آیا نامزدی «کوین وارش» آغاز نزول رمزداراییها بود؟
بیمیلی کسبوکارها به کریپتو
در سال ۲۰۲۵، همزمان با فضای نسبتا خوشبینانه حاکم بر بازارهای مالی و تحت تاثیر سیگنالهای مثبت سیاسی پس از بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، موج گستردهای از ورود شرکتهای عمومی به بازار رمزارزها شکل گرفت. بسیاری از این شرکتها با نگاه بلندمدت به بیتکوین بهعنوان «طلای دیجیتال» و ابزاری برای پوشش ریسک تورمی، اقدام به خرید و نگهداری این دارایی در سبد داراییهای خود کردند.
با این حال، ریزش سنگین بیتکوین بهعنوان محبوبترین، نقدشوندهترین و کاربردیترین رمزارز بازار کریپتو، ابعاد تازهای از ریسک را آشکار کرده است. شرکتهایی که نهتنها بیتکوین را بهعنوان دارایی ذخیرهای، بلکه در فرآیندهای عملیاتی و مدل کسبوکار خود به کار گرفته بودند—از جمله شرکتهایی که پرداخت بخشی از حقوق کارکنان، پاداشها یا تسویهحساب با شرکای تجاری را با بیتکوین انجام میدادند، اکنون با چالشهای جدی مواجه شدهاند.
نوسانات شدید قیمتی، فشارهای حسابداری، ابهام در پیشبینی جریانهای نقدی و افزایش حساسیت نهادهای ناظر، این شرکتها را در موقعیتی قرار داده است که ممکن است به بازنگری در سیاستهای رمزارزی خود و حتی عقبنشینی موقت از برخی کاربردهای عملیاتی بیتکوین منجر شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا استراتژی «انباشت و استفاده عملیاتی از بیتکوین» همچنان میتواند بهعنوان یک مزیت رقابتی پایدار تلقی شود، یا باید آن را تجربهای پرریسک در یکی از پرنوسانترین دورههای تاریخ بازار رمزارزها دانست؟
از الگوی موفق تا ریسک سیستماتیک
شرکت Strategy (که پیشتر با نام MicroStrategy شناخته میشد) به رهبری مایکل سیلور، پیشگام اتخاذ استراتژی انباشت بیتکوین در میان شرکتها بود. از سال ۲۰۲۰، این شرکت فعال در حوزه نرمافزار با بهرهگیری از ابزارهایی نظیر فروش سهام، انتشار اوراق بدهی قابل تبدیل و استفاده گسترده از اهرم مالی، اقدام به خرید حجم قابلتوجهی بیتکوین کرد.
در دورههای صعودی بازار، ارزش سهام Strategy در مقاطعی چندین برابر ارزش خالص بیتکوینهای نگهداریشده در ترازنامه این شرکت شد؛ وضعیتی که این مدل را به الگویی جذاب و حتی الهامبخش برای مدیران سایر شرکتها تبدیل کرد. این عملکرد، در کنار فضای مثبت سیاسی و وعدههای دونالد ترامپ برای حمایت از صنعت رمزارز—از جمله طرح ایجاد ذخیره استراتژیک ملی بیتکوین—بهعنوان محرکی جدی برای گسترش این رویکرد عمل کرد.
در نتیجه، طی سالهای بعد، شرکتهای متعددی در ایالات متحده، بریتانیا، ژاپن و حتی برخی بازارهای نوظهور، بیتکوین را بهعنوان «طلای دیجیتال» وارد ترازنامههای خود کردند؛ تصمیمی که در آن زمان بهعنوان راهبردی نوآورانه برای حفظ ارزش داراییها و بهرهگیری از رشد بلندمدت بازار کریپتو تلقی میشد، اما امروز در پرتو نوسانات شدید قیمتی، بیش از هر زمان دیگری در معرض بازنگری قرار گرفته است.
