آخرین میخ بر تابوت «اعتماد فراآتلانتیک»

ایده تصاحب گرینلند البته نخستین‌بار در سال۲۰۱۹ از سوی ترامپ مطرح شده بود، اما آنچه اروپا را شوکه کرد، تشدید لحن تهدیدآمیز در هفته گذشته بود؛ جایی که ترامپ صراحتا گفت «به هر شکل ممکن» گرینلند را خواهد گرفت، حتی اگر «راه سخت» لازم باشد. این اظهارات، که عملا تهدید یک متحد ناتو به زور یا فشار اقتصادی تلقی شد، موجی از واکنش‌ها را در اروپا برانگیخت. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، از «تهدید به تهاجم و جنگ تعرفه‌ای» سخن گفت و نخست‌وزیر لهستان، دونالد توسک، با یادآوری مفهوم تاریخی «مماشات» هشدار داد که اروپا نه در برابر دشمنان و نه حتی در برابر متحدانش، توان ضعیف بودن را ندارد.

به گزارش سی‌ان‌ان، در فضای دیپلماتیک بروکسل، این احساس به‌سرعت شکل گرفت که «واقعیت جدیدی» ایجاد شده؛ واقعیتی بی‌ثبات، خشن و غیرقابل پیش‌بینی که در آن، قدرت عریان جایگزین هنجارهای حقوقی و اعتماد سیاسی شده است. ترامپ از آغاز دوره جدید ریاست‌جمهوری‌اش، بارها با تحقیر متحدان اروپایی، اعمال تعرفه‌های سنگین، قطع یا تعلیق کمک به اوکراین و حتی همصدایی لفظی با مواضع ولادیمیر پوتین، این پیام را مخابره کرده بود که اروپا دیگر در اولویت راهبردی واشنگتن قرار ندارد. تهدید گرینلند اما، به‌زعم بسیاری، آخرین میخ بر تابوت «اعتماد فراآتلانتیک» بود.

برخی مقام‌های اروپایی حتی صریح‌تر سخن گفتند. شارل میشل، رئیس پیشین شورای اروپا، اعلام کرد رابطه فراآتلانتیک «آن‌گونه که دهه‌ها می‌شناختیم، مرده است». یک دیپلمات اروپایی نیز هشدار داد اگر آمریکا حاضر است درباره گرینلند چنین فشاری بر دانمارک وارد کند، چه تضمینی وجود دارد که در صورت تهدید روسیه، از استونی یا دیگر کشورهای بالتیک دفاع کند؟ در برابر این وضعیت، اروپا خود را میان دو گزینه دشوار دید: ایستادگی یا تبعیت. لهستان و فرانسه آشکارا با «مماشات» مخالفت کردند و حتی در داووس، نخست‌وزیر بلژیک از انتخاب میان «سرسپرده خشنود» یا «برده ناراضی» سخن گفت. نتیجه این بحث‌ها، همگرایی فزاینده اروپا بر سر ضرورت استقلال راهبردی، به‌ویژه در حوزه دفاعی، بود. سرمایه‌گذاری مشترک در صنایع دفاعی اروپایی، کاهش وابستگی به تسلیحات آمریکایی و حتی طرح‌های تابوشکنانه‌ای مانند ارتش یا شورای امنیت اروپایی، دوباره بر میز بحث قرار گرفت؛ هرچند هنوز اجماع کاملی بر سر عمیق‌ترین اشکال ادغام وجود ندارد.

با این حال، واقعیت‌های ژئوپلیتیک اجازه قطع ناگهانی پیوندها را نمی‌دهد. تهدید روسیه همچنان پابرجاست؛ از بمباران‌های سنگین کی‌یف گرفته تا هشدارهای امنیتی درباره زیرساخت‌های دریای بالتیک. اروپا هنوز به توان نظامی و اقتصادی آمریکا نیاز دارد و بسیاری از کشورها، به‌ویژه در اروپای شرقی، محتاطانه از تشدید تقابل با ترامپ پرهیز می‌کنند. سکوت نسبی کشورهای حوزه بالتیک و تاکید برخی رهبران این کشورها، مانند رئیس‌جمهور لیتوانی، بر «همکاری به جای تقابل» نشان می‌دهد که اروپا میان خشم، نگرانی و واقع‌گرایی در نوسان است. در مجموع، هفته گذشته برای اروپا لحظه‌ای تعیین‌کننده بود: پایان توهم بازگشت به «وضعیت عادی» و آغاز تلاش برای بازتعریف جایگاه خود در جهانی که آمریکا دیگر لزوما ستون قابل اتکای آن نیست. اروپا هنوز به‌طور کامل از سایه واشنگتن خارج نشده، اما به‌نظر می‌رسد برای نخستین‌بار، جدی‌تر از همیشه به ایستادن روی پای خود می‌اندیشد.