صد رحمت به قرارداد دارسی!
رضا نيازمند : دکتر امامی هم مشاور حقوقی من در سازمان گسترش بود. اینها را با خود به مس سرچشمه منتقل کردم. کارمندان دیگر را هم استخدام کردم. در این موقع معاون وزارت اقتصاد مطلع شده بود که من قرارداد موقتی با آنا کاندا بستهام. او خواست زرنگی کند یک تلکس به دفتر مدیرعامل آنا کاندا مخابره میکند که شما روز ورودتان را به من اطلاع دهید تا من به فرودگاه بیایم و از شما استقبال کنم. مدیرعامل شرکت آنا کاندا هم تاریخ ورود خود را اطلاع میدهد و معاون وزارت اقتصاد در فرودگاه مهرآباد آنها را استقبال میکند و با هم به هتل هیلتون میروند و از روز بعد مذاکرات را شروع میکنند.
چند روز بعد من مطلع شدم که وزارت اقتصاد (هوشنگانصاری) مشغول امضای موافقتنامه با آنا کاندا است. تلفن کردم و قرارداد را برایم فرستادند و خواندم و دیدم که صد رحمت به قراردادی که دارسی برای اکتشاف و استخراج نفت با ناصرالدین شاه امضا کرده بود. در این قرارداد اولا در تمام جهات آنا کاندا ارباب و ما رعیت ایشان بودیم و ثانیا قرار شده بود که ما یک دستمزد سالانه برای استفاده از دانش فنی به آنا کاندا بدهیم که انتها نداشت و همیشگی بود. ثالثا در مورد فروش محصول هم اختیارات تمام تقریبا با آنها بود. فورا به هوشنگ انصاری تلفن کردم و گفتم من با این قرارداد نمیتوانم کار کنم. اعتراض من به موافقتنامه آنا کاندا موجب نگرانی شدید شاه شد. میترسید من کار را خراب کنم. من ناچار تلفنی به مدیرعامل آنا کاندا گفتم وزیر اقتصاد یک مذاکرات دوستانه با شما کرده که ارزش قانونی ندارد. من طبق قانون با اختیار تام رسما با شما صحبت میکنم و توافق شما با من قانونی است.