آغاز و پایان یک سبک نوظهور
مریم کامیاب
انقلاب مشروطه یکی از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر ایران و سرآغاز دورهای جدید در حیات سیاسی و اجتماعی ایرانیان بوده است. در شکلگیری و تداوم مشروطهخواهی، عوامل گوناگون دخالت داشتهاند. رفت و آمد عدهای از ایرانیان به اروپا و آشنایی آنها با نهادهای اجتماعی و سیاسی غربی، گسترش صنعت چاپ در ایران و تاسیس روزنامههای متعدد از جمله این عوامل بودهاند. دستاندرکاران و نویسندگان قریب به اتفاق این نشریات، علاوهبر فعالان سیاسی، از اهالی فرهنگ و ادب هم بودهاند و آثار ادبی فراوانی از آنها در مطبوعات آن دوره منتشر شده و به جا مانده است.
کتاب «جریدهنگاران» درصدد آن است که با مطالعه اجمالی تاریخ دوره مشروطه، همچنین مطالعه مطبوعات این دوره و بررسی بخشهای ادبی آنها، تاثیر نشریات ادبی را در شکلگیری تحولات اجتماعی و سیاسی عصر مشروطه باز شناسد تا سهم کوچکی در تبیین ادبیات عمومی و کارکرد آن در رخدادهای اجتماعی و سیاسی داشته باشد و زمینهای برای مطالعات دیگر در این حوزه را فراهم کند. نویسنده در کتاب حاضر سه نکته را در نظر داشته است. نخست اینکه آثار ادبی مطبوعات این دوره با زبان طنز و کنایه، بسیاری از ناگفتهها را از اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی مطرح کردهاند که شاید با این صراحت در دیگر نوشتهها و مقالات نمیتوانست گفته شود. همچنین عرضه این آثار در مطبوعات سبب شد که مردم گام به گام با شرایط اجتماعی به پیش بروند. دیگر اینکه این آثار به جهت استفاده از زبان مردم کوچه و بازار، توانستند رابطه بهتری با عامه مردم پیدا کنند و بهدلیل علاقه و انس عموم با آثار ادبی، از تاثیرگذاری فراوان در همراه کردن مردم با نهضت مشروطه و مشارکت آنها در حرکتهای انقلابی برخوردار باشند. در کنار این دو فرضیه، فرضیه جنبی دیگری نیز مطرح شده است که از کلیت این کتاب حاصل آمده و آن اینکه در این دوره تجربیاتی نو در نگارش مطبوعات اتفاق افتاد اما این سبک نوظهور در دورههای بعدی ادامه نیافت. در واقع این سبک متناسب با همان دوره تاریخی و اجتماعی ظهور پیدا کرده و به پایان رسیده است.