آثار بحران در بورس‌های جهان

۱۸روز تعطیلی بورس مسکو

بیست و چهارم فوریه ۲۰۲۲، ارتش روسیه به اوکراین حمله کرد. واکنش غرب آنی و بی‌سابقه بود. تحریم‌های اقتصادی به سمت مسکو روانه شد. سوئیفت درهای خود را به روی چند بانک بزرگ روس بست. شرکت‌های چندملیتی یکی پس از دیگری روسیه را ترک کردند.

مدیران بورس مسکو فقط یک گزینه پیش رو داشتند. تعطیلی. بازار سرمایه روسیه از بیست و پنجم فوریه تابلوی خود را خاموش کرد. این تعطیلی هجده روز طول کشید. طولانی‌ترین وقفه در فعالیت بورس روسیه از زمان فروپاشی شوروی.

سرمایه‌گذاران خارجی بیش از ۸۰‌میلیارد دلار در سهام روسیه سرمایه گذاشته بودند. هیچ راهی برای خارج کردن پول خود نداشتند. صندوق‌های بزرگ بین‌المللی مجبور شدند ارزش سهام روسیه را در پرتفوی خود به صفر برسانند. ۸۰‌میلیارد دلار روی کاغذ نابود شد، بدون اینکه حتی یک سهم معامله شده باشد.

چهاردهم مارس ۲۰۲۲، بورس مسکو باز شد. اما با قوانین تازه. اول: فروش سهام توسط سرمایه‌گذاران خارجی یکسره ممنوع. آنها فقط می‌توانستند بخرند، نه بفروشند. دوم: دامنه نوسان قیمت به شدت محدود شد. سوم: نرخ بهره یک شبه از ۹.۵ به۲۰ درصد رسید. چهارم: هر شهروند روس روزانه حداکثر ۱۰هزار دلار ارز می‌توانست بخرد.

بازگشایی بورس روسیه با قفل درهای خروج

پس از ۱۸روز همزمان با بازگشایی بورس مسکو، شاخص RTS که بر مبنای دلار محاسبه می‌شود نزدیک ۱۲ درصد پایین آمد. اما ریزش در همان روز اول متوقف نشد. ظرف چند هفته، این شاخص ۳۵درصد ارزش خود را از دست داد. شاخص روبلی MOEX که مردم عادی آن را دنبال می‌کنند ۴۴ درصد ریزش پیدا کرد. روسیه با دو اقدام هوشمندانه مانع از فاجعه بزرگ‌تر شد. ممنوعیت فروش توسط خارجی‌ها از خروج وحشت‌زده نقدینگی جلوگیری کرد. از طرفی افزایش نرخ بهره به ۲۰درصد، سقوط روبل را متوقف ساخت. اما هیچ‌کدام نتوانستند ریزش سنگین ارزش سهامداران روسی را جبران کنند.

امروز و پس از گذشت بیش از۳ سال از آن بحران، با توجه به اینکه جنگ روسیه و اوکراین هنوز ادامه دارد، شاخص بورس روسیه هنوز به سطح قبل از جنگ بازنگشته است. سرمایه‌گذارانی که سهام خود را در روزهای اول بازگشایی نفروختند، تا امروز نزدیک به ۲۵ درصد ضرر انباشته دارند. در مقابل آن دسته از سرمایه‌گذارانی که سهام خود را در روزهای اول فروختند، پول خود را به دلار تبدیل کردند و شاهد سه برابر شدن قیمت ارز در بازار آزاد روسیه بودند.

۱۳۵ روز وقفه بورس آمریکا

سی و یکم ژوئیه ۱۹۱۴ بورس نیویورک درهای خود را بست. جنگ جهانی اول تازه شروع شده بود. با آنکه مرکز این جنگ در اروپا بود، اما منجر به تعطیلی بورس آمریکا شد. سرمایه‌گذاران اروپایی تا آن روز حدود ۳‌میلیارد دلار اوراق بهادار آمریکایی خریداری کرده بودند. با شعله‌ور شدن آتش جنگ، آنها احتیاج به نقدینگی پیدا کردند. کشورهایشان در حال سوختن بود. فروش اوراق تنها راه تبدیل دارایی به پول نقد برای تامین هزینه‌های جنگی بود. اگر بورس آمریکا باز می‌ماند، ۳‌میلیارد دلار فروش همزمان اوراق، بازار را منهدم می‌کرد و قیمت‌ها به پایین‌ترین سطح تاریخی خود می‌رسید.

تولد یک بازار زیرزمینی در آمریکا

۱۳۵ روز بعد، در دسامبر ۱۹۱۴، بورس آمریکا دوباره باز شد. اما در این چهار ماه و نیم، اتفاق شگفت‌انگیزی در پشت ساختمان اصلی بورس رخ داد. ۸روز پس از تعطیلی رسمی، معامله‌گران در خیابان کوچکی به نام «نیو استریت» جمع شدند. این خیابان دقیقا پشت بورس نیویورک قرار داشت. نه تابلوی الکترونیکی بود، نه سیستم شفاف قیمت‌گذاری. فقط چند مرد با کت و شلوار، اوراق فیزیکی در دست، به خرید و فروش اوراق می‌پرداختند.

بازار نیو استریت هر روز بزرگ‌تر می‌شد. نکته شگفت‌انگیز اینکه کارگزاران رسمی بورس نیویورک هم در این بازار شرکت می‌کردند. تقاضا برای خرید و فروش آنقدر زیاد بود که هیچ کس نمی‌توانست نادیده بگیرد. حتی رئیس بورس نیویورک خبر داشت اما اقدامی نکرد. میانگین قیمت اوراق معامله شده، ۳۰تا ۴۰درصد پایین‌تر از آخرین قیمت رسمی قبل از تعطیلی بود. سرمایه‌گذاری که مجبور به فروش بود، با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌داشت. اما حداقل نقدینگی مورد نیازش را تامین می‌کرد. یک درس بزرگ در دل این ماجرا نهفته است. تعطیلی رسمی بازار هرگز نمی‌تواند نیاز به معامله را از بین ببرد. اگر درهای اصلی بسته شود، درهای پشتی باز خواهد شد. چه آن در پشتی یک کوچه در وال‌استریت باشد، چه یک کانال یا گروه در فضای مجازی باشد.

تجربه متفاوت در بورس پاکستان

اوایل سال ۲۰۲۲، عمران خان از نخست‌وزیری پاکستان برکنار شد. بحران سیاسی تمام نهادها را دربرگرفت. تورم به بالاترین سطح چهار دهه اخیر رسید. ذخایر ارزی به زیر یک ماه واردات سقوط کرد. دولت جدید نمی‌توانست با صندوق بین‌المللی پول به توافق برسد. پاکستان مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. نه تابلوی بورس را خاموش کرد، نه معاملات را حتی یک روز تعطیل نمود. اما نتیجه از روسیه و آمریکا هم ناامیدکننده‌تر بود.

بورس پاکستان هر روز صبح باز می‌شد. سفارش‌های فروش در صف می‌ایستادند. اما خبری از خریدار نبود. دسامبر ۲۰۲۲، عمران خان تهدید کرد مجالس دو ایالت بزرگ را منحل خواهد کرد. همین تهدید ساده، بدون یک دقیقه تعطیلی، شاخص KSE۱۰۰ را ۰.۸درصد پایین کشید. حجم معاملات به کمتر از ۲۰ درصد میانگین سالانه رسید.

روپیه پاکستان ظرف یک سال ۳۰درصد ارزش خود را از دست داد. سرمایه‌گذاری که سهام خود را نفروخت، ۳۰درصد قدرت خریدش کاهش یافت. آن که فروخت و پول را به دلار تبدیل کرد، ۳۰درصد به دارایی‌اش افزوده شد. طلا ۵۰درصد گران شد. دلار آزاد ۴۲ درصد جهش کرد. سرمایه‌گذاران خرد به سمت طلا و ارز حرکت کردند.

پس از چند ماه، بورس پاکستان عملا قفل شد. صف‌های فروش آنقدر طولانی شد که قیمت‌ها نمادین تغییر می‌کردند. بازار زنده بود اما نفس نمی‌کشید.

سیاستمداران پاکستان اشتباه کردند. تصور می‌کردند روشن بودن تابلو یعنی سلامت اقتصاد. اما سرمایه‌گذاران زودتر فهمیدند. آنها فرار خود را به سمت طلا و ارز آغاز کردند. وقتی دولت بحران را فهمید، کار از کار گذشته بود.

شوک زلزله بر پیکر یک اقتصاد بیمار

 ششم فوریه ۲۰۲۳، زمین در جنوب شرق ترکیه لرزید. بیش از ۵۰هزار نفر جان باختند. خسارت اقتصادی حدود ۱۰۰‌میلیارد دلار برآورد شد. بورس استانبول تعطیل نشد.

روز اول پس از زلزله، شاخص BIST۱۰۰ ۸.۶ درصد ریخت. ناظر بازار معاملات را چند بار متوقف کرد. روز دوم، ۷درصد دیگر پایین آمد. در یک هفته، بورس ترکیه ۱۵درصد ارزش خود را از دست داد.

اما زلزله تنها دلیل نبود. ترکیه پیش از آن درگیر تورم افسارگسیخته بود. تورم رسمی ۵۸ درصد. نرخ بهره رسمی فقط ۹درصد. یعنی نرخ بهره منفی ۴۹درصد. کسی که پول خود را در بانک می‌گذاشت، هر سال نیمی از ارزشش را از دست می‌داد. اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، نظریه عجیبی داشت. می‌گفت نرخ بهره عامل تورم است و پایین نگه داشتن آن تورم را کاهش می‌دهد. اقتصاددانان جهان می‌گفتند این حرف برعکس علم اقتصاد است. اما اردوغان حرف خود را زد و بانک مرکزی را مجبور به کاهش پیاپی نرخ بهره کرد.

نتیجه چه شد؟ سرمایه‌گذاران خارجی فرار کردند. لیر ترکیه ظرف ۵سال ۸۰درصد ریخت. بازار سهام به پناهگاهی برای فرار از تورم تبدیل شد، نه جای سرمایه‌گذاری مولد. شرکت‌های ترک دیگر سود واقعی نمی‌ساختند، فقط تورم را به قیمت سهام منتقل می‌کردند.

حمایت سرمایه‌گذار خارجی در اسرائیل

اکتبر ۱۹۷۳، یک جنگ با طرفین مصر، سوریه و رژیم صهیونیستی شکل گرفت. این جنگ در روز یوم کیپور، مقدس‌ترین روز یهودیان، رخ داد. بورس تل‌آویو در نتیجه این درگیری تعطیل نشد. در روزهای اول، سهام بانک‌ها و شرکت‌های نفتی به شدت پایین آمد. اما بعد از آن اتفاق عجیبی رقم خورد. یهودیان خارج از اسرائیل، مخصوصا در آمریکا و اروپا، شروع به خرید سهام کردند. آنها معتقد بودند حمایت مالی از بازار سرمایه اسرائیل جزئی از جنگ است. جمعا حدود ۵۰۰‌میلیون دلار معادل ۳‌میلیارد دلار وارد بورس تل‌آویو شد.

این پول تزریق شده از سقوط آزاد شاخص بازار سهام رژیم صهیونیستی جلوگیری کرد. ظرف ۶ماه پس از جنگ، شاخص بورس اسرائیل نه فقط ریزش خود را جبران کرد، بلکه رکورد تاریخی جدید به جای گذاشت. شرکت‌هایی که در روزهای اول جنگ صف فروش شده بودند، ظرف یک سال دو برابر شدند.

پنج هفته تعطیلی بورس یونان

بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۵، بورس آتن تعطیل شد. دلیلش موشک نبود، بحران مالی بود. یونان سال‌ها با کوه بدهی دست و پنجه نرم می‌کرد. صندوق بین‌المللی پول و اتحادیه اروپا چند بار یونان را نجات دادند، اما هر بار با شرط ریاضت اقتصادی. کاهش حقوق، تعدیل نیرو، افزایش مالیات. مردم خسته شده بودند. ژانویه ۲۰۱۵، حزب چپگرای سیریزا با شعار «نه به ریاضت» سر کار آمد. مذاکره با وام‌دهندگان به نتیجه نرسید. اتحادیه اروپا ضرب‌الاجل تعیین کرد. مردم پای صندوق‌های رای رفتند و «نه» گفتند. نه به ریاضت، نه به اولتیماتوم اروپا.

پس از اعلام نتیجه، بانک‌ها با هجوم بی‌سابقه مشتریان روبه‌رو شدند. دولت برداشت از حساب‌ها را محدود کرد. هر شهروند روزانه فقط ۶۰یورو می‌توانست برداشت کند. بورس آتن پنج هفته تمام تعطیل شد. سوم اوت ۲۰۱۵، بورس ‌بازگشایی شد. شاخص در روز اول ۱۶درصد ریخت. سهام بانک‌ها بین ۳۰ تا ۶۰درصد سقوط کرد. برخی بانک‌ها در یک روز بیش از نصف ارزش خود را از دست دادند. روز دوم، شاخص۴ درصد دیگر پایین آمد. در دو روز، سرمایه‌گذار یونانی به طور میانگین ۲۰درصد از دارایی خود را از دست داد.

سپرده قبرس ۶برابر تولید ناخالص

قبرس، جزیره کوچک مدیترانه. نه جنگ دارد، نه زلزله، نه بیماری. اما سال ۲۰۱۳، این جزیره آرام به جهنم سرمایه‌گذاران تبدیل شد. بانک‌های قبرس سال‌ها با پول مردم بازی می‌کردند. سودهای بالا وعده می‌دادند و مردم از سراسر جهان، مخصوصا روسیه، پول خود را به قبرس می‌آوردند. حجم سپرده‌ها به بیش از ۱۲۰‌میلیارد دلار رسید. درحالی‌که تولید ناخالص داخلی کشور فقط ۱۹‌میلیارد دلار بود. یعنی سپرده‌ها شش برابر کل اقتصاد.

اتفاقی که باید می‌افتاد، رقم خورد. بحران مالی یونان به بانک‌های قبرس سرایت کرد. بانک‌های قبرس پول زیادی در اوراق قرضه یونان سرمایه‌گذاری کرده بودند. وقتی یونان اعلام کرد بخشی از بدهی خود را نمی‌پردازد، بانک‌های قبرس ضربه سختی خوردند. دولت قبرس از اتحادیه اروپا کمک خواست. اما اتحادیه اروپا شرطی گذاشت که هیچ کس باور نمی‌کرد. خود مردم قبرس باید هزینه نجات بانک‌ها را بدهند.

۲۵ مارس ۲۰۱۳، توافق نهایی امضا شد. هر کس در بانک‌های قبرس بیش از ۱۰۰هزار یورو سپرده داشت، باید ۴۰ درصد از پول خود را از دست بدهد. از هر ۱۰ یورو، ۴ یورو نابود. مردم شوکه شدند. صف‌های طولانی جلوی بانک‌ها تشکیل شد. اما درهای بانک‌ها بسته بود. کسی نمی‌توانست پولش را بردارد. بورس قبرس تعطیل نشد، اما نفس نمی‌کشید. ارزش سهام بانک‌ها تقریبا به صفر رسید. سرمایه‌گذار خارجی یک‌طرفه فرار کرد. اقتصاد قبرس ظرف یک سال ۲۰ درصد کوچک شد.

نابودی ۴۰۰میلیارد دلاری بورس چین

۲۷ ژانویه ۲۰۲۰، چین تعطیلات سال نو قمری را جشن می‌گرفت. مردم خوشحال بودند، بازارها بسته بودند. اما مهمان ناخوانده‌ای در شهر ووهان آرام آرام همه چیز را تغییر می‌داد. کمتر کسی فکر می‌کرد این ویروس کل جهان را فلج کند. سه فوریه ۲۰۲۰، اولین روز بازگشایی بورس‌های چین پس از تعطیلات، همه چیز روشن شد. بورس شانگهای با افت ۸درصدی باز شد. سرمایه‌گذاران در یک روز ۳۹۳ ‌میلیارد دلار از دست دادند. بزرگ‌ترین ریزش یک‌روزه بورس چین در چهار سال اخیر. تقریبا هر سهمی قرمز بود. سهام گردشگری، خطوط هوایی، هتل‌ها و رستوران‌ها بیشترین ضرر را دیدند. سهام داروسازی اما سبز ماند. مردم به دارو و واکسن امید بسته بودند.

کابوس انفجار بیروت

چهارم اوت ۲۰۲۰، روزی که بیروت هرگز فراموش نمی‌کند. ساعت ۱۸:۸دقیقه، انباری در بندر بیروت منفجر شد. ۲هزار و ۷۵۰تن نیترات آمونیوم.۶سال این مواد خطرناک در گمرک بدون هیچ اقدام ایمنی خوابیده بودند.

شدت انفجار برابر زمین‌لرزه ۳.۳ ریشتر. صدای آن در قبرس، ۲۵۰ کیلومتر دورتر، شنیده شد. ۲۲۰ نفر جان باختند.۷ هزار نفر زخمی شدند. ۳۰۰هزار نفر بی‌خانمان ماندند. خسارت مالی بین ۱۰ تا ۱۵‌میلیارد دلار.

 بورس لبنان در لحظه انفجار باز بود. معاملات متوقف شد. نه به دستور سازمان بورس، به این دلیل ساده که ساختمان بورس لرزید و کارگزاران فرار کردند. روز بعد، حجم معاملات نزدیک به صفر رسید. قیمت سهام ریخت اما شاخص چندان پایین نیامد. کسی نبود قیمت واقعی را کشف کند.

انفجار تنها مشکل لبنان نبود. سال‌ها بود این کشور درگیر بحران اقتصادی بی‌سابقه‌ای بود. بدهی دولتی از ۹۰‌میلیارد دلار گذشته بود. بانک‌ها از پرداخت پول به مشتریان خودداری می‌کردند. لیره لبنان بیش از ۸۰ درصد ارزش خود را از دست داده بود. تورم از ۲۰۰درصد عبور کرده بود.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران

نهم اسفند ۱۴۰۴، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه اهدافی در ایران آغاز شد. سازمان بورس روز بعد، یعنی دهم اسفند، تعطیلی بازار سهام را اعلام کرد. ابتدا قرار بود تعطیلی موقتی باشد. اما گسترش حملات و افزایش نااطمینانی، تعطیلی را طولانی کرد. تا لحظه نگارش این گزارش در حدود ۶۰روز از آخرین روز کاری بازار سهام از ۶   اسفند می‌گذرد. آخرین خبری که از سوی ریاست سازمان بورس در تلویزیون ملی منتشر شد، بازگشایی بازار سهام را منوط به افشای حداقلی اطلاعات شرکت‌ها عنوان کرد. از آنجا که بخش قابل‌توجهی از صنعت پتروشیمی کشور و همین‌طور غول‌های فولادی ایران در حملات دشمن آسیب دیده‌اند، نیاز است هر شرکت افشا سازد که آینده تامین مواد اولیه آن به چه صورت خواهد بود. از طرفی صیدی ریاست سازمان اذعان داشت که نیاز است تا بسته حمایتی قوی برای بورس توسط دولت تعریف شود تا سرمایه سهامداران مورد صیانت قرار گیرد.

 در هر حال به‌نظر می‌رسد نهایتا تا دو هفته دیگر بورس تهران شاهد بازگشایی خواهد بود.