مفهوم ملت در عهد ناصری
در دوران قاجاریه مفهوم ملت به خاطر شرایط اجتماعی و مذهبی به معنای مجموع رعایای ایران بهکار گرفته شد که توسعا پیرو شریعت اسلام تلقی میشدند. در این دوره مفهوم ملت هنوز در قید و بند مفاهیم مذهبی است، چنان که در متون و مکاتبات مختلف این دوره علمای شریعت، روسای ملت بهشمار آمدهاند. برای نمونه هنگامی که از طرف ناصرالدین شاه فرمان امتیازنامه رژی به علما داده شد، آنها را روسای ملت خطاب کرد:
«بر حسب امر همایونی شما که علمای شریعت و روسای ملت هستید، صورت این امتیازنامه را ملاحظه فرمایید.» گرچه تا قبل از دوره پهلوی اول به دلایل گوناگون زمینه تشکیل دولت و ملت و کاربرد واژه ملت در معنای حقیقی آن فراهم نشد و حتی در روزنامهها و متون دوره ناصری و بهویژه اعلانهای حکومتی واژه «ممالک محروسه» به کرات بهکار رفته، اما در بعضی از آثار این دوران و نوشتههای روشنفکران به معانی جدید ملت اشاره شده است. بنا بر اظهارنظر بهار در سبکشناسی، کلمه ملت برای نخستین بار در رساله «رفیق و وزیر» ملکمخان بهکار رفته است. اما آجودانی در این گفته بهار به دیده تردید مینگرد و با رعایت احتیاط عقیده دارد که سخن ملکم در رساله مذکور، قدیمیترین و نه اولین نمونههای کاربرد لفظ ملت به معنی اجماع رعایا، نه به معنی پیروان شریعت است. ملکم در این رساله مینویسد:
«شصت سال است که اولیای دولت ایران در صدد اخذ تنظیمات فرنگ میباشند... سلاطین به جهت ترغیب ملت از هیچ قسم گذشت و هیچ نوع مشقت گریزان نبودهاند.»
مستشارالدوله تبریزی نیز در «یک کلمه» آنجا که از تفاوتهای اساسی میان کتاب قانون و کتاب شریعت بحث میکند، اشارهای به واژه ملت دارد: «فرق اول، کود(کد-قانون) به قبول دولت و ملت نوشته شده نه رای واحد... فرق چهارم که عمده و اهم آن است که فقط مصالح دنیویه را شامل است، چنان که به حالت هرکس از هر مذهب و ملت که باشد، موافقت دارد و امور دینیه را کتاب مخصوص دیگر هست.»