سرمایهها میان ریسک و امید؛
بازارها در سایه جنگ
بررسی دقیق عملکرد بورسهای امارات، عربستان سعودی، بحرین، اسرائیل و آمریکا نشان میدهد که این بازارها در این بازه زمانی نه در یک مسیر مشخص صعودی یا نزولی، بلکه در قالب چرخهای نوسانی و وابسته به جریان اخبار حرکت کردهاند.
جهش بازارها با خبر آتشبس
در نخستین روز اعلام آتشبس، انتشار این خبر بهعنوان یک محرک قدرتمند، موجی از خوشبینی را در میان سرمایهگذاران ایجاد کرد و بازارهای منطقهای با واکنشی سریع و مثبت همراه شدند. در این میان، بازارهای امارات بهترین عملکرد را در میان کشورهای مورد بررسی به ثبت رساندند. شاخص بورس دبی با جهشی در حدود ۶.۹درصدی و شاخص ابوظبی نیز با رشدی نزدیک به ۲.۹درصد، نشان دادند که بیشترین حساسیت را به کاهش ریسکهای سیاسی دارند. این رشد عمدتا در حوزههای بانکی، املاک و مستغلات و شرکتهای سرمایهگذاری متمرکز بود؛ بخشهایی که وابستگی بالایی به جریان نقدینگی و انتظارات سرمایهگذاران دارند. در عربستان سعودی نیز شاخص کل بازار با افزایشی در حدود ۲.۳درصد همراه شد که بیشترین تاثیر آن از سوی سهام شرکتهای پتروشیمی و بانکی ناشی میشد.
در مقابل، بورس بحرین بهدلیل محدودیت نقدینگی و عمق کمتر بازار، واکنش ملایمتری از خود نشان داد و رشد آن کمتر از یک درصد باقی ماند.
با این حال، این موج صعودی چندان پایدار نبود. از ۹ تا ۱۶آوریل، با تداوم درگیریهای نظامی و افزایش تردیدها نسبت به پایداری آتشبس، بازارها وارد فاز نوسانی شدند.
در این بازه زمانی، قیمت نفت بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر اقتصاد منطقه، روندی صعودی در پیش گرفت و حتی به نزدیکی ۱۰۰دلار در هر بشکه رسید. افزایش قیمت نفت اگرچه برای شرکتهای فعال در حوزه انرژی سودآور بود؛ اما بهدلیل ایجاد نگرانی درباره افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی، فشار مضاعفی بر بازارهای سهام وارد کرد.
در عربستان، سهام شرکتهای بانکی و مصرفی با افت مواجه شدند و شاخص کل در برخی روزها کاهشهایی در حدود ۱ تا ۱.۶درصد را تجربه کرد. در امارات نیز بخشی از رشد اولیه از بین رفت و بازارهای دبی و ابوظبی وارد مرحلهای از تثبیت شدند.
بورس بحرین نیز روندی نزولی اما بسیار محدود را طی کرد که بیانگر خروج تدریجی سرمایهگذاران محتاط از بازار بود.
دو بازار دو واکنش به بحران
در این میان، بازار اسرائیل عملکردی متفاوت از سایر بازارهای منطقه به نمایش گذاشت. با وجود درگیری مستقیم نظامی، شاخص اصلی این کشور توانست در مجموع این دوره رشدی در حدود ۲.۵درصد را ثبت کند. این رشد عمدتا ناشی از عملکرد قوی بخش فناوری و شرکتهای صادراتمحور بود که وابستگی کمتری به شرایط داخلی دارند. علاوه بر این، ورود سرمایههای خارجی و حمایتهای نهادی نقش مهمی در حفظ ثبات این بازار ایفا کرد. به بیان دیگر، تنوع ساختاری اقتصاد اسرائیل باعث شد که این بازار در برابر شوکهای ژئوپلیتیک، مقاومت بیشتری نسبت به سایر بازارهای منطقه از خود نشان دهد. در سطح جهانی، بازار ایالات متحده در میانه این تحولات، ترکیبی از قدرت و احتیاط را به نمایش گذاشت. در روزهای ۱۷ و ۱۸ آوریل و همزمان با انتشار اخبار مثبت درباره کاهش تنشها، شاخصهای اصلی این کشور از جمله S&P ۵۰۰، Dow Jones Industrial Average و Nasdaq Composite با رشد قابلتوجهی همراه شدند. شاخص داوجونز حدود ۱.۸درصد افزایش یافت و سایر شاخصها نیز به سطوحی نزدیک به اوجهای تاریخی خود رسیدند. این رشد عمدتا در بخش فناوری، شرکتهای صنعتی بزرگ و سهام مرتبط با مصرفکننده متمرکز بود. شرکتهای فناوری بهویژه بهدلیل چشمانداز سودآوری بالا و استقلال نسبی از تحولات منطقهای، بیش از سایر بخشها مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفتند.
