مثلث بقا
پیشنهاد اول: بازسازی صنعت فولاد با اولویت ماشینهای کشاورزی و تامین مالی از بازار سرمایه: مهمترین آسیب وارده به زنجیره تولید ماشینهای کشاورزی، نابودی بخشی از ظرفیت تولید فولاد کشور است. فولاد، ماده اولیه اصلی برای ساخت تراکتور، کمباین، ادوات کشاورزی و قطعات یدکی است. بر این اساس، به دولت و وزارت صنعت، معدن و تجارت توصیه میشود که هرچه سریعتر، بازسازی خطوط تولید فولاد مبارکه و فولاد خوزستان را با بالاترین اولویت دنبال کنند. سازمان بورس و اوراق بهادار ایران اعلام آمادگی کرده است که بازسازی این مجتمعها از طریق بازار سرمایه تامین مالی شود. استفاده از این ظرفیت، هم سرعت بازسازی را افزایش میدهد و هم وابستگی به بودجه دولتی را کاهش میدهد. همچنین تا زمان تکمیل بازسازی، تخصیص فولاد موجود باید با اولویت تولید ماشینهای کشاورزی و قطعات یدکی انجام شود.
پیشنهاد دوم: گذار از کشاورزی پرمصرف به کشاورزی کمنهاده و دانشبنیان: افزایش چشمگیر قیمت کود و سوخت، این پیام روشن را به سیاستگذاران میدهد که ادامه اتکای صرف به نهادههای شیمیایی وارداتی، راهبردی خطرناک و ناپایدار است. به وزارت جهاد کشاورزی پیشنهاد میشود که ترویج روشهای کشاورزی حفاظتی (کمخاکورزی، کشاورزی ارگانیک) و استفاده از کودهای زیستی (مانند ریزوبیوم برای حبوبات، ازتوباکتر برای غلات و میکوریزا برای جذب فسفر) را در اولویت برنامههای ترویجی خود قرار دهد. این کودها اگرچه به سرعت کودهای شیمیایی اثر نمیکنند، اما مزیت راهبردی آنها این است که زنجیره تامینشان تحتتاثیر بسته شدن تنگه هرمز قرار نمیگیرد. همچنین کشاورزان باید به سمت کشت محصولاتی مانند حبوبات و سویا که نیاز نیتروژنی خود را از طریق تثبیت بیولوژیک تامین میکنند، ترغیب شوند.
پیشنهاد سوم: سرمایهگذاری در طراحی و تولید ماشینهای کشاورزی کممصرف و با وزن کمتر: کمبود فولاد و افزایش قیمت سوخت، دو واقعیت جدیدی است که صنعت ماشینهای کشاورزی را به تغییر رویکرد طراحی و تولید فرا میخواند. به وزارت صنعت، معدن و تجارت و همچنین سازمان برنامه و بودجه پیشنهاد میشود که مشوقهای لازم را برای سرمایهگذاری شرکتهای دانشبنیان در زمینه طراحی و تولید تراکتورهای با مصرف سوخت بهینه، استفاده از آلیاژهای سبکتر و ادوات ترکیبی (که چند عملیات را همزمان انجام میدهند) در نظر بگیرند. چنین سرمایهگذاریهایی میتواند مصرف سوخت را تا ۳۰ درصد کاهش داده و نیاز به فولاد را نیز تا میزان قابلتوجهی کم کند. تجربه کارخانجات تراکتورسازی تبریز در بومیسازی موتور، جعبهدنده و سیستم هیدرولیک نشان میدهد که توان داخلی برای تحقق این هدف وجود دارد.
پیشنهاد چهارم: تشکیل کنسرسیوم قطعات یدکی با رویکرد مدیریت هوشمند منابع: با توجه به دشواری تامین قطعات یدکی در شرایط جنگ و تحریم، به شرکتهای تولیدکننده ماشینهای کشاورزی توصیه میشود که با الهام از تجربه صنعت خودرو در دوران تحریم، کنسرسیوم ملی تشکیل دهند. وظایف این کنسرسیوم میتواند شامل موارد زیر باشد: اول، شناسایی و اولویتبندی قطعات پرمصرف و حیاتی؛ دوم، بومیسازی تولید این قطعات با استفاده از فولاد موجود در بازار و تطبیق فرآیندهای تولید؛ سوم، ایجاد بانک اطلاعاتی از ماشینهای فرسوده برای تامین قطعات قابل استفاده. همچنین به کشاورزان توصیه میشود که در شرایط کنونی، برنامه تعمیرات پیشگیرانه و بازدیدهای دورهای دقیق را جدی بگیرند تا از خرابیهای ناگهانی و توقف طولانیمدت جلوگیری شود.
پیشنهاد پنجم: ایجاد ذخایر استراتژیک فولاد و قطعات یدکی: تجربه جنگ اوکراین و اکنون جنگ تحمیلی علیه ایران، این درس مهم را به سیاستگذاران میآموزد که کشورهای دارای ذخایر استراتژیک، آسیبپذیری بسیار کمتری دارند. بر این اساس، به وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت پیشنهاد میشود که نسبت به تشکیل انبارهای استراتژیک فولاد با کیفیت و قطعات حیاتی ماشینهای کشاورزی برای حداقل 6ماه مصرف اقدام کنند. این ذخایر میتوانند در زمان بروز بحرانهای مشابه، خط تولید و فرآیند تعمیر و نگهداری ناوگان موجود را بدون وقفه حفظ کنند.
پیشنهاد ششم: مدیریت ریسک در سطح مزرعه با استفاده از ابزارهای مالی: نوسانات شدید قیمت نهادهها در شرایط جنگی، حاشیه سود کشاورزان را با تهدید جدی مواجه میکند. به وزارت اقتصاد و بانک مرکزی توصیه میشود که بستر لازم را برای استفاده کشاورزان از ابزارهای مالی نوین مانند صندوقهای بیمه محصولات کشاورزی و قراردادهای آتی را فراهم آورند. این ابزارها میتوانند تا حد قابلتوجهی ریسک ناشی از شوکهای قیمتی را پوشش داده و انگیزه تولید را در شرایط بحرانی حفظ کنند.
نتیجهگیری: جنگ تحمیلی میتواند نقطه عطف خوداتکایی باشد
جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اگرچه خسارات سنگینی به زیرساختهای کشور وارد کرده است، اما میتواند به نقطه عطفی برای گذار از کشاورزی صنعتی متعارف به سمت الگوهای پایدارتر، مقاومتر و خوداتکاتر تبدیل شود. تحقق این چشمانداز، منوط به اجرای6 پیشنهادی است که در این یادداشت ارائه شد: بازسازی سریع صنعت فولاد با اولویت ماشینهای کشاورزی، گذار به کشاورزی کمنهاده، سرمایهگذاری در طراحی ماشینهای کممصرف، تشکیل کنسرسیوم قطعات یدکی، ایجاد ذخایر استراتژیک، و توسعه ابزارهای مالی مدیریت ریسک. آنچه دشمن نابودی میپنداشت، میتواند تولدی دوباره برای کشاورزی ایران باشد، مشروط بر آنکه سیاستگذاران با باور به توانمندی داخلی، این پیشنهادها را در عمل پیگیری کنند.
* دانشیار موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی