نگاه دیگران/ بخش بخش پنجاهونهم
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
بااینحال، ایفای نقش تثبیتکننده جهانی در صورت عدم تطابق بین جایگاه بینالمللی یک ارز و نفوذ جهانی قدرت ترویجگر، زمانی که مرکز ثقل فعالیت اقتصادی در حال تغییر است، بهطور فزایندهای دشوار میشود. بهعنوانمثال، افول نسبی اقتصادی بریتانیا، همراه با وابستگی مداوم اقتصاد جهانی به سیستم استاندارد طلای متمرکز بر پوند استرلینگ، به تنشها و عدم تعادلهای تجاری و پولی که زمینه اقتصادی را برای جنگ جهانی دوم فراهم نمود، کمک کرد. اقتصاد بریتانیا دیگر بهاندازه کافی بزرگ نبود که کالاهای مشکلدار سایر کشورها را در خود جای دهد و وامهای خارجی بریتانیا برای تثبیت سیستم پولی و مالی جهانی نامناسب بود. اما هیچ ارز دیگری، از جمله دلار، نمیتوانست جایگزین پوند استرلینگ شود. امروزه نیز پویاییهای مشابهی در جریان است. با جهانی که از نظر سیاسی در حال تجزیه است، محوشدن «صلح آمریکایی» (Pax Americana) جایگاه بینالمللی دلار را تضعیف نکرده، اما خطر گسترش بیش از حد نقش آن وجود دارد. منشأ بحران مالی جهانی دهه۱۹۳۰ در عدم تعادلهای اقتصاد کلان نهفته است که ناشی از وجود یک ارز ذخیره اصلی واحد در زمانی بود که یک سیستم متنوعتر میتوانست مقاومتر باشد. در نتیجه، هیچ نظم بازاری وجود نداشت که بتواند تنظیمات سیاستی لازم برای افزایش پسانداز در ایالات متحده و کاهش استقراض پول آمریکا از سایر نقاط جهان را ایجاد کند.
هرچه شکاف بین جایگاه جهانی دلار و نقش رهبری ایالات متحده بیشتر باشد، این وظیفه سنگینتر خواهد بود؛ زیرا به دلار نقشی تثبیتکننده فراتر از ظرفیت اقتصاد آمریکا داده میشود. در یک سیستم پولی بینالمللی چندقطبی که ارزهای بیشتری میتوانند در طول بحران بهعنوان پناهگاههای امن عمل کنند، این وظیفه برای دلار (سناریوی همزیستی پولی) مجددا تنظیم میشود. اندازه اقتصاد جهانی به این معنی است که بیش از یک ارز میتواند بازارهای عمیق و نقدشوندهای برای داراییهای امنِ تعیینشده با آن ارز ایجاد کند. با نگاهی به گذشته که بازارهای مالی بینالمللی بسیار کمتر از اکنون پیچیده و توسعهیافته بودند، ترتیبات پولی بینالمللی چندقطبی یک قاعده بوده است، نه یک استثنا. قبل از سال۱۹۱۴، سه ارز از این دست وجود داشت: پوند انگلیس، فرانک فرانسه و مارک آلمان. اما چندقطبی بودن لزوما به معنای جایگاه بینالمللی برابر در درون سیستم نیست.
پوند برجسته بود درحالیکه دو ارز دیگر، بهویژه در مناطقی که تحت سلطه فرانسه و آلمان بودند، مهم بودند. دلار میتواند نقش خود را بهعنوان ارز ذخیره اصلی ادامه دهد. یورو که نه توسط یک دارایی امن نقدشونده ترویج یافته در سطح اروپا و نه توسط یک نهاد ژئوپلیتیک کاملا یکپارچه پشتیبانی میشود، نمیتواند آرزوی نقش ارز ذخیره پیشرو را داشته باشد، اما مطمئنا میتواند بهعنوان یک تثبیتکننده اضافی عمل کند. همانطور که در بالا بحث شد، درحالیکه رهبری چین آرزوی چنین نقشی را برای یوآن ندارد، باز شدن تدریجی حساب سرمایه، نرخ ارز انعطافپذیرتر و تعمیق بازارهای مالی آن، در صورت بروز یک بحران مالی جهانی دیگر، دریچه اطمینان دیگری را برای جهان فراهم میکند.