تصویر زنی شجاع و مستقل
زهره ترابی
کتاب «چادر کردیم رفتیم تماشا» جلد نخست مجموعه «سفرنامههای قدیمی زنان» است. عالیه خانم شیرازی سفرش را از کرمان شروع کرده با گذر از بمبئی به شهرهای زیارتی عربستان و عراق رفته و پس از بازگشت به ایران مدت زیادی را در دربار ناصری گذرانده است. جذابیت سفرنامههای زنان در این است که در کنار اتفاقات سفر، ریزهکاریها و روزمرگیها را هم ثبت کرده و این روایت جزئیات است که به ما امکان میدهد تصویر روشنتری از آن دوره داشته باشیم. عالیه خانم شیرازی مدتی طولانی در دربار ناصری میماند. روزنگاریهای دقیق نویسنده بهعنوان یک غریبه از دربار ناصری، تصویر خواننده از وضعیت حاکمیت در آن دوره را کامل میکند. اطلاعات ما از زندگی پادشاهان قاجار بهطور معمول از نوشتههای نزدیکان شاه به دست میآید، اما نویسنده این سفرنامه از آشنایان دور خانواده شاه بوده و به خاطر سکونت در کرمان مراوده زیادی با آنها نداشته است. به همین دلیل آنچه در این برخورد از دربار و حرمسرای ناصرالدین شاه دیده و نوشته با روزنگاریهای دیگری که خواندهایم متفاوت است.
در این سفرنامهها متن به زبان شفاهی نزدیکتر میشود و صراحت و جسارت زنان راوی که برخلاف دیگر سفرنامهنویسان، ترسی از مناسبات مرسوم دولتمردان وقت نداشتند، وجوه نادیده آن دوره تاریخ را به ما نشان میدهد. بازآفرینی سفرنامهها در قالبی جذاب و خواندنی جهت خوشخوان کردن متنها برای مخاطبان گسترده است. برای اطمینان از تطابق با متن اصلی علاوه بر کتاب استاد جعفریان نسخه خطی هم بازخوانی شده و بعضی واژهها و عبارتها طبق نسخه اصلی تغییر کرده است. قاعده ما در این مجموعه این است که به متن اصلی پایبند باشیم. به گواه منابع تاریخی زنان در جامعه حضور داشتند و تعدادی از آنان حتی در تصمیمگیریهای مملکتی هم موثر بودند. مجموعه «سفرنامههای قدیمی زنان» نشان میدهد که نویسندگان این متون هویت شکل یافته و شخصیت اجتماعی داشتند و به اتفاقهای جامعه از زاویه دید خاص خودشان مینگریستند.
یادداشتهای علویه خانم از او تصویر زنی شجاع، مستقل و جسور را ساخته که بدون همراهی شوهر و فرزندان عازم سفری سخت و طولانی شده؛ برای به دست آوردن آنچه میخواسته گاهی با مردان جنگیده، گاهی وارد مذاکره شده و گاهی راهش را جدا کرده است. عالیه خانم شیرازی با بزرگان و افراد سرشناس آشنایی داشته و در سفرش با آنها دیدار کرده است. در سامرا به خانه میرزای شیرازی میرود و در تهران مهمان ناصرالدینشاه میشود. جنگیشاه، پسر آقاخان محلاتی در بمبئی برایشان گاری میفرستد و نصیرلشکر در کرمانشاه از او پذیرایی میکند.