سراب ایجاد خاورمیانه جدید

قمار خطرناک ترامپ

فارن افرز در یادداشتی به قلم دالیا داسا کای، پژوهشگر در دانشگاه کالیفرنیا، عنوان کرد که سراب ایجاد یک خاورمیانه جدید در پی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران نخواهد توانست راه به جایی ببرد. این یادداشت عنوان کرد که جنگ با ایران نخواهد توانست منطقه را مطابق خواست واشنگتن و کاخ سفید تغییر دهد.

این یادداشت اظهار کرد: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که علاقه بسیار دارد نشان دهد که می‌تواند دست به اقداماتی متفاوت از پیشینیان خود بزند، نزاع را به دیپلماسی ترجیح داده و وارد جنگ با ایران شده است. در واکنش، ایران نیز دست به مقابله زده و با موشک‌های مرگبار و پهپادهای خود پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه،‌ پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس و سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار داده است. درگیری‌های فعلی اکنون بدل به جنگی منطقه‌ای شده است، جنگی با تاثیر جهانی که بازارهای مالی و توزیع نفت، زنجیره توزیع، رفت‌وآمد دریایی و مسافرت هوایی را به هم ریخته و متزلزل کرده است. تهدیدها علیه آمریکا و آمار تلفات در ایران، ساعت به ساعت، رو به افزایش دارد. این تهدیدهای فزاینده مدت‌ها پیش از آغاز جنگ و بدل شدنش به واقعیت پیش‌بینی شده بود و این امر می‌تواند توضیح دهد که چرا پیش از این هیچ رئیس‌جمهوری در این مسیر خطرناک قدم نگذاشته بود. مشخص نیست که این جنگ چطور پایان خواهد یافت. اما پس از پایان درگیری‌ها، آمریکا باید با واقعیت روبرو شود.

با نگاهی به برنامه‌های کاخ سفید برای «فردا»ی جنگ، به نظر می‌رسد که دولت ترامپ به تصوراتی خوش‌بینانه درباره این‌که جنگ چگونه می‌تواند ایران و خاورمیانه را تغییر دهد دلخوش کرده است. به‌عنوان مثال، دولت ترامپ تاکید دارد که تضعیف توان رهبری و نظامی ایران به تضعیف نظام حاکم ختم شده و این امر می‌تواند سبب شود که به ادعای آنها  مردم این کشور «کنترل اوضاع را در دست بگیرند». این منطق همچنین استدلال می‌کند که حتی اگر چنین اتفاقی هم رخ ندهد، دولت یا نظام بعدی آنچنان درگیر مسائل داخلی خود خواهد بود که دیگر نمی‌تواند تهدیدی برای منافع آمریکا ایجاد کند. ایده اصلی این منطق این بوده که چنین سناریوهایی می‌تواند خاورمیانه جدیدی را شکل داده و آن را بیش از پیش به مدل مدنظر واشنگتن نزدیک کند. 

فارن افرز در ادامه نوشت: با این همه، برآیند چنین جنگی به احتمال زیاد نخواهد توانست به چنین تصوری جامه عمل بپوشاند. پس از پایان بمباران‌ها، ایران و منطقه ممکن است وضعیت بسیار بدتر را تجربه کنند. جنگ می‌تواند به خلأ قدرت انجامیده و متحدان آمریکا در منطقه را از واشنگتن بیش از گذشته ناامید کند و در عین حال اثر زنجیره‌ای در دیگر نقاط دنیا به دنبال داشته باشد و در نهایت اوضاع را به سمت و سویی خطرناک‌تر از وضعیت فعلی بکشاند. هرچه جنگ بیشتر طول بکشد، احتمال به واقعیت پیوستن این تهدیدها بیش از پیش افزایش می‌یابد. به همین خاطر است که کنگره و متحدان آمریکا باید همین حالا برای توقف جنگ و اعمال آتش‌بس فشار بیاورند تا خطرات فردای جنگ کنترل شود. 