پایان ماه عسل بیتکوین؟
با این حال، تحولات کلان اقتصادی به چرخشی ناگهانی در فضای بازار منجر شد. افزایش نگرانیها نسبت به ارزشگذاریهای بیش از حد شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی، تداوم ابهام در مسیر سیاستهای پولی فدرالرزرو و بهویژه مطرح شدن نامزدی کوین وارش بهعنوان رئیس بعدی این نهاد، موجی از خروج سرمایه از داراییهای پرریسک را رقم زد. وارش که بهعنوان سیاستگذاری محافظهکار شناخته میشود، احتمالا رویکردی متمایل به کوچکسازی ترازنامه فدرالرزرو را در پیش خواهد گرفت؛ سیاستی که در تجربههای پیشین، معمولا فشار نزولی قابلتوجهی بر بازار رمزارزها وارد کرده است.
در این فضا، بیتکوین از ابتدای سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۲۰ درصد افت قیمت را تجربه کرد و عملا تمام دستاوردهای خود پس از انتخابات نوامبر ۲۰۲۴ را از دست داد. قیمت این رمزارز به زیر مرز روانی ۷۰ هزار دلار سقوط کرد و در برخی معاملات به محدوده ۶۵ تا ۶۷ هزار دلار رسید؛ سطحی که پایینترین قیمت از اواخر سال ۲۰۲۴ محسوب میشود.
همزمان، سهام شرکت Strategy، بهعنوان نماد شاخص این مدل کسبوکار، افتی چشمگیر را تجربه کرد. قیمت این سهم از اوج ۴۵۷ دلار در تابستان ۲۰۲۵ به کف حدود ۱۱۱ دلار در اوایل فوریه ۲۰۲۶ کاهش یافت و تنها در روز پنجشنبه گذشته، بیش از ۱۱ درصد افت را ثبت کرد. این فشار قیمتی در گزارشهای مالی اخیر شرکت نیز بازتاب یافت؛ بهطوری که پیشبینی سود سال ۲۰۲۵ بهطور قابلتوجهی تعدیل شد و از سود خالص برآوردی ۲۴میلیارد دلار به بازهای میان ۶.۳میلیارد دلار سود تا ۵.۵میلیارد دلار زیان تغییر کرد.
در واکنش به این تحولات و با هدف حفظ اعتماد سهامداران، Strategy از برنامه ایجاد یک ذخیره مالی ویژه برای پشتیبانی از پرداخت سود سهام خبر داد؛ اقدامی که بیش از هر چیز، بیانگر افزایش سطح ریسک و شکنندگی این استراتژی در شرایط جدید بازار است.
تسلیم بازار کریپتو در مقیاس جهانی
این فشار محدود به بازار ایالات متحده نماند و بهسرعت به سایر بازارهای مالی نیز سرایت کرد. سهام شرکت Smarter Web Company در بورس لندن نزدیک به ۱۸ درصد سقوط کرد و در میان آسیبپذیرترین نمادها قرار گرفت. همزمان، سهام Nakamoto Inc در بازار آمریکا حدود ۹ درصد و شرکت Metaplanet در بورس توکیو بیش از ۷ درصد کاهش یافت؛ نشانهای از ماهیت فراگیر شوک واردشده به شرکتهایی که استراتژی مبتنی بر بیتکوین را دنبال میکنند. در این میان، تحلیلگرانی از جمله نیک پاکرین از پلتفرم Coin Bureau تاکید دارند که ریزش اخیر را نمیتوان صرفا یک اصلاح کوتاهمدت تلقی کرد. بهگفته آنان، بازار وارد فاز کامل «تسلیم» (Capitulation) شده است؛ مرحلهای که در چرخههای پیشین بازار کریپتو معمولا چندین ماه به طول انجامیده و با خروج بازیگران ضعیفتر، کاهش اهرمهای پرریسک و در نهایت، شکلگیری پایههای جدید برای چرخه بعدی همراه بوده است.
