افسانه دو شهر

هنگ‌کنگ و سنگاپور مدت‌هاست که اقتصاددانان را مجذوب مطالعه رشد اقتصادی کرده‌اند. هر دوی این کشورها از زمان جنگ جهانی دوم به بعد جزو سریع‌ترین کشورهای جهان در رشد اقتصادی بوده‌اند. بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۶، تولید ناخالص داخلی سرانه در هنگ‌کنگ با نرخ سالانه ۶.۱درصد رشد کرد، درحالی‌که در سنگاپور، رشد سالانه ۷درصد بود.

با توجه به شباهت در نرخ رشد آنها و این واقعیت که آنها هر دو دولت شهری مستقل بودند (تا زمانی که هنگ‌کنگ توسط چین در سال ۱۹۹۷ جذب شد)، می‌توان انتظار داشت که دو کشور منابع رشد اقتصادی مشابهی داشته باشند. بنابراین، زمانی که یک مطالعه دقیق توسط آلوین یانگ (۱۹۹۵)، دریافت که رشد در دو کشور کاملا متفاوت است، شگفت‌انگیز بود.

یانگ از تکنیک‌های حسابداری رشد برای تحلیل رشد در دو کشور طی دوره ۱۹۶۶-۱۹۹۰ استفاده کرد. او دریافت که اگرچه رشد بهره‌وری نقش زیادی در رشد درآمد هنگ‌کنگ بازی می‌کند، رشد درآمد سنگاپور تقریبا به طور کامل ناشی از انباشت عوامل است.

در هنگ‌کنگ، بهره‌وری با سرعت ۲.۳درصد در سال رشد کرد. در سنگاپور، این متغیر با رقم قابل مقایسه ۰.۲درصد در سال بود. یافته‌های یانگ به عنوان یک یافته بد برای سنگاپور در نظر گرفته شد زیرا رشد ناشی از انباشت عوامل نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد.

همان‌طور که می‌دانیم، کشوری که نرخ سرمایه‌گذاری خود را افزایش می‌دهد، با حرکت اقتصاد به سمت وضعیت پایدار جدید، حرکت انتقالی رشد را تجربه خواهد کرد، اما چنین رشدی در نهایت فروکش کرده و از بین خواهد رفت.

برای ثابت نگه داشتن رشد، نرخ سرمایه‌گذاری باید به طور مداوم افزایش یابد. در واقع، در سنگاپور، سرمایه‌گذاری به عنوان کسری از تولید ناخالص داخلی از ۱۱درصد به ۴۰درصد بین سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۹۰ افزایش یافت. اما البته، نرخ سرمایه‌گذاری نمی تواند برای همیشه در حال افزایش باشد. به طور مشابه، سطح تحصیلات نیروی کار سنگاپور با سرعتی سریع افزایش یافت که بعید است در آینده ادامه یابد (بین سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۹۰، کسری از نیروی کار با تحصیلات دبیرستان از ۱۵.۸٪ به ۶۶.۳٪ افزایش یافت.

پل کروگمن، اقتصاددان، در مقاله‌ای (۱۹۹۴) تاثیرگذار در مجله فارن‌افرز، ایده‌های یانگ را به نتیجه منطقی خود رساند: رشد عامل‌محور سنگاپور به زودی باید کند شود. سرنوشت سنگاپور در صورتی که نتواند رشد بهره‌وری را تقویت کند، این بود که مسیر اتحاد جماهیر شوروی را دنبال کند؛ اتحاد جماهیر شوروی که برای چندین دهه در نتیجه انباشت عوامل به سرعت رشد کرد، اما در نهایت به‌دلیل بهره‌وری ناموفق، دچار رکود شد.

در سال ۱۹۹۶، در پاسخ به جنجال برانگیخته شده توسط مقاله کروگمن، سنگاپور تلاش خود را برای افزایش نرخ رشد بهره‌وری آغاز کرد. 

دولت کمپین‌هایی را راه‌اندازی کرد تا شرکت‌ها را وادار کند تا ایده‌های سازنده‌ای را به اشتراک بگذارند و پوسترهایی را نصب کردند که به کارگران می‌گفت: «انجام یک کار خوب باعث می‌شود احساس غرور کنید.» 

حتی ۴۶هزار فروشنده مواد غذایی در خیابان‌های سنگاپور از طریق برنامه‌هایی که آموزش آشپزی و مدیریت، آشپزخانه‌های متمرکز و حق رای دادن موفق‌ترین اپراتورها را ارائه می‌داد، مورد هدف این سیاست قرار گرفتند.