خروج عادی‌سازی با اسرائیل از گزینه‌ها

فارن افرز در ادامه تحلیل خود نوشت: با وجود اینکه دولت آمریکا علاقه وافری دارد که جمهوری اسلامی را از سر راه بردارد، بعید به نظر می‌رسد که جایگزینی نظام فعلی با دولتی حامی آمریکا، آن هم از طریق اقدام نظامی، بتواند عملیاتی شود. ایران شباهتی به ونزوئلا ندارد،‌کشوری که پس از ربایش نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور پیشین، به سرعت چهره‌ای چون دلوسی رودریگز را برای جایگزینی و همکاری با آمریکا را پیش کشید. ایجاد خلأ قدرت در کشوری چون ایران همواره این خطر به دنبال دارد که کل کشور و منطقه گرفتار آشوب و چرخه بی‌پایان خشونت شوند. چنین سناریویی قطعا نمی‌تواند به پیشبرد منافع آمریکا در منطقه کمک کند. 

از سوی دیگر، تضعیف ایران نخواهد توانست به کاهش درگیری‌ها در منطقه کمک کند. از یاد نباید برد که ترکیه و کشورهای عرب منطقه نقشی پررنگ‌تر از ایران در نزاع‌هایی چون لیبی و سودان دارند. همچنین، باید در نظر داشت که درگیری‌ها در فلسطین و کرانه باختری مدت‌ها پیش از ظهور جمهوری اسلامی آغاز شده بود و تغییر رژیم نخواهد توانست در بهبود یا حل این منازعات نقش چندانی ایفا کند. در رابطه با گروه‌های حامی ایران مانند انصارالله یمن یا گروه‌های مقاومت در عراق و حزب الله لبنان، باید در نظر داشت که اصل تعیین‌کننده برای این شبه‌نظامیان بقاست و نه الزام ادامه همکاری‌ها با ایران. این گروه‌ها درگیر پروژه‌های سیاسی و منازعات درونی خود بر سر قدرت هستند، مسائلی که ارتباط چندانی با نظام حاکم بر ایران ندارد. 

به طور خلاصه، نظامی‌گری گسترده در منطقه با حذف نظام حاکم بر ایران از میان نخواهد رفت. از سوی دیگر، نفرت از اسرائیل در منطقه، بیش از آن‌که به ایران و حزب الله مربوط باشد، به اقدامات شنیع تل آویو در غزه و منطقه بازمی‌گردد، از جمله دور جدید بمباران‌های اسرائیل علیه لبنان. با جمهوری اسلامی یا بدون آن، گروه‌های تروریستی همچون داعش همچنان تهدیدی مهم در سراسر منطقه باقی خواهند ماند و این جنگ نخواهد توانست آن را از میان ببرد. همچنین این ایده که جنگ فعلی می‌تواند سبب شود که کشورهای منطقه بیش از گذشته در مدار آمریکا قرار گرفته و زیر بار عادی‌سازی روابط با اسرائیل بروند، ممکن است با واقعیت فاصله بسیار داشته باشد. از سوی دیگر، حملات تلافی‌جویانه ایران علیه پایگاه‌های آمریکا و همچنین مراکز انرژی در منطقه با این ایده صورت گرفته که کشورهای منطقه از هزینه‌های فزاینده جنگ به هراس افتاده و آمریکا را به پایان درگیری‌ها سوق دهند. این ایده، قماری خطرناک است که می‌تواند عملکرد عکس داشته و جبهه‌ای متحد از کشورهای عرب را علیه ایران شکل دهد و بهبود روابط تهران با عربستان و امارات را دچار اخلال کند.