نوسان در فضای انتظار
با وجود این، از ۱۹ تا ۲۲ آوریل، بازارها بار دیگر وارد فاز نوسانی شدند. تداوم نااطمینانی درباره وضعیت تنگه هرمز و احتمال تشدید مجدد تنشها، موجب شد که شاخصهای آمریکایی نوسانات محدودی را تجربه کنند. افتهای خفیف در برخی روزها و رشدهای محدود در روزهای دیگر، نشاندهنده آن بود که سرمایهگذاران در انتظار دریافت سیگنالهای قطعیتری برای تعیین مسیر آینده
بازار هستند. در این بازه، بخش انرژی در آمریکا عملکرد بهتری نسبت به سایر بخشها داشت؛ درحالیکه سهام فناوری با نوسانات رفتوبرگشتی مواجه شدند. امروز، با اعلام تمدید آتشبس از سوی دونالد ترامپ، بازارها واکنشی مثبت اما محدود نشان دادند؛ شاخصها اندکی افزایش یافتند، اما تردید نسبت به پایداری توافق مانع از رشد گسترده شده و فضای احتیاط همچنان غالب مانده است. در جمعبندی عملکرد این دوره میتوان گفت که بازار امارات با ثبت رشد تجمعی در حدود ۳ تا ۵درصد، بهترین عملکرد را در میان کشورهای منطقه به خود اختصاص داد و این رشد عمدتا در بخشهای بانکی و املاک متمرکز بود. بازار عربستان عملکردی خنثی تا اندکی منفی داشت و بهشدت تحت تاثیر نوسانات قیمت نفت و فشار بر بخشهای مالی قرار گرفت. بحرین نیز با توجه به ساختار کوچک خود، تغییرات محدودی را تجربه کرد و در مجموع در محدوده نزدیک به صفر باقی ماند.
بازار اسرائیل با وجود شرایط جنگی، رشد ملایمی را ثبت کرد و در نهایت، بازار آمریکا با ثبت رشدی محدود اما پایدار، جایگاه خود را بهعنوان یکی از باثباتترین بازارهای جهانی حفظ کرد. آنچه در این دوره بیش از هر عامل دیگری اهمیت داشت، تغییر ماهیت بازارها از یک ساختار مبتنی بر تحلیلهای بنیادی به یک فضای کاملا خبرمحور بود.
در چنین شرایطی، تصمیمگیری سرمایهگذاران نه بر اساس دادههای اقتصادی یا گزارشهای مالی، بلکه بر پایه اخبار لحظهای و تحولات سیاسی انجام میشود. این وضعیت، اگرچه میتواند فرصتهای کوتاهمدتی ایجاد کند، اما همزمان با افزایش سطح ریسک، پیشبینیپذیری بازارها را بهشدت کاهش میدهد.
از این رو، میتوان این دوره را نمونهای روشن از تاثیر مستقیم تحولات ژئوپلیتیک بر بازارهای مالی دانست؛ تاثیری که در صورت تداوم شرایط فعلی، میتواند در هفتههای آینده نیز ادامهدار باشد.