جهش نااطمینانی و افزایش هزینه تامین مالی

علت اصلی این موضوع، جهش نااطمینانی است. در زمان جنگ، دیگر مساله فقط عملکرد داخلی شرکت نیست. سرمایه‌گذار، بانک، اعتباردهنده و حتی تامین‌‌‌‌‌کننده مواد اولیه، همه با این سوال مواجه می‌شوند که آیا شرکت در ماه‌های آینده می‌تواند تولید کند، فروش داشته‌باشد، پول خود را وصول کند و زنجیره تامینش را حفظ کند یا نه. همین نااطمینانی باعث می‌شود همه بازیگران اقتصادی نرخ ریسک بالاتری مطالبه کنند.

از طرف دیگر، در فضای جنگی ریسک کشور بالا می‌رود. وقتی ریسک کشور افزایش پیدا می‌کند، بانک‌ها برای اعطای تسهیلات سختگیرتر می‌شوند، نرخ بهره موثر بالا می‌رود، وثایق سنگین‌‌‌‌‌تر می‌شود و دوره بازپرداخت کوتاه‌تر می‌شود، در نتیجه حتی شرکت‌هایی که پیش از جنگ نیز امکان تامین مالی داشتند، حالا یا با نرخ بالاتر پول می‌گیرند یا اساسا دسترسی‌‌‌‌‌شان به منابع محدودتر می‌شود.

در بازار سرمایه نیز وضعیت مشابهی رخ می‌دهد. وقتی چشم‌‌‌‌‌انداز اقتصادی مبهم می‌شود، سهامداران بازده بیشتری مطالبه می‌کنند، یعنی هزینه حقوق صاحبان سهام بالا می‌رود. اگر پیش از جنگ یک پروژه با نرخ تنزیل مشخصی توجیه‌‌‌‌‌پذیر بود، در شرایط جدید ممکن است همان پروژه دیگر از نظر مالی ارزشی نداشته‌باشد، به‌همین‌دلیل، بسیاری از طرح‌های توسعه‌‌‌‌‌ای، سرمایه‌گذاری‌های جدید و پروژه‌های بلندمدت یا متوقف می‌شوند یا به تعویق می‌‌‌‌‌افتند.

مساله مهم دیگر، سرمایه‌درگردش است. جنگ فقط پروژه‌های بزرگ را تحت‌تاثیر قرار نمی‌دهد؛ بلکه عملیات روزمره شرکت‌ها را هم دچار فشار می‌کند. هزینه حمل‌ونقل افزایش پیدا می‌کند، بیمه‌گران‌‌‌‌‌تر می‌شود، تامین‌‌‌‌‌کننده‌‌‌‌‌ها پیش‌‌‌‌‌پرداخت بیشتری می‌‌‌‌‌خواهند، دوره وصول مطالبات طولانی‌‌‌‌‌تر می‌شود و شرکت مجبور است موجودی بیشتری نگه دارد؛ این‌یعنی نیاز به نقدینگی بیشتر، آن‌هم در زمانی‌که دسترسی به نقدینگی سخت‌تر و گران‌‌‌‌‌تر شده‌است.

برای شرکت‌های واردات‌‌‌‌‌محور، شوک ارزی این فشار را چندبرابر می‌کند. مواد اولیه گران‌‌‌‌‌تر می‌شود، نیاز‌ریالی بالا می‌رود و کوچک‌ترین تاخیر در تامین ارز یا واردات می‌تواند کل چرخه تولید را مختل کند. برای شرکت‌های بدهکار نیز هزینه مالی مستقیما بر سودآوری می‌‌‌‌‌نشیند و حاشیه سود را فشرده می‌کند.

در مجموع، جنگ هزینه تامین مالی را از سه مسیر بالا می‌‌‌‌‌برد: افزایش ریسک، محدود‌شدن دسترسی به منابع و رشد هزینه‌های عملیاتی و ارزی، بنابراین در چنین شرایطی، شرکت‌های هوشمند به‌جای توسعه تهاجمی، باید بر حفظ نقدینگی، کنترل بدهی، مدیریت سرمایه‌درگردش و تاب‌‌‌‌‌آوری عملیاتی تمرکز کنند. در فضای جنگی، بقا و حفظ جریان نقد، از رشد سریع مهم‌تر می‌شود.

* کارشناس ارشد بازار سرمایه