نگاه دیگران/ بخش پنجاهوپنجم
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
لغو کنترل سرمایه و شناور کردن آزادانه نرخ ارز، به معنای قرار دادن اقتصاد چین در معرض آشفتگی جهانی - پس از دههها سیاستگذاری عایقبندیشده - خواهد بود، نتیجهای که سیاستگذاران چینی بارها آن را به دلیل پتانسیل بیثباتی و اختیار محدود برای تخصیص منابع به شرکتهای موردعلاقه و اهداف توسعهای، غیرقابلتحمل خواندهاند. علاوه بر این، حتی نرخ ارز انعطافپذیر و حساب سرمایه باز نیز کافی نخواهد بود؛ تغییرات ساختاری نیز مورد نیاز است. بهعنوان مثال، کیفیت، پیشبینیپذیری و قابلیت اطمینان نهادهای سیاسی کشور صادرکننده، نقش مهمی در تعیین جذابیت یک ارز به عنوان ارز ذخیره ایفا میکنند؛ حتی اگر یک سیستم کاملا دموکراتیک، پیشنیاز ضروری نباشد، کنترل و توازن کافی پیشنیاز است.
افزون بر این، چین باید با کاهش پسانداز خصوصی و ارتقای استراتژی توسعه خود، کسری حسابجاری قابلتوجهی را برای عرضه ارز خود به خارجیها آغاز کند. آرزوی رهبری چین این است که از یک مدل رشد مبتنی بر سرمایهگذاری و صادرات به سمت مدلی متمرکزتر بر مصرف خصوصی حرکت کند - استراتژی گردش دوگانهاش در همین راستا قرار دارد - اما این امر مستلزم کاهش شدید نرخ پسانداز خانوار است که با حدود ۳۵درصد، تقریبا ۶برابر بیشتر از نرخ پسانداز ایالات متحده است.
عوامل فرهنگی، نسلی و تاریخی در قلب ساختار اقتصادی چین قرار دارند و بهراحتی قابلتغییر نیستند. رهبری این کشور حداقل از اواخر دهه۱۹۹۰ از حرکت به سمت اقتصاد مصرفمحور حمایت کرده است، اما نتوانسته انگیزههایی را برای خانوارها ایجاد کند تا بیشتر خرج کنند و کمتر پسانداز کنند و سیاستگذاران همچنان در مواقع آشفتگی یا عدم قطعیت به «دستور و کنترل» و رشد مبتنی بر سرمایهگذاری متوسل میشوند. علاوه بر این، در جهانی با بلوکهای تجاری منطقهای نوظهور، فرصتهای کمتری برای مبادلات ارزی در سراسر جهان وجود خواهد داشت و به نفع چین خواهد بود که تاحدامکان کنترل اقتصاد و منابع ملی خود را حفظ کند.