اثر دومینو
شرکتهای موسوم به «خزانهدار دارایی دیجیتال» (Digital Asset Treasury – DAT) صرفا به انباشت بیتکوین محدود نمانده و طی سالهای اخیر، توکنهای دیگری را نیز به ترازنامههای خود افزودهاند. این شرکتها با فراهمکردن دسترسی غیرمستقیم به بازار رمزارزها از طریق سهام بورسی، به گزینهای جذاب برای سرمایهگذاران نهادی و ریسکگریز تبدیل شدند؛ چرا که امکان اهرمسازی بازدهی بالقوه رمزارزها را بدون درگیر شدن با چالشهای نگهداری مستقیم دارایی دیجیتال فراهم میکردند.
با این حال، تداوم فشار نزولی بر قیمت سهام این شرکتها اکنون توانایی آنها برای جذب سرمایه جدید و ادامه استراتژی انباشت داراییهای دیجیتال را با تردید جدی مواجه کرده است. افت ارزش بازار، افزایش هزینه تامین مالی و کاهش اشتهای سرمایهگذاران، عملا موتور رشد این مدل را کند کرده است. نمونههای اخیر این روند شامل شرکت Alt۵ Sigma، انباشتکننده توکن WLFI وابسته به خانواده ترامپ، با افت ۸.۴ درصدی قیمت سهام، SharpLink Gaming بهعنوان دارنده اتر با کاهش نزدیک به ۸ درصد و Forward Industries، دارنده سولانا، با افت حدود ۶ درصدی است. این تحولات نشان میدهد که سقوط بیتکوین تنها به خود این رمزارز محدود نمیشود و اثرات زنجیرهای آن کل اکوسیستم کریپتو را دربرمیگیرد؛ بهگونهای که شرکتهایی با تمرکز محدودتر و تنوع کمتر در داراییهای دیجیتال، در برابر شوکهای بازار آسیبپذیرتر ظاهر میشوند.
رمزارزها در تقاطع سیاست و واقعیت
علاوه بر نامزدی کوین وارش برای ریاست فدرالرزرو، عوامل کلان اقتصادی دیگری نیز در فشار اخیر بازار کریپتو نقش داشتهاند. نگرانیها از تورم پایدار، کاهش ارزشگذاریهای بخش هوش مصنوعی و خروج سرمایه از صندوقهای ETF بیتکوین، همگی موجب افزایش فشار فروش شدهاند.
در این میان، وعدههای دونالد ترامپ در کمپین خود برای حمایت از صنعت رمزارز، از جمله پشتیبانی از ماینینگ داخلی و کاهش مقررات، باعث ایجاد فضای مثبت کوتاهمدت شد، اما واقعیتهای اقتصادی سختتری اکنون بازار را تحت تاثیر قرار دادهاند. سرمایهگذاران به داراییهای کمریسکتر مانند طلا و اوراق خزانه روی آوردهاند و این جابهجایی جریان سرمایه، فشار فروش در بازار کریپتو را تشدید کرده است.
آزمون سرنوشتساز بیتکوین
این دوره نزولی، آزمون جدی برای مدل «نگهداری ابدی بیتکوین» است. موفقیت شرکتهای DAT به توانایی مدیریت ریسک، زمانبندی هوشمند خرید و انعطافپذیری در شرایط متغیر وابسته است. نوسانات شدید میتواند ارزش سهام را حتی بیشتر از خود رمزارز کاهش دهد و چالشهای تامین مالی ایجاد کند.
برخی مدیران در پاسخ به این فشار، به دنبال تنوعبخشی محدود به داراییهای پایدارتر، تقویت عملیات اصلی، استفاده از ابزارهای پوشش ریسک و بازخرید سهام برای حمایت از قیمت هستند. با وجود مسیر نسبتا امن ورود به بازار کریپتو، وابستگی بیش از حد به بیتکوین، شرکتها را در برابر چرخههای نزولی آسیبپذیر کرده است.
این بحران احتمالا بازنگری اساسی در استراتژیهای بلندمدت ایجاد خواهد کرد؛ کاهش اهرم مالی، تقویت ترازنامه و تمرکز بر نقدینگی، کلید بقا و موفقیت در چرخههای آینده است. سقوط فعلی بیتکوین فراتر از اصلاح ساده قیمتی است و زنگ خطری جدی برای شرکتهایی که استراتژی خود را بر پایه دارایی پرنوسان بنا کردهاند، به شمار میرود.