سیاست صبر و انتظار
سعید جعفری کارشناس بازار سرمایه
بورس اوراق بهادار تهران از اواخر آذر ماه سال جاری دور جدیدی از ریزش را تجربه کرد بهطوری که شاخص کل بورس با ریزش ۲۵ درصدی، تا محدوده یک میلیون و ۱۵۰ هزار واحد کاهش یافت. این ریزش در برخی از سهمهای بزرگ به ویژه در گروه فرآوردههای نفتی تا سطح ۵۰ درصد نیز اتفاق افتاد. در چند روز گذشته و پس از این ریزش قابل توجه، قیمت بسیاری از سهام به سطحی از ارزندگی رسیده که با حمایت نهادهای حقوقی و خریدهای برخی از سرمایهگذاران بلندمدتی، قیمتها بخشی از ریزش خود را جبران کردند. همچنین عدم افت قابل توجه نرخ ارز نیز تردیدهایی را درخصوص امکان ماندگاری نرخ ارز در سطوح کمتر از ۲۰ هزار تومان ایجاد کرده است.
اما درخصوص چرایی عدم اعتنای بازار به گزارشهای مثبت و خوب شرکتها و تکیه آنها به رخدادهای سیاسی و بینالمللیها باید گفت واقعیت این است که بخش قابل توجهی از سهامداران در یک سال گذشته نسبت به گزارشها بی تفاوت هستند و فارغ از عوامل بنیادین در حال خرید و فروش سهام هستند؛ به ویژه سهامداران تازه وارد صرفا دنبالهرو جریان پول هستند و صفنشینی استراتژی غالب در بین فعالان شده است. از زمستان سال گذشته تا اواسط تابستان سال جاری، بازار سرمایه پذیرای طیف جدیدی از مردم بود که صرفا به دلیل انتظارات شدید تورمی نسبت به خرید سهام اقدام میکردند تا ارزش پول خود را در مقابل موج تورم حفظ کنند. به نظر میرسد در پاییز سال جاری و با پررنگ شدن احتمال عدم انتخاب ترامپ بهعنوان رئیسجمهور جدید آمریکا، از انتظارات تورمی در بازارهای سرمایهگذاری کاسته شد و همین مساله از دلایل مهم افزایش عرضهها در بازار سهام در ماههای اخیر بوده است. همچنین افزایش نرخ سود بانکی در ماههای اخیر در مقایسه با ابتدای سال و همچنین کاهش نرخ ارز نیز از دلایل مهم بیتفاوتی سرمایهگذاران نسبت به گزارشهای خوب شرکتها بوده است. همچنین سیاستهای ضد بازار بخشی از دولت را نیز نباید بدون تاثیر دانست. در واقع طیفی از سرمایهگذاران، این گزارشهای خوب را موقت میدانند و با توجه به چشم انداز کاهش نرخ ارز حداقل در کوتاهمدت، سیاست فروش سهام و انتظار برای روشن شدن سیاستهای دولت جدید آمریکا را ترجیح دادهاند.دلیل اینکه چرا سرمایهگذاران تا این اندازه به اخبار سیاسی و بینالمللی وزن میدهند، عمدتا بهخاطر تاثیرپذیری نرخ ارز و تورم انتظاری از سیاست و فشارهای بینالمللی است. باید قبول کنیم مدتهاست که اقتصاد ایران در خدمت سیاست است و طبعا سرمایهگذاران ناچار به رصد فضای سیاسی هستند. در واقع اگر اقتصاد ایران تحت تاثیر فشارهای ناشی از تحریم قرار نداشت و شرکتها میتوانستند به راحتی اقدام به افزایش تولید کنند و بازارهای صادراتی را برای محصولات خود گسترش میدادند، طبعا سرمایهگذاران نیز توجه خود را به وضعیت عملیاتی شرکتها معطوف میکردند. با این وجود به اعتقاد بنده، در تحلیل چشم انداز بازار سرمایه نباید به هر اتفاق ریز و درشت سیاسی واکنش نشان داد و میتوان با طراحی یک سناریوی واقعبینانه، برای یک سرمایهگذاری بلندمدت در بازار سرمایه اقدام کرد. توسعه صندوقهای سرمایهگذاری و ترغیب مردم به سرمایهگذاری غیر مستقیم در بازار سهام از طریق این صندوقها، باعث خواهد شد تا از حجم واکنشهای زیاد اشخاص حقیقی به اخبار سیاسی کاسته شود و بازار سهام نوسانات شدید را تجربه نکند.بازار سرمایه در کوتاهمدت با ریسکهای متعددی مواجه است که منجر به تشدید فضای صبر و انتظار میشود. اصرار بخشی از دولت بر کاهش دستوری نرخ ارز یکی از مهمترین ریسکهای پیش روی بازار است که در نتیجه، برخی از سرمایهگذاران ترجیح میدهند کف قیمت دلار تا پایان سال مشخص شود و سپس بر اساس آن رقم اقدام به برآورد سود شرکتها کرده و سهام ارزنده را خریداری کنند. از این رو به سرمایهگذاران توصیه میشود تا پایان سال جاری براساس سطح ریسکپذیری خود نسبت به خرید سهام و اصلاح پرتفو اقدام کنند. برای آن دسته از سهامداران تازه وارد که از رشد دوباره بازار سهام ناامید شدهاند نیز پیشنهاد میکنیم ضمن بررسی روند قیمتی سهام شرکتها طی دو دهه اخیر، به یاد داشته باشند که هیچ سقوطی در بازارهای مالی ابدی نیست و با کسب آموزشهای لازم، نسبت به اصلاح پرتفوی خود اقدام کنند.