پدرخوانده فاشیسم!
نیره توکلی
کارل اشمیت (۱۹۸۵-۱۸۸۸) مولف کتابهایی چون الهیات سیاسی و بحران دموکراسی پارلمانی است. او را هم هابز زمانه ما نامیدهاند و هم پدرخوانده فلسفی نازیسم. اما چه چیزی باعث شده که وی یکی از سرآمدان نظریهپردازی سیاسی و حقوقی در قرن بیستم باشد؟ قدرت نفوذ این شخصیت متلونی که، تا سال ۱۹۵۴، جنگ داخلی ۱۹۱۸ و فروپاشی رایش ویلهلمی، ظهور و فراز و نشیبها و سپس سقوط جمهوری وایمار را دیده بود و زندگی در دوران رایش سوم، بمباران برلین به دست متفقین، و نیز پایان فاجعهبار جنگ جهانی دوم را تجربه کرده بود و با مهارت تمام توانسته بود از همه این چیزها جان به در ببرد، در چه چیز نهفته است؟ پاسخ را باید در قدرت او در سخنوری و استدلال، آن هم در دفاع یا رد مواضع سیاسی مختلف یافت که گاه در دورههای مختلف کاملا تغییر میکرد. کسی که کتاب رومانتیسیسم سیاسی کارل اشمیت را میخواند، هرگز نمیتواند تاثیر و قدرت استدلال وی را نادیده بگیرد.
نقد او درباره آرمانها و نهادهای لیبرال دموکراتیک هنوز هم مناقشهانگیز است، اما حتی مخالفانش نیز به قدرت شگفتانگیز وی برای پرداختن به مسائل اساسی سیاست مدرن اعتراف میکنند. رومانتیسیسم سیاسی پژوهشی تاریخی است که همچون دیگر آثار مهم اشمیت، نقد سیاسی بنیادینی را عرضه کرده است. وی در این اثر، از مفهومی از عمل سیاسی دفاع میکند که استوار است بر مفاهیم خیر و شر، عدالت و بیعدالتی و حمله به انفعال سیاسی که معلول تجربه رومانتیسیسم سیاسی است. اشمیت کتاب را با نقد نظریه عامهپسند رومانتیسیسم آغاز میکند، که در آن رومانتیک، با ارجاع به موضوعهای معینی درباره کشش عاطفی تعریف شده، سپس به اصول اساسی جنبش رومانتیک حمله میبرد و تاکید ویژه آن بر بنیان متافیزیکی رومانتیسیسم است و اینکه به همه حوزههای فرهنگ جنبه زیباییشناختی میدهد.
مباحث اصلی کتاب پیشزمینهای است برای یورش اشمیت به رومانتیسیسم سیاسی و «شاعرانهسازی» ستیزهای سیاسی. این نقد دربرگیرنده حمله گستردهتری به بورژوازی اروپایی نیز هست، زیرا طبقهای است که آغوشش را بر رومانتیسیسم میگشاید و در نتیجه، با تبدیل جدل سیاسی به گفتوگوی بیپایانی که در آن تفننجویی آسانگیری برخود مانع از تصمیمگیریهای سیاسی درست میشود، از نظم اجتماعی لیبرال سیاستزدایی میکند. سرانجام، علایق سیاسی خود اشمیت با آرای ادموند برک، جوزف دی مایستر و لویی بونالد، با فلسفه سیاسی محافظهکارانه، با بازگشت به دوران پیش از ناپلئونی و – دستکم تا اواخر دهه ۱۹۲۰- با کاتولیسیسم سیاسی درهم میآمیزد. مهمترین نکتهای که اشمیت درباره تعریف رومانتیک بیان میکند این است: تعریف رومانتیک را نمیتوان از هیچ شیء یا موضوعی آغاز کرد که رومانتیک پنداشته میشود، خواه قرون وسطا باشد و خواه ویرانه، بلکه تعریف را باید از شخص رومانتیک آغاز کرد.