مسیر شنیدن درست موسیقی

او با اشاره به جایگاه ساز و آواز در آیین‌های شادی و سوگ ایرانیان افزود: «نغمه‌ها و نواهای هر اقلیم ایران همچون گوهرهایی پراکنده در جغرافیای این سرزمین‌اند که در سرپنجه و حنجره خنیاگران و نغمه‌پردازان، صدای اصیل و کهن ایران را به گوش می‌رسانند؛ از دوتار و تنبور گرفته تا سرنا و دهل که هر یک روایتگر تاریخ و زیست مردمان این دیارند.» 

حجازی با تاکید بر پیوند عمیق مردم ایران با موسیقی گفت: «کمتر ایرانی را می‌توان یافت که با آوا، نوا یا صدایی خاطره‌انگیز پیوند نداشته باشد؛ از دلبستگی به آثار زنده‌یاد غلامحسین بنان و محمدرضا شجریان گرفته تا تاثیر موسیقی استادانی چون محمدرضا لطفی، مجید انتظامی، فرهاد فخرالدینی و ناصر چشم‌آذر که هر یک بخشی از حافظه جمعی موسیقایی ما را شکل داده‌اند.»

او موسیقی نواحی ایران را عامل رستگاری و تعالی روح انسان دانست و افزود: «این موسیقی با بهره‌گیری از شعر، باورهای دینی و فضیلت‌های آیینی، در جان و جهان مردم ریشه دارد و قصه آن به درازای تاریخ و فرهنگ ایران است.»

مدیرعامل منطقه فرهنگی وگردشگری عباس‌آباد با اشاره به ماموریت خانه موسیقی تهران گفت: «هدف از راه‌اندازی این مجموعه، حفظ و صیانت از میراث معنوی موسیقی ایران است؛ میراثی که سینه‌به‌سینه منتقل شده و باید به گونه‌ای حفظ شود که هنرمندان و پژوهشگران بتوانند آگاهانه از آن بهره ببرند و به بالندگی موسیقی ایران و حتی موسیقی جهان کمک کند.»

حجازی گفت:  «امروز کلید خانه موسیقی را به هنرمندان این عرصه می‌سپاریم. این خانه متعلق به یک فرد، یک جناح یا یک قشر خاص نیست، بلکه متعلق به همه هنرمندان موسیقی ایران است. امیدواریم با همدلی و اتحاد، بتوانیم «ایرانِ جان» را بهتر بنوازیم و هرچه پربارتر به جهان معرفی کنیم.»

در این مراسم ایرج نعیمایی، پژوهشگر، با تاکید بر ضرورت فهم تخصصی موسیقی، قرائت قرآن را نمونه‌ای از پیوند عمیق موسیقی و معنا دانست و گفت: «همان‌گونه که قرائت قرآن نیازمند دانش دقیق تجوید و موسیقی است، درک درست از موسیقی نیز بدون شناخت لایه‌های درونی آن ممکن نیست.»

او با اشاره به قرائت‌های ماندگار قرآن افزود: «قرائت مصطفی اسماعیل نمونه‌ای کم‌نظیر و حتی معجزه‌گونه است؛ همان‌گونه که فهم زیبایی‌شناسانه در خواندن ام‌کلثوم، استاد شجریان یا در نوازندگی استاد لطفی، نیازمند نبوغ و در عین حال مطالعه و شناخت عمیق موسیقی است. این فهم، لازمه هر کسی است که در حوزه موسیقی فعالیت می‌کند.» 

نعیمایی با بیان اینکه موسیقی در ایران همواره در پیوندی ناگسستنی با ادبیات بوده است، گفت: «ادبیات، محور هنر ایرانی است و تقریبا هیچ هنر سنتی‌ای در کشور ما وجود ندارد که از ادبیات بی‌تاثیر باشد. موسیقی ایرانی به‌ویژه، هنری آوازی است که بنیان آن بر شعر استوار شده است.» 

او با اشاره به دیدگاه افلاطون درباره حقیقت و هنر توضیح داد: «افلاطون معتقد است حقیقت واحد است اما در ظهور، تجلیات گوناگون دارد؛ گاه در قالب کلام و ادبیات، گاه در صورت هنرهای تجسمی و گاه در قالب صوت. اما موسیقی، برخلاف دیگر هنرها، نیازی به ترجمه ندارد و مستقیما بر وجود انسان اثر می‌گذارد.»

این پژوهشگر هنر با انتقاد از نگاه‌های سطحی به موسیقی ایرانی گفت: «اتهام غمگین‌بودن یا گریه‌آور بودن موسیقی ایرانی، ناشی از ناآگاهی نسبت به ماهیت این موسیقی است. موسیقی ما بیانگر ادبیات ماست و فهم شعر حافظ، سعدی، مولوی یا عطار بدون شنیدن و دریافت آوازی آنها ممکن نیست. آواز، موثرترین شیوه انتقال معنا و حفظ اشعار کلاسیک ماست.» 

نعیمایی تاکید کرد: «عرفان که پایه اخلاق و معرفت ماست، بدون شناخت ادبیات فارسی قابل فهم نیست و کسی که بخواهد از عرفان سخن بگوید، ناگزیر باید با شعر و ادبیات فارسی آشنا باشد. موسیقی ایرانی نیز دقیقا از همین بستر شکل گرفته است.»

این خوشنویس در پایان با اشاره به اهمیت تربیت گوش شنیداری گفت: «آرزو دارم مخاطبان، توان شنیدن آثار درجه‌یک موسیقی را پیدا کنند؛ چه در موسیقی ایرانی و چه در موسیقی کلاسیک جهان، از باخ و بتهوون گرفته تا دیگر آثار تخصصی. شنیدن درست، نیازمند آموزش، صبر و تقاضای آگاهانه است.»