فارن افرز در ادامه عنوان کرد: از سوی دیگر، باید در نظر گرفت که کشورهای حوزه خلیج فارس پس از پایان جنگ، همچنان ناگزیر به حفظ روابط با ایران هستند. همچنین، جنگ فعلی لزوما به نزدیکی بیشتر این کشورها به آمریکا نینجامیده، بلکه می‌تواند در عوض نفرت عمومی و فراگیری را از آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه شعله‌ور کند. کشورهای عرب منطقه البته چاره دیگری جز اتکا به تضمین‌های امنیتی آمریکا ندارند، اما جنگ فعلی آن‌ها را متوجه خطراتی کرده که میزبانی از نیروهای نظامی ایالات متحده می‌تواند برای‌شان به دنبال داشته باشد؛ یعنی بدل شدن به گرانیگاه نزاع در منازعات ایران-اسرائیل-آمریکا. نکته‌ای که باید در نظر داشت این بوده که پایگاه‌های آمریکا در منطقه بنا بود کشورهای حوزه خلیج فارس را از گزند حمله در امان بدارد، نه آنکه خود بدل به دلیلی برای جذب حملات شود. چنانچه این کشورها به این نتیجه برسند که آمریکا نتوانسته آنچنان که باید و شاید از آنها در برابر حملات ایران حراست کند یا اینکه امنیت اسرائیل را به امنیت آنها ترجیح داده، نارضایتی از واشنگتن می‌تواند افزایش بی‌سابقه‌ای داشته باشد. 

در عین حال، باید در نظر داشت که جنگ فعلی نظرات در کشورهای منطقه را از عادی‌سازی روابط با اسرائیل دور می‌کند. حملات یک‌جانبه اسرائیل به مقر رهبری حماس در دوحه در ماه سپتامبر سبب شد که نارضایتی از تل آویو بیشتر و بیشتر شود. کشورهای عرب‌زبان منطقه همچنان از این رژیم به خاطر جنگ و نسل‌کشی در غزه عصبانی هستند و تهدیدها در زمینه توسعه اشغال کرانه باختری نیز به این مساله افزوده است. در عین حال، مشارکت آمریکا در تهاجم اسرائیل علیه ایران به اعتبار واشنگتن در میان شرکایش در خاورمیانه ضربه می‌زند. 

تاثیرات فرامنطقه‌ای

این نشریه آمریکایی همچنین عنوان کرد: نتایج مخرب و جهانی این جنگ از شوک مالی فراتر خواهد رفت. آمریکا با این تهاجم تمامی قوانین بین‌المللی و حقوق بشری را زیر پا گذاشته و دوگانگی و دورویی اروپا که سریعا به جنگ اوکراین واکنش نشان داد، اما نمونه‌های مشابهی چون جنگ در غزه و ایران را با خویشتن‌داری بیشتری به نظاره نشست، نکته‌ای است که نباید آن را از نظر دور داشت. ایران تهدیدی عینی و مستقیم برای آمریکا نبود و تهاجم فعلی ضربه دیگری بر پیکره قوانین بین‌المللی تلقی می‌شود. 

از یاد نباید برد که چین و روسیه، متحدان قدیمی ایران، از کشیده شدن آمریکا به یک جنگ فرسایشی استقبال می‌کنند. چین معتقد است حالا که آمریکا توان نظامی خود را از شرق آسیا به خاورمیانه انتقال داده، می‌تواند فشار به تایوان را بیش از پیش افزایش دهد. روسیه نیز ترجیح می‌دهد وضعیت به سمت آتش‌بس گرایش پیدا کند، اما اولویت اصلی برای کرملین در نهایت نزاع اوکراین است. از یاد نباید برد که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین اخیرا هشدار داد که تغییر توجه واشنگتن به سوی خاورمیانه می‌تواند بر توانایی کی‌یف برای دفاع از خود در برابر مسکو تاثیر منفی بگذارد.

فارن افرز در پایان نوشت:‌ در مقطع فعلی، هرگونه اقدامی به‌جز کنترل آسیب‌های واردشده چیزی نیست جز میدان دادن به خواسته‌های غیرواقع‌گرایانه. گرچه نظرسنجی‌های اخیر حاکی از آن بوده که مردم آمریکا نظر مثبتی نسبت به جنگ فعلی ندارند، ترامپ نیز مانند بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا ترجیح می‌دهد به انتظارات خام و خیال‌پردازانه درباره تغییرشکل خاورمیانه میدان بدهد. جنگ فعلی به جای آن‌که خاورمیانه جدیدی را ایجاد کند، وضعیت نابسامان منطقه را تقویت کرده و استمرار می‌بخشد.