بازی بزرگان
سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
در حالت ایدهآل، یک رابطه سیاسی بهبودیافته، توافقات نظامی را به همراه خواهد داشت که اعتماد ایجاد میکند و سوءظن و آسیبپذیری متقابل را کاهش میدهد. با این حال، حتی در بهترین شرایط، توافقات قابلتوجه به سرعت یا به راحتی - یا لزوما اصلا - حاصل نمیشوند. این امر بررسی چگونگی مهندسی یک وضعیت نظامی توسط هر دو طرف - یا ایالات متحده به تنهایی - را که به جای تضعیف ثبات، آن را تقویت میکند - و امکان اقدامات اضافی در درازمدت، از جمله اقدامات مورد توافق طرفین را فراهم میکند، حتی مهمتر میسازد.
یک استراتژی انکار توسط ایالات متحده منطقی است. این استراتژی بازدارندگی و ثبات را تقویت میکند و احتمالا مقرون به صرفهتر از گزینههای تهاجمی خواهد بود. با این حال، دستیابی به چنین استراتژیای مستلزم آن است که مقامات سیاسی و نظامی ایالات متحده تغییراتی را انجام دهند که ممکن است خلاف تمایلات بوروکراتیک باشد. این امر مستلزم صرف هزینههای بیشتر برای قابلیتهای پشتیبانی، مانند لجستیک، تقویت و قابلیتهای نگهداری، به بهای کاهش نیروهای رزمی است. اگرچه این بدهبستانها ممکن است بهطور طبیعی برای رهبران نظامی که مسوول رشد سرویسهای خود و به حداکثر رساندن قدرت نهایی، به ویژه در تسلیحات رزمی هستند، پیش نیاید، اما به منافع بازدارندگی و صلح خدمت خواهد کرد.
خطمشی استراتژیک/هستهای ایالات متحده و چین: حرکت به سوی ۲۰۳۵
رابطه استراتژیک بین چین و ایالات متحده با وخامت روابط کلی آنها در سالهای اخیر، خطرناکتر و چالشبرانگیزتر شده است؛ چرا که هر دو به دنبال سیستمهای تسلیحاتی جدیدی هستند که بهطور بالقوه بیثباتکننده هستند و خطر درگیری هستهای را افزایش میدهند. وزارت دفاع ایالات متحده تخمین میزند که چین حدود ۵۰۰ کلاهک هستهای دارد که نسبت به ۲۰۰ کلاهک در سال ۲۰۱۹ افزایش یافته است. ایالات متحده حدود ۵۰۴۰ کلاهک (و روسیه حدود ۵۸۸۰ کلاهک) دارد. رشد زرادخانه هستهای پکن در کنار افزایش فزاینده قدرت تهاجمیاش در آبها و آسمانهای اطراف تایوان و ایجاد عوارض زمینی/برآمدگیهای مورد مناقشه در دریاهای جنوبی و شرقی چین رخ میدهد.