میگویند که باید تحت قوانین کمیسیون کریپتو و معاملهگران قرار گیرند – در حالی که فعلا با نرمخویی بازار پیشبینی خوانده میشوند- اما این قرار میتواند با پیروزی ایالتها، مدل کسب و کارشان را زیر و رو کند.
افزون بر این، بسیاری از افراد از «شیوع ناگهانی» آن نگران هستند. رابین هنسون استاد اقتصاد در دانشگاه میسون که بهعنوان یکی از بنیانگذاران بازارهای پیشبینی شناخته میشود، میگوید: «من از واکنش شدید نگران هستم و اینکه چقدر دوام خواهد آورد.» کاپلان اذعان میکند که یک تغییر مسیری در طی چند ماه گذشته رخ داده است و به او گفته شده است که در نهایت به این پرتگاه سقوط خواهی کرد و مردم روزی علیه آن خواهند شد و من به این لحظه فکر میکنم. سوال این است که آیا بازارهای پیشبینی دوام میآورند؟ در پاسخ باید گفت: «اهمیتی ندارد که چشمانداز موسسانشان که مبتنی بر راهنمایی مردم بر اساس خرد و حکمت در زندگی است، محقق شود، بلکه این موضوع اهمیت دارد که این کمپانیها قرار است چگونه با این چالشها دست و پنجه نرم کنند؟ آیا آنها میتوانند مشتریان خود را قانع کنند که قابل اعتماد هستند؟